آیه " بایّ ذنب قتلت " مخصوص #حضرت_محسن "سلام الله علیه "است ولاغیر
📌 #امام_صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند ... محسن(صلوات الله علیه) را در حالی که آغشته به خونش است، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمومنین صلوات الله علیهما که دو جده او هستند، می آورند و یک طرف مادرش فاطمه زهرا می گرید و فریاد می زند:
« این همان روزی است که شما وعده داده شدید»
📌 جبرئیل فریاد بر می آورد و می گوید:
«مظلوم است، پس یاری اش فرما» - یعنی محسن را- و
📌 محسن(صلوات الله علیه) می گوید:
من مظلوم هستم، یاری ام فرما...
📌مفضل به امام صادق( سلام الله علیه ) عرض کرد:
مولای من! آیا سوالی بپرسم؟
📌فرمود: بپرس.
📌عرض کرد:
مولای من! چه می گویید درباره فرمایش حق تعالی: (و اذا المووده سئلت بای ذنب قتلت)؟
📌فرمود: ای مفضل! عامه می گویند که آن درباره هر جنینی از اولاد مردم است که مظلومانه کشته می شود.
مفضل گفت: آری مولای من اکثرشان چنین می گویند.
📌فرمود: وای بر آنها! از کجا می گویند که آیه برای آنهاست؟
این آیه در قرآن فقط مخصوص ماست و آن محسن(علیه السلام) است؛ چرا که او از ماست و
📌 خداوند می فرماید:
(بگو من از شما برای #رسالتم چیزی نمی خواهم،👈جز دوستی و #مودت با خویشان نزدیکم)
و همانا که آن «#مووده» از اسامی مودّت است،
پس از کجا می گویند که برای هر جنینی از اولاد مردم است؟
و آیا مودت و نزدیک بودن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای غیر ما هم هست؟
ای مفضل!
به خداوند قسم که منظور از #جنین، #محسن است؛ چرا که او از ماست و نه غیر، پس هرکه غیر این را بگوید، تکذیبش کنید.
📚بحارالانوار ج۵۳ص۲۳
#محسنیه
@Quranahlebayt
در#سیاهترین_هفته_تاریخ #حضرت_محسن در بطن #حضرت_زهرا #بشهادت رسید و مادرش بعد دو ماه بر اثر شلاقها و کتک های عمر ملعون و مغیره جان داد و شهید شد
قبل از ششمین روز هجوم اول به خانه فاطمه و علی علیهما السلام صورت پذیرفت
📌علامه مجلسی از فضهء خادمه روایتی طویل نقل میکند، که گواه روشنی است بر هجوم به بیت وحی، قبل از ششم ربیع الاول است .
📌در آغاز روایت چنین آمده است:
«« هفت روز در خانه فاطمه کنار او بودم. در این مدت آه و نالهاش قطع نشد.
هر روز از روز قبل بیشتر میگریست.
روز هشتم که شد؛ توان صبر نداشت و از خانه خارج شد و به سمت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و فریاد زد، چنان است که گویی با دهان مبارک پیغمبر سخن می گوید.
در همین موقع زنان مدینه به سویش دویدند کودکان از خانه.ها خارج شدند. صدای مردم به گریه و ضجه بلند شد مردم از هرطرف آمدند چراغها را خاموش کردند تا صورت زنان پیدا نباشد. زنان گمان کردند که پیغمبر سر از قبر بیرون آورده است. مردم به دلیل هول آن منظرهء دلخراش دچار وحشت و حیرت شده بودند...
[باری]در حالی که پایش در دامن میلغزید و لباسش بر زمین کشیده میشد، و از شدت گریههای زیاد چشمانش نمیدید به سمت قبر رسول خدا روانه شد. وقتی نگاهش به حجره رسول خدا افتاد؛ گامهایش را کوتاهتر برداشت و ناله و هقهق گریهشان بیشتر شد و افتاد و از هوش رفت.
آبی آوردند و بر پیشانیاش پاشیدند تا به هوش آمد.»»
این ابتدای روایت بود. بعد از آن حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، شروع به گلایهٔ طولانی و شکوهٔ بسیار مینماید.از این گلایهها برمیآید که تا قبل از این روز(ششم ربیع) هجوم صورت گرفته است. ما تنها به ذکر فرازهایی که دال بر مدعای ماست بسنده میکنیم، و تفصیل مطلب را به کتاب شریف بحارالانوار ارجاع میدهیم.
📌حضرت زهرا سلاماللهعلیها رو به قبر پدربزرگوار نمود و فرمودند:
رفعت قوّتی؛
تاب و توانم رفته است.
شمّت بی عدوّی؛
دشمن شماتت و تحقیرم میکند.
یا أبتاه بقیت والهة وحیدة حیرانة فریدة؛
باباجان!سرگشته و تنها و حیران وبیکس ماندهام.
انخمد صوتی؛
صدایم خاموش شده است.
انقطع ظهری؛
کمرم شکسته است.
فما أجد یا أبتاه بعدک انیسا لوحشتی؛
باباجان، بعد از تو مونسی برای تنهایی و حیرتم نمییابم.
و لا معین لضعفی؛
و نه برای ضعفم هیچ یار و معینی.
تغلقت دونی الابواب؛
درها به رویم بسته شده است. (اشاره به یاریطلبی اهلبیت از مهاجران و انصار، و اینکه برخی آنها حتی درِ خانه را به روی ایشان باز نمیکردند.)
ان حزنی علیک حزن جدید؛
اندوه وغم من بر شما هماره نو و تازه است.
یا أبتاه أمسینا بعدک من المستضعفین؛
باباجان، بعد از شما ضعیف و ناتوان به شمار آمدیم.
یا أبتاه أصبحت الناس عنا معرضین
باباجان، مردم از ما رویگردان شدهاند.
یا الهی عجل وفاتی سریعا؛ فلقد تنغصت الحیاة یا مولایی؛
خدایا ، سریعتر مرگم را برسان. زیرا زندگی من تیره و تار شده است.»
📚بحار الأنوار ج ۴۳
@Quranahlebayt