الان که همه چی آروم شده
الان که قائله ختم شده ،
الان که راحت تو خونه هامون نشستیم ؛
یه پدری هست ، که لحظهی شهادت دختر سهسالهش توی بغلش داره از جلو چشماش رد میشه .
یه خانومی هست ، که صدای جون دادن شوهرش هنوز توی گوشش میپیچه .
یه تازه عروسی هست، که هنوز رفتن ستون زندگیشو باور نکرده .
یه مادری هست ، که داره قربون قد و بالای شاخشمشاد شهیدش میره .
یه دختری هست، که هنوز منتظره وقتی بابا برگشت واسش خوراکی بیاره .
یه نوزادی هست، که پدرشو ندیده و قراره بدون پدر بزرگ بشه .
یه مادری هست، که مدام با خودش میگه " بچهم چه گناهی داشت ؟ "
یه آقایی هست، که نمیدونه جواب بچهشو چی بده؟ بگه مامانتو کیا سوزوندن؟
به چه گناهی .. ؟
رهآد | 🇮🇷
رَبَّنا وَ لا تٌحَمَلَنا ما لا طاقَتہ لَنا بِہ ؛
خدایا آنچه را ك طاقت آن را نداریم
بر دوش ما مگذار .