میشود اگر من هم روزی ز خود بیزار شدم و آن را ساعت نُه جلوی درب گذاشتم، تو مرا بخواهی؟ تو_تو نگذار من در این کهکشانِ درندشتِ غم گُم شوم. نهایت در چمدان قرمزت خودم را میگنجم، با خودت مرا ببر و مرا به دستِ من نده. آزارم میدهد.
مهرداد عزیزم، یکی از ژرفاندیشترین و خوشصداترین آدمهاییه که دیدم، هر بار پا توی خونهش میذارم از جذابیتش حیران میشم. امیدوارم همیشه کلامتون جذاب بمونه و به دور از قلبتون باد اقدام غم، رنج، و سرانگشتانِ خاکستریِ آدمها.
در جامعهی ما، سیگار ریههای مرد را خراب میکند، و آبروی زن را نابود. نمیدانم منظورشان این است که زن ریه ندارد یا مرد آبرو!
` داستایوفسکی.
رآدیو سکوت ؛
«إدفن خُزنك بحضنی» اندوهت را، در آغوشِ من دفن کن.
« وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِِه»
و خدا آنچه را که به ما گذشت جبران خواهد کرد.
و ای کاش در هیچکجای زندگی، کلمات شیشه نشوند در پیچ گلویت ای عزیز من! که گر بیان شوند لبهایت زخم میخورند، و گر نگهش داری، درد داری و درد داری و درد، خون و خون و خون ...
نور چشمیهای من، @Transitcafe این لینک بالا نمیاد برای تقدیمیِ داستانها، صاخبخونه لطفا اگه پیام رو میبینید، بیایید و آدرس خونهتون رو بهم بدین: @ImRossy 💘
ترانهٔ عزیزم، برخی چیزها رو نمیشه وصف کرد. برخی آدمها، معنای نقطهٔ آشتیِ چیزهایی هستند که دور بودن باید. تو دلتنگی و وصالی، منطق و احساسی، استواری کوه و لطافت گُلی، مهربونی و بوی گشنیز و لیمو میدی، نوریو نور. به وصف نمیایید و کلمات عاجز میشن. و ایکاش شما مثل من به غمت وابسته نباشی، رهاش کنی و آزاد باشی چون سرو، بَل، کلمهٔ «آزادی» برازندهٔ شماست تنها. خوشا به حال کسانی که شما رو در بالین خود دارند 🤍
رآدیو سکوت ؛
برای سارانگ - "عشق" عزیزم و بوی سیبی که میده.
داستان حضرت یوسف رو هم خیلی خیلی دوست دارم، امیدوارم باهاش مهربون و ملیح باشین 🌙 `