#شهید_امیر_علی_محمدیان
مــا رفتیم تا از حـرم حـضرت زینـب سلام الله علیها دفاع کنیم
تا تو اون دنیا شـرمنده حـضرت عباس علیه السلام نباشیم....
#برشی_از_کتاب_سربلند📚
توی ماشین مدام این مداحی را گوش میداد:🚗
" جوونیم و با احساسیم بهروی حرم حساسیم بیبی دوعالم ماها همه واسه تو عباسیم. "✌️
این را آقای یزدخواستی خوانده بود.
یک شب که داشتیم می رفتیم هیئتش توی مسیر آن را دم گرفت.🍁
دم در هیئت گفت: " کاش امشب این رو بخونه! "😔
اتفاقا وسط شور مداح گفت: " نمیدونم چرا به دلم افتاد این رو بخونم "
و شروع کرد به خواندن.🎤
هرموقع هم که مداحی " آبروی دوعالم " را میگذاشت بهم میفهماند که میخواهد
توی خودش باشد و سکوت کند و ببارد.😢
از وقتی مداحی " هوای این روزای من هوای سنگره " را شنید دیوانه ام کرد؛.
از بس پای آن سوخت و گریه کرد.😭 میدانست درکش میکنم.💔
شهید حججی
eitaa.com/Abraar
زنده زنده سوخت....
اما آخ نگفت....
😭😭
حسین خرازی نشست ترک موتورم.
بین راه، به یک نفربر پی ام پی، برخوردیم که در #آتش می سوخت.
فهمیدیم یک #بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد!
من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم.
گونی سنگرها را برمی داشتیم و از همان دو سه متری، می پاشیدیم روی آتش!
جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده، با این که داشت می سوخت، اصلا #ضجه و #ناله نمی زد!
و همین پدر همه ی ما را درآورده بود!
بلند بلند فریاد می زد:
#خدایا!
الان پاهام داره می سوزه!
می خوام اون ور ثابت قدمم کنی!
خدایا!
الان سینه ام داره می سوزه!
این سوزش به سوزش سینه ی حضرت #زهرا نمی رسه!
خدایا!
الان دست هام سوخت!
می خوام تو اون دنیا دست هام رو طرف تو دراز کنم!
نمی خوام دست هام گناه کار باشه!
خدایا!
صورتم داره می سوزه!
این سوزش برای امام زمانه!
برای ولایته!
اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت!
آتش که به سرش رسید، گفت:
خدایا! دیگه طاقت ندارم،
دیگه نمی تونم،
دارم تموم می کنم.
لااله الا الله،
خدایا!
خودت #شاهد باش!
خودت شهادت بده آخ نگفتم!
آن لحظه که جمجمه اش ترکید، من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم!
بقیه هم اوضاعشان به هم ریخت.
حال حسین آقا از همه بدتر بود.
دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می کرد و می گفت:
خدایا!
ما جواب اینا را چه جوری بدیم؟
ما #فرمانده ایناییم؟
اینا کجا و ما کجا؟
اون دنیا خدا ما رو نگه نمی داره بگه جواب اینا رو چی می دی؟
زیر بغلش را گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم.
تمام مسیر را، پشت موتور، سرش را گذاشت روی شانه ی من و آن قدر #گریه کرد که پیراهن و حتی زیر پوشم خیسِ #اشک شد.
بعد از شهدا ما چه کردیم؟
شهدا شرمنده ایم
↶【کانال سیاسی مذهبی اجتماعی ابرار】↷
eitaa.com/Abraar
حکم تجافی(نیم خیز نشستن در نماز)👇
https://eitaa.com/Porseman_channel/1360
✅کلام ولی
🔴برای یک لحظه هم پشیمان نیستم
♦️امام خمینی (ره):چه کوته نظرند آنهایی که خیال می کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خود گذشتگی و صلابت بی فایده است!در حالی که صدای اسلام خواهی آفریقا از جنگ هشت ساله ماست ،علاقه به اسلام شناسی مردم درآمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ هشت ساله ماست.
♦️من در این جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل های غلط این روزها رسماً معذرت میخواهم و از خداوند می خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است.
📚صحیفه نور جلد 21 صفحه 94
✔️دولت جوان حزب اللهی
♨️مدیران شایسته یا شومن⁉️
🔰 به اختصار مدیران شایسته ، خصوصیات زیررا دارند:
🔹علم و تجربه
🔹تدین و ولایت پذیری
🔹قانونمداری
🔹نظم و انضباط
🔹حسن سابقه وشهرت
🔹داشتن برنامه
🔹 قاطعیت
🔹شجاعت
🔹 تجربه کاری
🔺با توجه به این ملاکها در مییابیم که ژن خوب، آقا زادگی، ثروت، فشار انتخاباتی و... نباید در گزینش مدیران لحاظ شود.
✨سیستمی که سالم فعالیت می کند، با خاطری آسوده در کنار مدیران شایسته کار می کند ولی سیستمهای معیوب و ناقص دنبال مدیران شومن، ژن معیوب و....
مدیران سفارشی، نقش شومن را دارند و قلمهای مزدور برای فعالیتهای نکرده و خیالاتی آنان قلم فرسایی می کنند.
♨️این شومن های سفارشی فقط یک خروجی دارند ، آن هم تضعیف روحیه مردم و هدر رفت منابع ملی است.
☄ گزینش مدیران را جدی بگیریم.
↶【کانال سیاسی مذهبی اجتماعی ابرار】↷
eitaa.com/Abraar
✅✅✅✅ تلنگر
🔴 #جنگ_نظامی را مردانی مدیریت کردند که روی مین منوّر با حرارت 1600 درجهی سانتیگراد میخوابیدند تا گرای خط، به دست دشمن نیفتد*.
🔵*در جنگ اقتصادی اما، نامردانی
هستند که روی سکه و دلار خوابیدهاند و به دشمن گرا میدهند کجا را بزند*!
🙏🌷درهفته دفاع مقدس یادی میکنیم از مردان مردی که درکمال صداقت واوج شجاعت از جان شیرین خود گذشتند تا ما امنیت وارامش امروزمان را مدیون انها باشیم و از یاد وراهشان غافل نشویم
🌹🌹🌹صلوات
↶【کانال سیاسی مذهبی اجتماعی ابرار】↷
eitaa.com/Abraar
@ostad_shojaeتنبلی و بی حوصلگی_۱.mp3
زمان:
حجم:
12.18M
#تنبلی_و_بی_حوصلگی
قسمت ۱)
بعضیا بی حوصله و تنبلند...
اما فقط در امور دنیایی!.
بعضیا فقط در امور آخرتی!
بعضیا هم در هر دو ‼
شما جزو کدوم دسته اید؟... چرا؟
استاد ؛شجاعی
↶【کانال سیاسی مذهبی اجتماعی ابرار】↷
eitaa.com/Abraar
🇵🇸 رهپویان بصیرت🇮🇷
📚 داســتــان 🔶 قــســمــت هـاے نـوزدهــم و بــیــســـتـ
📚 داسـتــان واقعی
🔷 قـسـمـت های بیست و یڪم و بیست و دوم 👇👇
🔰 از سفیر ابلیس تا سفیر پاڪی
🔸 قـسـمـت بـیـست و یـڪم
💢 فصل دوم
سلام...
به این فصل خوش اومدی...
☺️
میخوام از سال ۱۳۹۴ خودم بگم...
✅سعی کردم سال ۹۳ رو کامل براتون بگم اما روند رو به پیشرفتم دقیقا از سال ۱۳۹۴ شروع شد....
اگه یادت باشه تو قسمت قبلی بهت گفتم که سال ۹۳ خیلی تشنه بودم...
💠💠💯
✔️حس میکردم تربیت نشدم...
✔️حس میکردم نیاز به رشد و آگاهی دارم...
✔️احساس میکردم هیچی حالیم نیست...
میدونی میخوام چی بگم؟
میخوام بگم از بس تشنه بودم که حاضر بودم هر چی دارم و ندارم رو بدم تا فقط یه کسی بهم اطلاعات مفید بده...
در واقع سال ۱۳۹۴ سال کسب آگاهی من بود...
🔶🔷🔸🔹
✳️بالای ۳ هزار ساعت سخنرانی گوش دادم و بالای دویست سیصد تا کتاب خوندم...
روزانه ۸ ساعت سخنرانی گوش میکردم...
اینو به هر کی میگم باور نمیکنه...
🙄🤔
اما واقعا همین بود...
از بس تشنه یاد گیری بودم که اصلا نمیفهمیدم هشت ساعت گذشته...
💕دیوووونه و عاشق مطالعه شدم.
منی که حالم از هرچی مطالعه بهم میخورد سال ۱۳۹۴ نزدیک سیصد تا کتاب در حوزه های مختلف روانشناسی و موفقیت و مذهبی خونده بودم .
دیگه از بس آگاهی هام بالا رفته بود که حس میکردم خود مذهبی ها هم انقدر آگاهی های درست ندارن...
☺️✅
دیگه جوری شده بودم که خیلی از مذهبی ها میومدن ازم سوال میپرسیدن و منم به لطف خدا مثل بلبل جوابشونو میدادم...
☺️همه میگفتن : دمت گرم رضا...جوابت عالی بود..
🔰 از سفیر ابلیس تا سفیر پاڪی
🔸قـسـمـت بـیـسـت و دوم
💢 فصل دوم
🔥من آدمی بودم که تا سال قبلش سفیر ابلیس بودم و همه رو دعوت و تشویق به گناه میکردم
💟اما الان شده بودم سفیر پاکی و کلی آدم میومد تو سایت و ازم کمک
میخواست و میگفت : رضا چکار کنم
گناه نکنم...
خیلی جالبه نه ؟
آدم به کی بگه انقدر تغییر رو آخه ؟
واقعا به خودم افتخار میکنم....
☺️😌🙄😎
😇دقیقا مهر سال ۱۳۹۴ بود که حس کردم دارم از پس مشکلات زندگیم بر میام.
کار شبانه روزیم نوشتن بود...
✍✍✍
تقریبا ۴۰ تا دفتر پرکرده بودم و هفته ای یه خودکار تموم میکردم...
📖🖊
قشنگ پیشرفت رو داشتم حس میکردم...
🌹روز به روز داشتم خدایی تر میشدم...
آنچنان واسه پاکیم تلاش میکردم که هیشکی جلو دارم نبود...
💠هر چقدر اطلاعاتم بالاتر میرفت بیشتر میتونستم مشکالتمو حل کنم.
خدارو شکر یکی از بزرگترین استعداد هایی که دارم اینه که میتونم مسائل سخت رو ساده حل کنم...
یعنی یه سری استعداد های درونی دارم که میتونم با خالقیت و داشتن نگاه متفاوت از پس چالش های زندگیم بر بیام و حالا که سفیر پاکی شده بودم این حس خیلی کمکم میکرد.
☑️🔰💠
اونایی که منو بشناسن میدونن چی میگم و با اخلاق من آشنا شدن...
🔥مثلا دی ماه سال ۱۳۹۴ تصمیم گرفتم یه کتاب بنویسم تا هر کسی مشکل شهوت داره بخونه و در برابر شیطان قوی بشه...
🔥🔥🔥
همه تو سایت میگفتن کنترل شهوت خیلی سخته و نمیشه...
رضا نمیتونم...
رضا تو با ما فرق داری...
و از این حرفا...
منم این کتاب رو نوشتم....
✍ دست نویس های داداش رضا
ادامه دارد....
↶【کانالمذهبیسیاسیاجتماعی ابرار】↷
eitaa.com/Abraar