🍃 فلسفه ى آفرينش انسان ؛
در آيات قرآن کریم فلسفه آفرینش انسان با عناوين مختلفى مطرح شده است:
1⃣ عبادت :
👈 «وَ مَا خَلقتُ الجِنَّ وُ الاِنسَ اِلاّ لِيَعبُدون»
2⃣ امتحان و آزمایش :
👈 «اَلَّذى خَلَقَ المَوتَ وَ الحَياةَ لِيَبلُوَكُم اَيُّكُم اَحسُنُ عَمَلا... »
3⃣ شامل شدن رحمت خداوند برای انسان:
👈 « اِلّا مَن رَحِمَ رَبَّکَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُم... »
4⃣ عمران وآبادانی زمین :
👈 « ...هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا...»
🔹در ظاهر به نظر مى رسد كه فلسفه ى آفرينش انسان، این چند عنوان متفاوت يعنى عبادت، آزمايش ، رحمت و آبادانی است.
در حالی که این چند موضوع داراى یک نقطه ى مشترك هستند و آن تكامل روحى و معنوى انسان در سایه ی رفاه و آسایش است.
@Quranahlebayt
#تدبر_در_قرآن
🔹 سربلندی #یوم_الدین، بندگی میخواهد که آن هم تنها با استعانت و پشتیبانی همیشگی و لحظه به لحظه ی تو ممکن آید!
🔹 راه، تو هستی، باقی همه بیراههاند و بیغوله! دستمان را بگیر ای مهربان! و راهمان ببر سمت خودت، گام به گام، قدم به قدم...
👈 که آدم شدن و رسیدن به خوشبختی، جز با انطباق بر صراط مستقیم #قرآن_و_عترت و دستگیری و توفیق تو، امکان ندارد هرگز!
#سوره_فاتحه
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم َ«6»
خداوندا ما را به راه راست هدايت فرما.
@Quranahlebayt
عصبانی شدن و از کوره در رفتن
و داد زدن نشانه قدرت نیست.
هر چقدر داد بزنید فرزندتان به
ضعف شما پی می برد و کمتر
حرف شمارا گوش خواهد کرد.
@Quranahlebayt
#استعدادسنجی_کودکان
یه استادی که کارش استعدادسنجی بود، میگفت وقت شناسایی #استعداد برای جلوگیری از هدر رفت عمر بچهها، سه چهار سالگیه.
ایشون میگفتن ک که شاید از اون وقت کار جدی و سنگینی شروع نکنیم اما مسیر پیشِروی بچهها و کارهایی که ما باید واسشون کنیم، مشخص میشه
اما بنده مخالفم⛔️
به چند دلیل:
اول اینکه #ابعادوجودی مختلف آدم و ضریب خوردن اینا توی هم در تشخیص دقیق استعدادها و توانمندیها پیچیدگی ایجاد میکنه که تشخیص دقیق رو خیلی خیلی سخت میکنه؛ نمیگم همه جانبه دیدن به #هیچوجه ممکن نیست ولی ...
دوم اینکه خود کودک باید در یک بستری #تجربه کنه و تا حد زیادی خودش بهش برسه تا قابل پذیرش و عینی واسش باشه
سوم اینکه شناخت این موضوع اغلب واسه ما پدرو مادرها و مربی ها #بده؛ سریع بچههامون رو #قضاوت میکنیم و میبریم یا میکشیم به سمت همون مسیر
چهارم اینکه خیلی وقتا #اراده و سعی و تلاش، کمبود احتمالی یک استعداد رو به شدت جبران میکنه؛ به شرطی که راه رو به خودمون نبسته باشیم
و آخر اینکه این سنجشها براساس علم #بشری و تجربه محور انجام میشه و همه هم اذعان دارن که درصد خطای کمی نداره و کافیه که این تشخیصی که به اون اتکا کردیم، اشتباه بوده باشه؛ اونوقت ....
👈هر چقدر که میتونیم بستر رشد بچههارو غنی کنیم
👈به کودکانمون فرصت بزرگ شدن بدیم
👈و صبور باشیم.
@Quranahlebayt
💠#حدیث_اعتقادی
🌴مظهر العجائب امیرالمؤمنین سلام الله علیه می فرمایند:
اَعجَبُ ما فِي الانسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛
🔆شگفت ترین عضو انسان قلب اوست و قلب مایه هایی از حکمت و ضد حکمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش می گرداند و اگر طمع در آن سر برکشد، حرص نابودش می کند و اگر ناامیدی بر آن مسلّط شود، اندوه، او را می کُشد...(هر کوتاهی برایش زیانبار است و هر زیاده روی برایش تباهی آفرین.)
📚علل الشرایع، ج۱، ص ۱۰۹
@Quranahlebayt
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
🌴🌴🌴🌴🌴🌴 ✨داستان زندگی حضرت یعقوب علیه السلام ✨قسمت پنجم 👈 شهر آرزوهای یعقوب 🌴یعقوب باگذشت ایام، ب
🌴🌴🌴🌴🌴🌴
✨ داستان زندگی حضرت یعقوب (ع)
✨ذقسمت ششم
👈 اولین دیدار حضرت یعقوب و راحیل
🌴 یعقوب علیه السّلام گفت: آیا کسی هست که مرا به خانه او راهنمایی کند؟ مردم گفتند: این دختر وی راحیل است که از عقب گوسفندان به این سمت می آید. یعقوب به پشت سر گوسفندان نظر افکند و دوشیزه ای خوش سیما و با هیکلی موزون را دید. قلب یعقوب از دیدن راحیل به شدت تپید و لکنت در زبان خود احساس کرد، ولی با نیروی اراده پراکندگی روح خود را برطرف ساخت و حلم و عقل خویش را فراهم گرداند و آهسته به سوی آن دختر گام برداشت و گفت: بین من و تو خویشاوندی نزدیک و ارتباطی محکم است، زیرا من از همان درختی هستم که بر تو سایه افکنده و از همان چشمه ای هستم که تو از آن جاری گشته ای!
🌴 من یعقوب پسر اسحاق پیغمبرم و مادرم رفقه دختر جد تو بتوئیل است. من از سرزمین کنعان آمده ام بیابان سوزان و صحرای تفتیده را با مشقت فراوان پیموده ام. تمام مشکلات را تحمل کرده ام تا برای امر مهمی با لابان دیدار کنم.
🌴 راحیل با اشتیاق سخنان شیرین او را شنید و همراه او روانه منزل شد. یعقوب علیه السّلام در بین راه در قلب خود اضطراب شدیدی احساس کرد، گویا پرنده ای از قلبش به پرواز درآمده است. آیا این حالت فوق العاده بخاطر دیدن دوشیزه ای است که آرزو و امید او و نویدی است که پدرش به او داده و تعبیر خوابی است که در صحرا دیده است؟ و یا طپش قلب او بخاطر این است که در غربت قصد انجام امر مهمی را دارد و از عواقب آن مضطرب است؟
🌴 شاید هر دو عامل یعنی تحقق آرزو، نوید پدر و تعبیر خواب خویش و اضطراب از شروع کاری مهم در ایجاد هیجان روحی او شریک و مؤثر باشند ولی او هیچگاه خود را فراموش نکرد و در هر حال زمام روح و تمالک نفس خویش را در دست داشت و اعصاب خود را کنترل می کرد. یعقوب علیه السّلام با گامهای آهسته و روحی مطمئن به حضور لابان درآمد. لابان به محض مشاهده یعقوب، دست در آغوش او انداخت و مدتی آنها در آغوش یکدیگر اشک شوق ریختند و پس از این ملاقات، او یعقوب را در نهایت مهر و محبت و عزت، جایگاهی بلند و مقامی رفیع بخشید.
ادامه دارد..
@Quranahlebayt
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
🌴🌴🌴🌴🌴🌴 ✨ #حضرت_نوح_عليه_السلام ✨ #قسمت_پنجم 👈 تمسخر و نيشخند قوم لجوج نوح عليه السلام 🌴 حض
🌴🌴🌴🌴🌴🌴
✨#حضرت_نوح_عليه_السلام
✨#قسمت_ششم
👈 سرنشينان كشتى نوح عليه السلام
🌴 از آن جا كه طوفان نوح عليه السلام جهانى بود و سراسر كره زمين را فرا مى گرفت، بر نوح عليه السلام لازم بود كه براى حفظ نسل حيوانات و حفظ گياهان، از هر نوع حيوان، يك جفت سوار كشتى كند و از بذر يا نهال گياهان گوناگون بردارد.
🌴 روايت شده؛ امام صادق عليه السلام فرمود: پس از پايان يافتن ساختمان كشتى، خداوند بر نوح عليه السلام وحى كرد كه به زبان سِريانى اعلام كن تا همه حيوانات جهان نزد تو آيند. نوح اعلام جهانى كرد و همه حيوانات حاضر شدند. نوح عليه السلام از هر نوع از حيوانات يك جفت (نر و ماده) گرفت و در كشتى جاى داد.
( لئالى الاخبار، ج 5،ص 454 )
🌴 در قرآن، اين مطلب را چنين مى خوانيم كه خداوند مى فرمايد:
✨هنگامى كه فرمان ما (به فرا رسيدن عذاب) صادر شد، و آب از تنور به جوشش آمد، به نوح گفتيم: از هر جفتى از حيوانات (نر و ماده) يك زوج در آن كشتى حمل كن، همچنين خاندانت را بر آن سوار كن، مگر آنها كه قبلاً وعده هلاكت به آنها داده شده (مانند يكى از همسران و يكى از پسرانش) و همچنين مؤمنان را سوار كن.
✨( هود/ 40 )
🌴 به اين ترتيب مسافران كشتى عبارت بودند از: نوح عليه السلام و حدود هشتاد نفر از ايمان آورندگان به او، يك جفت از هر نوع از انواع حيوانات (از حشرات و پرندگان و چهارپايان و...) و مقدارى بذر گياهان و نهال.
🌴 مسافران هر كدام در جايگاه مخصوصى قرار گرفتند و همه آماده يك بلاى عظيم بودند كه نشانه هاى مقدماتى آن آشكار شده بود. از جمله در ميان تنورى كه در خانه نوح عليه السلام بود آب جوشيد و ابرهاى تيره و تار همچون پاره هاى ظلمانى شب سراسر آسمان را فرا گرفت. صداى غرش رعد و برق از هر سو شنيده و ديده مى شد و همه چيز از يك حادثه بزرگ و فراگير خبر مى داد.
ادامه دارد....
@Quranahlebayt