eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
751 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
ما فقیریم و رضا ضامن حج فقراست بارگاهش به خدا قطعه ای از عرش خداست اصل این است: گـدا در پی سلطان برود درِ این خانه ولی شاه به دنبال گداست بسپارید که راهـیِ خـراسان بشود هر که دلتنگ اذان حرم کرب و بلاست سر من خاک کف پای رضا گردیده‌ست تا نگویند فداییِّ رضا بی سر و پاست "ابر و باد و مه و خورشید و فلک" می گویند: چشم وا کن که جهان گوش به فرمان رضاست : پرمیزند به سینه ی مـن شـوق کــربلا آقای من جواز زیارت به دست توست کـی می شود که بال وپرم را تو وا کنی دل را دوبـاره زائـر کنی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
نام مـا را ننویسید، بخوانید فقط سر این سفره گدا را بنشانید فقط آمدم در بزنم، در نزنم می میرم من اگر در زدم این بار نرانید فقط کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی فقط از دست گناهم برهانید... فقط حُرَّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام مادرم را به عزایم ننشانید فقط صبح محشر به جهنم ببریدم اما پیش انظار گنهکار نخوانید فقط پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط حقمان است ولی جان اباعبدالله محضر فاطمه ما را نکشانید فقط سمت آتش ببری یا نبری خود دانی من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما دست ما را به محرم برسانید فقط : حـالا ڪه چند روز دگر مـاه مـاتم اسٺ عاشق به فڪر نوڪری اش در محرم اسٺ با تو بسـاط گـریه ی مـا هم فراهم اسٺ گریه برای روضه ی ڪرب و بلا ڪم است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
چقدر مزّه‌ی چايی‌ روضه‌ها خوب است كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است ميان نافله وقتی قنوت می‌گيری برایِ حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است بده به راه خدا دست هاي ما خالی است كنارِ خانه‌تان چندتا گدا خوب است بكُش،حسين بگو، پاره‌پاره كن جگرم قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است نوشته ام كه مرا در حصير بگذاريد به آنكه اهلِ كفن نيست، بوريا خوب است سفيد می‌شود اين تارهایِ مو كم‌كم گذشتِ عُمر در اين زينبيه‌ها خوب است اگر تو باشی و يادِ تو باشد و اشكم برای نوكرِ اين خانواده هركجا خوب است وكــر_نـوشــت: ریزه خورت هستم، به من نفرین اگر که خیره به دست لطف این و آن بمانم تا کی غـریبانه در این کنعــان بمانم؟ تا کی به فکــر مــرقـد جـانان بمانم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
لشکری می رسد از راه خدا رحم کند بد دهن، بد دل و بد خواه خدا رحم کند از همان دور صدای بدشان می آید ناسزا و بد و بیراه خدا رحم کند یک طرف چند هزار آدم بی رحم کثیف یک طرف غربت یک شاه خدا رحم کند و فَدَیناه بِذبحی که لبانش خشک است تشنه سر می بردَش آه خدا رحم کند حاجی آماده ی قربانی و دَه روز دگر می رسد آخر شش ماه خدا رحم کند ارباً اربا شدن یک قد رعنا سخت است نکند لشکر گمراه...؟ خدا رحم کند با عمودی که در این لشکر شب می بینم آخرش می شکند ماه خدا رحم کند : حالاڪه یک روز دگـر مـاه ماتم اسٺ عاشق به فڪر نوڪری اش در محرم اسٺ با تو بساط گریه ی ما هم فراهم اسٺ گریه برای روضه ی ڪرب و بلا ڪم است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
رخصت دهید شـال مـحــرم بیاورید  پیـراهن عــزای مــرا هـم بیاورید  با اشکتان جراحت او خوب می شود  ای چشمهـای غمـزده مـرحم بیاورید  مادر رسیده است کمی کوچه وا کنید  مادر رسیده گـریه کند دم بیاورید  ما آمدیم خوب و بد آقا سوا نکن  ما را کنار در هم بیاورید  یک نخ از آن عبای مبارک به ما بده  آقا عـزا شروع شده پرچم بیاورید  ای ابرهای تیره شب گریه های ماست  مـا آمـدیم تا کـه شمـا کـم بیاورید  از این به بعد نوبت دیوانگی ماست  باز این چه شورش است به عالم بیاورید : لات و اوباش محل، تا چهره ی غم را گرفت توبه ای کرد و برات مـاه مــاتـم را گرفت با همـان لـوتی مـرامـی، آمد و زانـو زد و از دو دست فاطمه، اذن مـحـرم را گرفت صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
با چشم تر پروانه بودن مزه دارد مست دو تا پیمانه بودن مزه دارد شان مساجد بی حد و حصر است اما پاگیر این میخانه بودن مزه دارد هرچند عاقل هم بیایی فیض بردی در روضه ها دیوانه بودن مزه دارد هرکس خراب روضه ها باشد درست است یعنی فقط ویرانه بودن مزه دارد باید شبیه احمد دیوانه باشیم کلب در این خانه بودن مزه دارد این دست های سینه زنها دستگیر است با انبیا هم شانه بودن مزه دارد خوش بخت یعنی ما که انصار الحسینیم از دیگران بیگانه بودن مزه دارد وقتی که روزانه تفضل کرده بر ما کارگـر روزانه بودن مـزه دارد چه سفره ای امشب رقیه باز کرده ریزه خور دردانه بودن مزه دارد : ما را خدا به عشق رقـیه آفریده است از او دستگیرتر همه عالم ندیده است ریزه خـور عطـای تا به ابـد این لطف رباب است که بر ما رسیده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در اشک روضه است تمام خواص ها راه تعبد است همین التماس ها از فیض روضه است اگر درمیان عرش جمع است برزمین تمام حواس ها در روضه الحسین فقط دیده میشود باز است در به روی همه ناسپاس ها اینجا کرامتی است که بر باب رحمتش حتـی طمـع کنند نمک ناشناس ها این عفو، رحمو، رحمتو، رحمانی حسین برهم زده اساس و اصول جناس ها : عطری که از حوالی پرچم وزیده است مارا به سمت مجلس آقا کشیده است از صحن هر حسینیه تا صحـن کــربلا صد کوچه باز کنید، محرم رسیده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
این شهر را هوای محرم گرفته است حال و هوای قلب مرا غم گرفته است قبل از دهه برای عـزای تو مادرم اسپند و چایی و رطب بم گرفته است باز این چه شورش است تو را مادرم حسین در وقت شیر دادن من دم گرفته است در بین نوکـران تو لات محـل ما شیون کنان برای تو پرچم گرفته است وقتی سماورم ز غمت جوش میزند یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است : هرچند بدم ولـی تـو راهـم دادی در سـایه ی هیئتت پناهـم دادی صد شکر که شبهـای آقا مـاننـد همیشه اشک و آهـم دادی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
كشته ي دوست شدن در نظر مردان است پس بلا بيشترش دور و بر مردان است يازده ساله ولي شوق بزرگان دارد در دلِ كودكِ اين ها جگر مردان است همه اصحابِ حرم طفل غرورش هستند اين پسر بچۀ خيمه پدر مردان است بست عمامه همه ياد جمل افتادند اين پسر هرچه كه باشد پسر مردان است نيزه بر دست گرفتن كه چنان چيزي نيست دست بر دست گرفتن هنر مردان است بگذاريد ببيند كه خودش يك حسن است حبس در خيمه شدن بر ضرر مردان است گرچه ابن الحسنم پُر شدم از ثارالله بنويسيد مرا يابن : سر می نهد تمام فلک زیر پای او دل می برد ز اهل حرم جلوه های او عبدالله است و ایل و تباری کریم داشت با این حساب عالم و آدم گدای او صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در بین روضه ایم و به ما شد عنایتی جز گریه بر حسین نداریم عادتی ما وارثان گریه ی آدم شدیم پس داریم تا ابد به خلائق شرافتی این افتخار ماست که در زیر آسمان فرموده فاطمه که به روضه تو دعوتی در نامه ی عمل چه هراسی است روز حشر که غیر آه و گـریه نباشد عبادتی این اشکها دوای تمامیِ زخمـهاست اشکی ببار تا که نماند جراحتی جز مهر و لطف چیز دگر ما ندیده ایم در این بساط شامل خیر و محبّتی این خانه، خانه ایست که جُونِ سیاه رو گردد سفید رو و شود دُرِّ قیمتی این خانه ایست مرگ عسل میشود در آن بر کام هر که کرد ز جانان حمایتی قاسم اگر به معرکه آمد اراده بود تا که حسن به جلوه نماید قیامتی قاسم به معرکه رُخِ بابا سفید کرد اَزرق دو نیمه شد چه خروشی چه هیبتی پایش نمیرسید اگر بر رکاب اسب شد قد کشیده مثل عمو بعدِ ساعتی : عسل از خون لبانت شده جاری قاسم جای سالم به تن از زخم نداری قاسم سیزده ساله بودی و قد تو کوچک بود ز چه اکنون قد افراشته داری قاسم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
ز خاک داغ بیابان مریز بر سر خویش لباس سرخ علی را مگیر در بر خویش رها کن این سبد گاهواره را بس کن تو مانده ای و سراب علی اصغر خویش عجیب عقده یک ضجه در دلت مانده به روی نیزه که دیدی سر کبوتر خویش علی تمام شد……تو بعد از این بگذار وداع تلخ علی را میان باور خویش عروس فاطمه رویت کبود شد برگرد بکش ز شعله سوزان به چهره معجر خویش عمیق ذهن مرا در پی خودش کرده دوام عشق تو با آن امام بی سر خویش : بس کن رباب حرمله بیدار می شود سهمت دوباره خنده ی اغیار می شود بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی اصلا خیال کن که تو کودک نداشتی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
عطر پیغمبر چنین در کربلا پیچیده است یا نسیم موی اکبر در هوا پیچیده است چرخش شمشیر او سر می دواند مرگ را بین دشمن ذوالفقار مرتضی پیچیده است بر زمین انگار ثارالله را پاشیده اند بس که در هر گوشه ای بوی خدا پیچیده است از تنش هر نیزه مقداری تبرک برده است یا که بر هر نیزه قرآنی جدا پیچیده است اسب او از بین دشمن سر درآورد و تنش در قنوت نیزه ها چون ربنا پیچیده است قد یک صحرا قد او قد کشیده ست و پدر قسمتی از پیکرش را در عبا پیچیده است هر که از خیمه رسیده سخت سردرگم شده بس که ابعاد غم این ماجرا پیچیده است : نشد آخر لب عطشان تو را آب دهم چه کنم سوختنت را جگرم سوخت علی گـر نیایند جـوانان حـرم یاری من که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام