eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
749 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
دیده آن گاه که با اشک ملاقات کند رزق گریه طلب از مادر سادات کند گریه هرکس نکندمعرفتش کامل نیست گرچه صدمرحله تحصیل اشارات کند روزمحشرکه همه دیده ی گریان دارند آن روز مباهات کند میزند از قفس عالم خاکی بیرون هرکه باسینه زنی سیرسماوات کند گفتم و با منکر زهرا گفتم: برود توبه کند ترک عبادات کند وصف نور تو نه درحدزبان بشراست که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول حرمت اشک تو را خوب مراعات کند زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد سالها گریه بر این عمق جراحات کند آنکه سیلی به تو زد هیزم دوزخ باشد همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند : مثل قدیم باز صدایم کن دستی بکش بروی دل بی قرار من سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام . @Quranahlebayt
هردم بخوان آیات جاری حسن را جود و سخا و بردباری حسن را درزیرقبه که دعاها مستجاب است کن آرزو خدمتگزاری حسن را این قبه خود یک عمر بین سینه دارد شوق بقیع و همجواری حسن را درکربلا موکب به موکب جلوه دادند یک گوشه ای از سفره‌داری حسن را در کربلا قاسم ضریح مجتبی شد بوسه بزن این یادگاری حسن را با ذکر لایوم کیومک شرح دادند مرثیه‌خوانها بیقراری ِ حسن را یک تشنه درگودال یااُمّاه میخواند برپا کند تا سوگواری حسن را در بین کوچه گوشواره درک کرده لحظه به لحظه شرمساری حسن را حوریه ای در بین کوچه گیر افتاد سیلی رقم زد جانسپاری حسن را : 💔 مادرم نامِ حسن برد سپس شیرم داد پدرم گفت حسین، عاقبتم نوکر شد سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، . @Quranahlebayt
این گدا بر سر راهت چقَدَر بنشیند تا به کی شب به تمنای سحر بنشیند رفته بینایی یعقوب دوچشمم٬ یوسف تو بیا تا که غباری به بصر بنشیند نظری کن تو طبیبانه بر این غمزده تا شعله ی آتش این زخم جگر بنشیند من چه میخواهم ازاین عمراگریک روزی قَدَمَت بر سر این دیده ی تَر بنشیند کاش من روز طلوع تو به دنیا باشم آن زمانی که به پای تو قمر بنشیند تاج شاهی نپذیرم به سرم بگذارند بر سرم دست پر از مهرت اگر بنشیند آنقدر منتظر آمدنت خواهم ماند کز مزارم گل نرگس به ثمر بنشیند : دلم چو یوسفِ یعقوب وقت دلتنگی شود هوایی کنعان، عجیب دلتنگم سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام . @Quranahlebayt
لب اگر خورد به پیمانه بها می‌گیرد سنگ با دست شما حکم طلا می‌گیرد شاهد واقعه سلمانی نیشابور است هرکسی خواست بداندکه کجا می‌گیرد قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد رحمت واسعه ی تو همه را می‌گیرد عشق وارد شدن وقت اذان را دارم که دلم در صف عشاق صفا می‌گیرد قدمش می‌گذرد بی‌خطر از روی صراط هر کسی دست به دامان شما می‌گیرد عالـم آل محمد ز دم توست اگر بیشتر حوزه در اطراف تو پا می‌گیرد قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست که در آن بی بر و برگرد دعا می‌گیرد واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست کور می‌آید و فی‌الفور شفا می‌گیرد شاغلم شغل من این است گدایت باشم کارم از برکت الطاف رضا می‌گیرد ارمنی بود مردد که بگیری دستش گفتمش محضر دلدار بیا می‌گیرد فلسفی نیستم اما پی این فلسفه‌ام که چرا هر که ز تو کرببلا می‌گیرد؟ : گفتم که به آهی غم دل با تو بگویم پیش توولی جزبه تماشاچه توان کرد سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
دلم برای شماغرق آه وغم شده است نسیم رحمتتان بازشاملم شده است دعای فاطمه در حق من اثر کرده غلامی درِاین خانه قسمتم شده است به قدر دانه ی ارزن کسی مرا نخرید بجزشماچه کسی سایه ی سرم شده است؟ به هرکجا که رَوَم باز پر کشم اینجا کبوتردل من جَلد این حرم شده است کسی که قطره ی اشکی برای تو ریزد به چشم حضرت زهرا چه محترم شده است همین که هر شب جمعه میان بزم عزا رسدکسی به یقین شامل کرم شده است ز کودکی درِ این خانه نوکـری کردم گدایی درِ این خانه عزتم شده است از آن زمان که پدر بین روضه ها بردم غلام کوی ابالفضل، شهرتم شده است خدا کند که بمیرم به پای شش گوشه فقط همین بخداحرف آخرم شده است : 💔 شب جمعه حرم یار چه دیدن دارد گریه های من ِ هجران زده دیدن دارد شب جمعه اسٺ نوایی ز حرم میاید نوحه ی حضرٺ زهراسٺ شنیدن دارد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، . @Quranahlebayt
با کدام آبرویی روزشمارش باشیم عصـرها منتظر صبح بهارش باشیم کاروان سحرش بهـر همه جا دارد تاکه جاهست، چرا گردوغبارش باشیم سالـها منتظرسیصدو اندی مرد است آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم گیرم امروز به ما اذن ملاقاتی داد مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم سالـها در پی کار دل ما راه افتاد یادمان رفت ولی درپی کارش باشیم ما چرا، خوبترین ها به فدای قدمش حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم اگــر آمــد خبــر رفتـن مــا را بدهیــد به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم : 💔 دلمرده ام، قبول، تو اما مسیح باش یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام . @Quranahlebayt
یک وقت زخانه ات جوابم نکنی با لفظ برو خانه خرابم نکنی می ترسم از آن لحظه که روز عرصات در زمره ی نوکران حسابم نکنی پیش نظر سینه زنانت محشر بیچاره ی رو سیه خطابم نکنی نزدیکی درب دوزخ آقای بهشت با بستن پلک خود عذابم نکنی سوگند به جان مادرت ای آقا شرمنده ی روی بوترابم نکنی فردای قیامت سر حوض کوثر با هرم نگاه خویش آبم نکنی ای ساقی تشنه لب دلت می آید مهمـان پیاله ای شـرابم نکنی؟ : 💔 از ما و از خدای تو بر پیکرت سلام صدها سلام بر سر از تن جدا حسین سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام . @Quranahlebayt
میشوم نقاش وازرخساردلبر میکِشم از کبودی رخ دلدار حیدر میکشم غنچه ای رامیکِشم زخمی به زیر دست و پا رَد خونی روی بال یک کبوتر میکشم باغ را لبریز آتش میکشم وقت غروب باغبان را هم کنار حلقه ی در میکشم آشیانی میکشم لبریز یاس و نسترن بعدازآنهم چهره ای ازیاس پرپر میکشم رنگ نیلی میزنم بر صفحه ی آلاله ها مرتضی را آن میان بی یارو یاور میکشم یکطرف هیزم فراهم بودومردم حمله ور یکطرف روی زمین تصویر مادر میکشم چادرخاکی کشیدم درهمین حال و هوا بعدازآنهم معجری ازجنس کوثر میکشم چادری خاکی شد اماحنجری خونی نشد از همینجا روی دفتر نقش دیگر میکشم میروم درگوشه ی گودال و بابغض قلم خنجری راتشنه ی رگهای حنجر میکشم حنجری را نامرتب کرده ضرب نیزه ها درپی این نیزه هاغمدیده خواهر میکشم دختری را میکشم مشغول نجوا با پدر حال اورازخمی وبیتاب ومضطر میکشم : افتاده ام‌ به پات،بمان،جان من بمان رحمی بکن به گریه ی اطفال زار من سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام . @Quranahlebayt
ماجرای کوچه چشمان ترم را زخم کرد آه از دردی که قلب مضطرم را زخم کرد آتش این زهر، آبی روی آتش بوده است آتشی دیگر دل شعله ورم را زخم کرد روضه‌خوانی میکنم هرروز وشب درخلوتم روضه ی سنگین مادر حنجرم را زخم کرد این مصیبت‌نامه را جز من نمیداند کسی دست نامردی رسید و باورم را زخم کرد حوریه حتی نسیمی بررخش دارد ضرر باد گلبرگ گل پیغمبرم‌ را زخم کرد سالها گریان داغ ضربت یک سیلی ام ضربه ای محکم که روی‌مادرم را زخم کرد با شتاب و ناگهانی رد شد از روی سرم این مصیبت بود از پا تا سرم را زخم کرد آنقدر گفتم به جای مادرم من را بزن این تقلا کردنم بال و پرم را زخم کرد عرش هم آنروز از غصه تلاطم کرده بود مادرم درکوچه راه خانه را گم کرده بود : 💔 آقا ميان كوچه چه ديدى كه بعد از آن وقت عبـور، هر قدمت فـرق مى كـند؟ سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، . @Quranahlebayt
قبل هجران تو آقا ما به هجران رفته ایم خودسرانه کو به کو دنبال شیطان رفته ایم یکهزاروسیصدوچندیست غیبت خورده ایم تو تماماً حاضری و ما به هجران رفته ایم منتظَر هستی و عالم منتظِر بر دیدنت قرنها این جاده را با چشم گریان رفته ایم سیصدواندی نشد یارت شویم از این همه با تأسف ما همه در چاه عصیان رفته ایم ادعای شیعگی داریم اما در عمل برخلاف گفته های شاه خوبان رفته ایم حال مااین است، فکری کن به حال ما خودت ما به دنبال گنه بسیار ارزان رفته ایم غیرتو برهرکه دل دادیم خسران دیده ایم برخلاف مِیلتان با این و با آن رفته ایم حیف شد، قبلا تو بودی بهترین معشوق ما حال جای تو سراغ نفس، آسان رفته ایم خوب یا بد،هرچه هستیم آخرش مال توایم سالیانی می شود آقا به دنبال توایم : خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری این صبرکه من میکنم افشردن جان است سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام . @Quranahlebayt
من بیدل آمدم که تو دلدار من شوی  غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی شادم که در حریم تو افتاده بار من  آیا شود ز لطف خریدار من شوی خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو  دل خسته آمدم که مددکار من شوی هر طور راحتی، بزن، اما نمی روم  این بار آمدم که فقط یار من شوی من ورشکسته ی گنهم، می شود شبی  یوسف شوی و گرمی بازار من شوی عمرم به باد رفته به داد دلـم برس  من آمدم که مونس من یار من شوی آقاییم همیشه ز سلطانی شماست  یک عمر نوکرم که تو سالار من شوی خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین  گویا که از وفا تو گرفتار من شوی پیچیده باز در حرمِ تو صدای من  دست شماست روزیِ کرب و بلای من : به خراسان ببری یا نبری حرفی نیست تو نگیر از منِ دلخسته رضا گفتن را سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع) . @Quranahlebayt
شبهای جمعه بیقرارم، روضه میخوانم با چشمهای اشکبارم روضه میخوانم گاهی برای این دلِ عاصیِ هرجایی گاهی برای روزگارم روضه میخوانم طعنه زدندوبغض کردم، آمدم هیئت باهیچکس کاری ندارم، روضه میخوانم من جزدرِاین خانه جایی رونخواهم زد وقتی گره خورده ست کارم روضه میخوانم از داغهای کـربلا آشوبم و بیتاب دل رابه پرچم می سپارم،روضه میخوانم یکروز میمیرم از این بغض ِ بلاتکلیف بالا سرِ سنگِ مزارم روضه میخوانم حتی در آن بهبوهه ی تاریکیِ قبرم آنجا که خیلی در فشارم روضه میخوانم جانم فدای آن امامی که نگاهش گفت: جان داده بین شعله یارم، روضه میخوانم میگفت ، پس از تو گوشه ی خانه زل میزنم بر ذوالفقارم روضه میخوانم : 💔 تا کی به تو از دور ســــلامی برسانم جان بی تو به لب آمده، ای پاره ی جانم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، . @Quranahlebayt