eitaa logo
[ࢪایِـحـهـہ‌ےدِلــ⁦ ⁦[♡
402 دنبال‌کننده
941 عکس
312 ویدیو
25 فایل
https://6w9.ir/Harf_11123650 لطفاً احترام اساتید و فضایی که قرار داریم و حفظ کنید((: @Ggomnnamm به پیام‌های سنجاق شده توجه کنید🖇 چنل اصلی: https://eitaa.com/Sselenne
مشاهده در ایتا
دانلود
💬 | متن پیام: https://eitaa.com/RayeheDel/76176 مرسی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت: ۲۲:۴۵:۴۱ ⏰تاریخ: پنجشنبه تیر ۱۴۰۵ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ طراحی و کدنویسی : @Im_Azad 🆔 @harf_n
💬 | متن پیام: https://eitaa.com/RayeheDel/76196 دسشویی شم نیست ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ سرویس نوشتم
💬 | متن پیام: https://eitaa.com/RayeheDel/76196 بچه های مردم حموم نمیرن که🤣🤣 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ والا😔😂
💬 | متن پیام: یکم واضح تر نقشه رو بکش ) مثلا توی اینشات مکان هارو بنویس و دیوار اون اتاق آخریه رو هم مشخص کن توی پلان برات بکشمش ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ هوممم باشه پس تا فردا میرسونم بهت
💬 | متن پیام: لطفا اگه کسی فونت اینشات داره بفرسته برای عطرین ک بزاره کانال ،لطفا لطفا ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ توی قسمت سرچ ایتا سرچ کن فونت کانالارو میاره برات
💬 | متن پیام: من تو بله فرستادم اومد؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ بلی
اینطوری میشه
من دیگه میرم فعلا شبتون‌بخیر
دختر زیبایی بودم که از بی کسی مجبور شده بودم تو یه گاراژ حاشیه شهر کار کنم و شبا رو همونجا بخوابم. از ترس اینکه به خاطر زیبایی بلایی سرم نیارن خودمو یه پسر جا زدم و برای پوشوندن چشمای آبیم هم لنز قهوه ای تو چشمم میذاشتم... واسه اینکه کسی اذیتم نکنه و بهم نزدیک نشه مثل پسرای لات رفتار میکردم و حق هرکسی قصد نزدیک شدن بهم رو داشت کف دستش میذاشتم... تا اینکه اون روز خاص رسید و یه مرد با ماشین آنچنانی وارد گاراژ شد و یه ساعت تو دفتر صاحب کارم بود. وقتی بیرون اومد گفت: خریدمت، سوار ماشین شو مخالفت که کردم بادیگارداش به زور گرفتنم و سوار ماشینم کردن... وقتی به عمارتش رسیدیم نگاهی تو چشمام کرد و گفت: لنزتو در بیار😏 دست از تقلا برداشتم و لنز رو از چشمم درآوردم که رنگ نگاهش تغییر کرد و با حالت خاصی گفت: _دیگه نیاز نیست از کسی بترسی. خودم از این به بعد مراقبتم...❤️‍🔥🔥⚡️ https://eitaa.com/joinchat/657196124Cf114c80add ♨️جذاب ترین رمان ایتا😍رمانی براساس
خیلی دلم میخواد پیامارو بزارم...
ولی واقعا حالم خوب نیست 🙂