eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
749 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
در اشک روضه است تمام خواص ها راه تعبد است همین التماس ها از فیض روضه است اگر درمیان عرش جمع است برزمین تمام حواس ها در روضه الحسین فقط دیده میشود باز است در به روی همه ناسپاس ها اینجا کرامتی است که بر باب رحمتش حتـی طمـع کنند نمک ناشناس ها این عفو، رحمو، رحمتو، رحمانی حسین برهم زده اساس و اصول جناس ها : عطری که از حوالی پرچم وزیده است مارا به سمت مجلس آقا کشیده است از صحن هر حسینیه تا صحـن کــربلا صد کوچه باز کنید، محرم رسیده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
این شهر را هوای محرم گرفته است حال و هوای قلب مرا غم گرفته است قبل از دهه برای عـزای تو مادرم اسپند و چایی و رطب بم گرفته است باز این چه شورش است تو را مادرم حسین در وقت شیر دادن من دم گرفته است در بین نوکـران تو لات محـل ما شیون کنان برای تو پرچم گرفته است وقتی سماورم ز غمت جوش میزند یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است : هرچند بدم ولـی تـو راهـم دادی در سـایه ی هیئتت پناهـم دادی صد شکر که شبهـای آقا مـاننـد همیشه اشک و آهـم دادی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
كشته ي دوست شدن در نظر مردان است پس بلا بيشترش دور و بر مردان است يازده ساله ولي شوق بزرگان دارد در دلِ كودكِ اين ها جگر مردان است همه اصحابِ حرم طفل غرورش هستند اين پسر بچۀ خيمه پدر مردان است بست عمامه همه ياد جمل افتادند اين پسر هرچه كه باشد پسر مردان است نيزه بر دست گرفتن كه چنان چيزي نيست دست بر دست گرفتن هنر مردان است بگذاريد ببيند كه خودش يك حسن است حبس در خيمه شدن بر ضرر مردان است گرچه ابن الحسنم پُر شدم از ثارالله بنويسيد مرا يابن : سر می نهد تمام فلک زیر پای او دل می برد ز اهل حرم جلوه های او عبدالله است و ایل و تباری کریم داشت با این حساب عالم و آدم گدای او صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در بین روضه ایم و به ما شد عنایتی جز گریه بر حسین نداریم عادتی ما وارثان گریه ی آدم شدیم پس داریم تا ابد به خلائق شرافتی این افتخار ماست که در زیر آسمان فرموده فاطمه که به روضه تو دعوتی در نامه ی عمل چه هراسی است روز حشر که غیر آه و گـریه نباشد عبادتی این اشکها دوای تمامیِ زخمـهاست اشکی ببار تا که نماند جراحتی جز مهر و لطف چیز دگر ما ندیده ایم در این بساط شامل خیر و محبّتی این خانه، خانه ایست که جُونِ سیاه رو گردد سفید رو و شود دُرِّ قیمتی این خانه ایست مرگ عسل میشود در آن بر کام هر که کرد ز جانان حمایتی قاسم اگر به معرکه آمد اراده بود تا که حسن به جلوه نماید قیامتی قاسم به معرکه رُخِ بابا سفید کرد اَزرق دو نیمه شد چه خروشی چه هیبتی پایش نمیرسید اگر بر رکاب اسب شد قد کشیده مثل عمو بعدِ ساعتی : عسل از خون لبانت شده جاری قاسم جای سالم به تن از زخم نداری قاسم سیزده ساله بودی و قد تو کوچک بود ز چه اکنون قد افراشته داری قاسم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
ز خاک داغ بیابان مریز بر سر خویش لباس سرخ علی را مگیر در بر خویش رها کن این سبد گاهواره را بس کن تو مانده ای و سراب علی اصغر خویش عجیب عقده یک ضجه در دلت مانده به روی نیزه که دیدی سر کبوتر خویش علی تمام شد……تو بعد از این بگذار وداع تلخ علی را میان باور خویش عروس فاطمه رویت کبود شد برگرد بکش ز شعله سوزان به چهره معجر خویش عمیق ذهن مرا در پی خودش کرده دوام عشق تو با آن امام بی سر خویش : بس کن رباب حرمله بیدار می شود سهمت دوباره خنده ی اغیار می شود بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی اصلا خیال کن که تو کودک نداشتی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
عطر پیغمبر چنین در کربلا پیچیده است یا نسیم موی اکبر در هوا پیچیده است چرخش شمشیر او سر می دواند مرگ را بین دشمن ذوالفقار مرتضی پیچیده است بر زمین انگار ثارالله را پاشیده اند بس که در هر گوشه ای بوی خدا پیچیده است از تنش هر نیزه مقداری تبرک برده است یا که بر هر نیزه قرآنی جدا پیچیده است اسب او از بین دشمن سر درآورد و تنش در قنوت نیزه ها چون ربنا پیچیده است قد یک صحرا قد او قد کشیده ست و پدر قسمتی از پیکرش را در عبا پیچیده است هر که از خیمه رسیده سخت سردرگم شده بس که ابعاد غم این ماجرا پیچیده است : نشد آخر لب عطشان تو را آب دهم چه کنم سوختنت را جگرم سوخت علی گـر نیایند جـوانان حـرم یاری من که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
روضه خوانان بنویسند که آب آورده مشکی از آب نه،از باده ی ناب آورده مست کرده است زن و پیر وجوان را عباس ساقی از علقمه انگار شراب آورده آب را زود به تشنه برسانی خوب است پس عمو آب به خیمه به شتاب آورده بس که گفته است به دریا که رقیه تشنه است قطره قطره همه را او به جواب آورده مشک را دست گرفته است و یا بر دندان آب کرده است و تا پیش رباب آورده هر کسی آمده از مشک لبی تر کرده همه ی اهل حرم را به حساب آورده اگر اینگونه نبوده است که من می گویم مانده ام زینب ما اینهمه تاب آورده؟ اگر اینگونه نبوده است پس این ساقی عشق آب را تا دم خیمه به عذاب آورده دشت از بوی گل یاس به خود می پیچد باد از سمت عمو بوی گلاب آورده : به خدا کرب و بلایی شدنم دست شماست جـان عـبـاس فراموش مکن نام مـرا به پریشانی گیسوی سر ام البنین دیگر امضا بنما برگه ی اعـزام مرا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... فرا رسیدن تاسوعا تسلیت باد.
هر روز من به یاد تنت گریه می کنم  با پاره پاره پیرهنت گریه می کنم  می سوزم و وداع تو را اشک می شوم  از رفتن و نیامدنت گریه می کنم  پای لب ترک ترکت آب می شود  بر لحظه های لب زدنت گریه می کنم  داغ تو را به سینه زنم تا به قتلگاه  با نیزه های بر بدنت گریه می کنم  تو زیر چکمه های کسی خاک می خوری  من پای دست و پا زدنت گریه می کنم  تو از فراز نیزه مرا می کنی نگاه  من بر فراق بی کفنت گریه می کنم  می میرم و دوباره مرا زنده می کنی  بر هر هزار زخم تنت گریه می کنم  : راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند سر را جدا نموده و تن را گذاشتند آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... فرا رسیدن عاشورای حسینی و شهادت مظلومانه ی اباعبدالله الـحـسیـن (ع) و یاران باوفایش بر عزاداران آن حضرت تسلیت باد.
اشکی مرا به شام مصیبت نمانده است چشمی تو را در این شبِ غربت نمانده است ما را به سخت جانیِ خود این گمان نبود هرچند جانِ عرض ارادت نمانده است ما را ببخش زنده اگر مانده ایم باز گرچه نفس گرفته و طاقت نمانده است ما خسته ایم خسته تر از ماست دخترت حالا که خیمه ای شبِ غارت نمانده است ما خسته ایم خسته تر از ماست خواهرت او مانده است حیف که قوت نمانده است ما خسته و رباب ولی خسته تر ز ما عباس کو که یک رگِ غیرت نمانده است در علقمه سپاه حرم مانده روی خاک چیزی چرا از آنهمه قامت نمانده است من کربلا رسیدم و دیدم غروب شد چیزی به غیر رخت اسارت نمانده است : این طرز دست و پا زدنت زیر دست و پا تا قتلگاه پای زنـی را کشانده است با نعل تازه بس که تنت ریخته بهم جائی برای بوسه ی زینب نمانده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
بین نماز، وقت دعا گریه میکنی با هر بهانه در همه جا گریه میکنی در التهاب آهِ خودت آب می شوی می سوزی و بدون صدا گریه میکنی هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد اما به یاد کــرب و بلا گریه میکنی اصلاً خودِ تو کــرب و بلای مجسّمی وقتی برای خـون خدا گریه میکنی آب خوش از گلوی تو پایین نمیرود با ناله های وا عـطشـا گریه می کنی با یاد روزهـای اسارت چه می کشی؟ هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی با یاد زلفِ خونـی سرهای نی سوار هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی نــوكـــر نـوشـــت: تا اشک هست در بصرم گریه می کنم با این تـوان مختصـرم گریه می کنم تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم با خون مانده بر جگرم گریه می کنم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت امام سجاد علیه السلام بر همه ی عاشقان و شيعيان حضرتش تسليت باد
محرمی که نباشی در آن محرم نیست بدون تو ضربان زمین منظم نیست چقدر ساده گرفتیم بی تو بودن را هزار سال بدون تو زندگی...کم نیست خودت بخواه که دست از گناه بردارم که عهدهای منِ روسیاه محکم نیست هزار بار خودت را به ما نشان دادی ولی چه فایده...چشمان ما که مَحرَم نیست خودم به چشم خودم دیده ام که در روضه حلاوتی ست که در هیچ جای عالم نیست حوائجم همه در بین روضه یادم رفت غمت چه کرده...غم روزگار یادم نیست بیا و روضه ی گودال را بخوان آقا محرمی که نباشی در آن محرم نیست : به اشکهای آن پدر که بی پسر شده بیا به گریه‌ های دختری که بی پدر شده بیا به آن شهید پاره‌تن که بی‌کفن رها شده به نـالـه هـای مادرانِ خونجگـر شده بیا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
عیسی شدی که این همه بالا ببینمت بالای دست مـردم دنیـا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت راضـی نمی شود دلـم، الا ببینمت اما چه فایده، خودت اصلا بگو حسین وقتـی نمـی شناسمت آیا ببینمت؟ آه، امروز که شلوغی مردم امان نداد کاری کن ای عزیز که فـردا ببینمت شبها چه دیر می گذرد، ای حسین من ای کاش زود صبح شود تا ببینمت حالا هلال تو سر نیزه طلوع کرد تا مـا رأیت إلا جمیلا، ببینمت : چه‌ها که با دل زینب نکرده این کوفه؟ تو نی‌سوار و منم کوچه‌گرد این کوفه من از فـراق نگـارم عـزا گـرفته‌‌ام و گرفته جشن ظفر فرد فردِ این کوفه صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام