eitaa logo
کانال قرآن و اهلبیت علیهم السلام
749 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
ارتباط باما. نـوكــــري كردنِ اين قـوم مرا بالا بُرد با گـداييِّ حسيـن مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خـدا شكر، عجب پشت و پناهي دارم. @Behruz313
مشاهده در ایتا
دانلود
بس که با نفسِ بَدم بسته به زنجیر شدم زیر بارِ گنهِ خویش زمین گیر شدم با وجودی که تو همواره به یادم بودی من به چاهِ عمل خویش سرازیر شدم گفتم از بس كه کریمی، نکنی رسوایم باز هم مرتکب غفلت و تقصیر شدم خود به درگاهت اگر آمده ام، می دانم چقدَر با گنهم دور ز تقدیر شدم پوستِ نازک من طاقت آتش دارد؟ این سؤالی است که یعنی ز گنه سیر شدم کوهی از جرم و خطا، وای چه کردم با خود من بدَستان خودم اینهمه تحقیر شدم در گنه بودم و افتاد دلم یادِ حسین بس خراب آمدم اما بتو تعمیر شدم کن خبر در برِ من فطرسِ پر سوخته را تا سلامی دهم ارباب، که تطهیر شدم نــوكـــر نـوشـــت: کاش من زائر آن صحن و سرایت بودم شامل مرحمت و لطف و عطایت بودم کاش در این رمضان، گوشه ای از صحن شما یک دهـه مـعـتـکـف کـرب و بلایت بودم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
بارالها کوله باری از گناه آورده ام بر حریم امن یزدانت پناه آورده ام از تمام جرم و عصیان و خطایم در گذر بنده ای آلوده ام آه ای خدایم در گذر آمده وقتش که اظهار پشیمانی کنم نفس را در لحظه ی افطار قربانی کنم هر چه دارم خوب میدانم تمامش مال توست خوب میدانی اگر دورم دلم دنبال توست آمدم تنها برای بندگی رخصت دهی توبه کردم که مرا قدری دگر فرصت دهی با نگاه خود کمی حال مناجاتم بده تو کریمی و بیا اذن ملاقاتم بده از خودم شرمنده ام روی سیاهم را ببخش یا حسین میگویم و کوه گناهم را ببخش نــوكـــر نـوشـــت: سردار سر بريده ی دنيا، سلام عشق عاليجناب حضـرٺ دريا، سلام عشق شمس و قمر به گنبدتان بوسه ميزنند خـورشيد ڪربلای معلـی، سلام عشق صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
بگیـر بالِ مـرا باز در هــوای خودت مرا بِبَر به کنارت، به کربلایِ خودت مـن آشنایِ توام خـانه زادِ مادرتان نصیب در به درت کن شبی دعایِ خودت نفس بزن که مذابم کنی در این شب‌ها نفس بده که بسوزم فقط برایِ خودت دلم کتیبه‌یِ اشعار محتشم شده است بزن به سینه‌ام آتش،به روضه‌هایِ خودت ببین کـه نـذرِ درِ زینبیه‌ات شده‌ام بکش به دیده‌ام از گرد و خاک پایِ خودت از آن زمان که مرا نوکرت خدا خوانده نشسته بر جگرم داغِ بوریای خودت وصیتـم شده آقـا، مـرا کـفـن نکنند مگر به پیرهن مشکی عزای خودت نــوكـــر نـوشـــت: ماپاى لطف فاطمه شرمندگى كنيم ارباب ما حسين و فقط بندگى كنيم اصلا نميشود كه "شب جمعه اى" زعمر بى شور و حال كرب و بلا زندگى كنيم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
من از نوادگانِ اویسم که سال ها پا می کشند از جریانم وصال ها بال و پرم به درد پریدن نمی خورد بالا نمی برند مرا این وَبال ها با احتمال ِآمدنت گریه می کنم یعقوب کرده اند مرا احتمال ها پیراهنت کجاست که بینایمان کنی خیری ندیده ام از این دستمال ها وقتِ رسیدن تو زمان رسیدن است خیلی نشسته اند به پای تو کال ها دیشب تفالی زده ام راحتم نکرد ناراحتم به جان تو از دست فال ها نــوكـــر نـوشـت: قلب مـرا زدند از اول به نامتان من آمـدم همیشه بمانم غلامتان با یک درود، صبح خود آغاز می کنیم ماییـم و اشتیاق «عَلیکَ السلامتان» صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلامٌ عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
با رفتنت اسلام از بال و پر افتاد بار غمت بر شانه ی پیغمبر افتاد چشمان زهرای تو مانند صدف بود از این صدف با داغت آخر گوهر افتاد روی مزارت بارها جبریل آمد هر بار آمد دید زهرا با سر افتاد افتاد پیغمبر ز پا از داغت اما در این میان زهرات خیلی بدتر افتاد آتش به روی چادر او پنجه انداخت با یک لگد زهرای تو پشت در افتاد رفتی نبودی تا ببینی دخـتـر تو در کوچه ها در پیش چشم شوهر افتاد تابوت او را مرتضی با گریه می برد روی مزارش نیمه شب ها حیدر افتاد رفتی ندیدی از کبوتر پر بریدند رفتی ندیدی از حسینت سر بریدند نــوكـــر نـوشـــت: وقتی ڪه گدا، شاهِ ڪَرَم داشته باشد توفیر ندارد ڪه چه ڪم داشته باشد والله عطشناڪ ترین واژه سلام اسٺ وقتی ڪه دلی تنگ حرم داشته باشد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... سالروز وفات ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت باد.
نوشته اند دلم را برای خون جگری بدون گریه زمانه نمی شود سپری نیازمند تکامل به گریه محتاج است درخت آب ندیده نمی دهد ثمری دو فیض، توشۀ راه سلوک عاشق هست توسل سحری و عنایت سحری هزار نافله خواندن چه فایده دارد اگر نداشته باشد به عاشقان نظری به هر دری که زدم باز پشت در ماندم بس است در زدن من، بس است در به دری برای بنده خریدن بیا سر بازار چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه اگـر چه نام مـرا در نوافلت نبری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمی کند اثری نــوكـــر نـوشـــت: سلامِ صبح مـن از دل به بارگاه شما خوشم همیشه به یڪ جرعه ی نگاه شما به غربتم نظری ڪن ڪه دورم از حَرَمَٺ تـو و عـطـا و عنایٺ، مـن و پناه شما صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
از آن نفس که دلم مبتلایتان شده است دو دیده منتظر خاک پایتان شده است من آفریده شدم تا کـه بر تو گریه کنم که سمتِ قبله‌ی من کربلایتان شده است مسیح سینه زن خیمه‌ی عزای تو است که زنده از نفس کیمیایتان شده است فضای روضه‌ی‌تان زنده می‌کند ما را چه گرم خیمه‌ی دارالشفایتان شده است به سنگ تربت ما حک کنید بعد از ما که این قتیل غم روضه‌هایتان شده است مرا به کنج خرابه چه می‌شود ببرید دلم هوایی بزمِ عزایتان شده است نــوكـــر نـوشـــت: بردن نام شما دل نگـران می چسبد سختی و رنج و بُرده امان، می چسبد به سرم باز زده حـال و حـرمـت با لبِ عطشان رمضان می چسبد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
شده مضمون تمامیّ غزلهام، "حسین" دفترم هم شده مجموعه ی اشعار حرم خط خطی های مرا نمره ندادید، که هیچ خط زدید اسم مرا از صف زوار حرم اصلا انگار زیادی تر از این سائل نیست حسم این است شدم "نوکر سربار" حرم بارها هم شده گفتم به خودم، بیچاره یک کمی زار بزن، نوکر بی عار حرم زائران تو همه مثل گل و گلزارند این وسط من شدم انگار، فقط خار حرم برده ای هستم و بی قیمتی ام کشته مرا کاش من را بفروشید، به بازار حــرم حال من سخت وخیم است، دوایی بفرست یک عیادت بکن از نــوکــرِ بیمار حـرم دل من سوخته از دوری شش گوشه ی تو آتش حسرتش افتاده به نی زار حرم کاشکی خانه ی من کرب و بلا بود، حسین بود، همسایه ی دیوار بـه دیوار حــرم نــوكـــر نـوشـــت: گدای تو از هرڪسی ڪه پا بخورد تو را ڪه داشته باشد غـمِ چه را بخورد تمام دغدغه اش همین جمله سٺ خدا ڪند ڪه مسیرم به بخورد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
میان ارض و سما بزم شادی و شور است به روی دست نبی آیه هایی از نور است بغل گرفته نبی سبط اکبر خود را و ان یکاد بخوان، چشم ابتران شور است گمان کنم که پیمبر به گوش او میگفت: خوشا به حال رسولی که با تو محشور است به رزق خوان حسن عالمی نمک گیرند عزیز کرده ی زهرا "کریم" مشهور است ز دست هیچ کسی لقمه نان نمی خواهیم کــرامت حسنی با مزاجمان جور است گدای کوی کریمیم و نان بهانه ی ماست نظر به منظر جانان مراد و منظور است چقدر غبطه خورم بر کبوتران بقیع شکسته بال و پرم، قبر خاکی اش دور است به قبر خاکی او سایبان بدهکاریم برای گنبد و گلدسته نقشه ها داریم نــوكـــر نـوشـــت: یڪ از جاده به جاده سوی میروم ڪار تو با ماسٺ، قطعا ڪافیست ڪه ڪند یڪدم اراده صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... میلاد با سعادت سبط النبی، سید شباب اهل الجنة، مُعزّ المؤمنين، کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام را به محضر مقدس امام مهدی علیه السلام و شیعیان و محبین حضرتش تبریک می گوییم.
با غم هجران تو هر چند که راه آمدیم باز هم بی تو به استقبال این ماه آمدیم پای من را دعوت چشمت به مهمانی کشاند ما به شوق تو به مهمانی الله آمدیم آمدیم اما چگونه آمدیم اما چطور پر گناه و رو سیاه و باز گمراه آمدیم چند وقتی هست در ما رغبت دیدار نیست ما که حتی با هم اینجا هم به اکراه آمدیم خوب میدانی و خوب می دانیم خیلی بد شدیم خوب میدانی پشیمانیم و آگاه آمدیم اوج آمال و امید ما در اینجا نوکری است ما به این درگاه به امید نگاهی آمدیم شاه را انداخت نیزه از بلندی بر زمین روضه را وقتی که سنگین است کوتاه آمدیم نــوكـــر نـوشـــت: اول صـبـح بعدِ بسم الله الـرحمن الـرحیم میفرستم مـن سلامی بر شهنشاهی کریم سحر شانزدهم ماه خدا هست، نگاهی آقا لَیْلَةُ القَدر مـن امسال می خواهم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشیدی باز با لطف فراوان همه را بخشیدی ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی گفته بودند به ما سخت نمیگیری تو همه دیدیم چه آسان همه را بخشیدی یک نفر توبه کند با همه خو میگیری یک نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی این گنهکاری امروز مرا نیز ببخش تو که ایام قدیم ، آنهمه را بخشیدی  حیف از ماه تو که خرج گناهان بشود تو همان نیمه ی رمضان همه را بخشیدی داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم " جان آقای خراسان " همه را بخشیدی نــوكـــر نـوشـــت: من عاشقم و بی تو به دل تاب ندارم ذکــر تـو بُوَد بر لـبـم و خــواب ندارم فریاد زنم روز قیامت که حسین جان مـن نـوکـــرم و غـیـر تـو ارباب ندارم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
خانه ات آباد، از داغ توام خانه خراب هيچ بودم، پوچ بودم، روی من كردی حساب از تو ممنونم كه بين اين همه خلق خدا محض كار نوكـری كرديد مـا را انتخاب آنچه را عاشق به بيداری فراوان ديده است زاهدان آن را نمی بينند حتی بين خواب آه از اين روضه كه جمعی به ظاهر اهل دين اصل دين را دوره اش كردند با فكر ثواب با پيمبرها خدا حرف از عطش زد بارها عرش را لرزانده قطعأ ناله های آب آب می گذارد يک مسلمان راس مهمان در تنور راهبی خاكستر از سر شست آن هم با گلاب مرد مست و خيزران و بوسه گاه مصطفی من نميدانم چرا نازل نشد آنجا عذاب در كنار راس سالار شهيدان راس كيست لطمه زد بر صورتش با ديدن آن سر رباب نــوكـــر نـوشـــت: مطمئنم حاجتم را با دعـا خواهم گرفٺ دامنٺ را در میان اشڪها خواهم گرفٺ با دم یاڪاشف الڪرب الحسینم عاقبٺ را از اباالفضل شما خواهم گرفٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا