رادیو مِهـٰاد ؛
-
فراموشت کردم؛ خوابیدم. با یادت بیدار شدم،
انگار در خواب هم تورا دوست میداشتم...
هدایت شده از باشیاکتاب
" بعضی چیزها را نمی شود گفت. بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند، اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می فشارد، در آن نیست. "
چشمهایش | بزرگعلوی