eitaa logo
💕ارتباط باخدا💕☝
1.2هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
6.1هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
#عزیزان_تمام_سعی‌مان_این_باشد #که_حضرت_بقیه_الله_را_چه_در #خوشی_و_چه_در_ناراحتی_بیادشان #باشیم_و_هر_عمل_خیری_که_انجام #می‌دهیم_ایشان_را_فراموش_نکنیم #چون_ایشان_از_اعمال‌مان_خبردارند #و_حتماً_در_مشکلات_بیادمان_هستند 🌹آیت الله بهجت(رضوان الله تعالی): ✍امام زمـان(علیه السلام) کسانی را می‌خواهند که #تنهـا برای آن حضـرت باشند. کسانی #منتظــر_فــرج هستند که برای خدا و در #راه_خدا منتظر‌ آن #حضرت باشنــد، #نــه برای بــرآوردن‌ #حاجـات شخصــی خــود.!
# بسم الله بگید و با صبر و دقت و حوصله شروع کنید:   دیگه این روزا پیدا کردن آدرس جایی، خیلی کار سختی نیست. کافیه یه خط و ربط ساده ازش داشته باشی تا بتونی بری دنبالش و با یه کم این ور و اون ور رفتن بفهمی کجاست و آمارشو در بیاری.   تا حدودا ده سال پیش، درآوردن آمار بعضی از زندان های بزرگ دنیا کار بسیار مشکلی بود. زندان های بدنام و بد آوازه ای که یک هزارم رنج انسان های در بند آنجا را در فیلم های هالیوودی نمیبینید!   یکی از فعالان حقوق بشر در دنیا که خواست نامش فاش نشود و پس از تحقیقات، متوجه شدیم که بخاطر روشنگری هایی که بر علیه دولت های استکباری دنیا داشته، تحت پیگرد است و برای جنازه اش هم جایزه تعیین کرده اند، پس از حدودا دو ماه تحقیق، توانستیم با او در یکی از روستاهای اطراف لندن قرار گذاشته و چند دقیقا با او صحبت کنیم.   صحبت های بسیار خوب و مفیدی تبادل شد. اما آنچه در این زمینه گفتگو شد این بود که:   در بررسی بدترین زندان های دنیا، نام زندان «آلکاتراز» در آمریکا مطرح است و گفته می شود خطرناکترین زندانی ها در آن به سر می‌برند. جزیره آلکاتراز در مرکز خلیج سانفرانسیسکو در کالیفرنیا واقع شده است و تا سال‌ها پیش به عنوان یک محدوده نظامی شناخته شده بود و پس از آن نیز امن‌ترین زندان در جهان به شمار می‌رفت.   این زندان جوری طراحی و مراقبت میشد که در طول ۲۹ سال، هیچ فرار موفقی در این تبعیدگاه ثبت نشد و در تمام تلاش‌هایی که انجام شد یا زندانیان هدف شلیک گلوله قرار گرفتند و یا در آب‌های خلیج غرق شدند. از بین ۳۶ نفر زندانی که اقدام به فرار کردند، ۷ نفر با شلیک گلوله به قتل رسیدند، ۲ نفر غرق شدند، ۵ نفر مفقودالاثر شدند و بقیه مجدداً توسط مأموران زندان دستگیر شدند.   در آمریکا داستان های بسیاری درباره این زندان نقل میشود. بعضی از اتفاقات عجیب و نامعلوم، طرفداران این فرضیه را که روح زندانی ها در این زندان سرگردان هستند، بیشتر می کند. مثلا ماموران موزه آلکاتراز همگی از در بخشی از زندان می گویند که هر روز سر ساعت مشخصی بسته می شود. این قسمت اتفاقا همان جایی است که در سال ۱۹۴۶ سه نفر از زندانی ها در حال فرار کشته شدند.   شنیدن صدای جیغ و فریاد و راه رفتن و دویدن در طبقات بالا هم برای ماموران کاملا طبیعی شده. آنها می گویند هر بار فکر می کنند شاید یکی از بازدیدکننده ها جایی پنهان شده و صدا درمی آورد اما بعد از گشتن همه سلول ها هیچ آدم زنده ای پیدا نمی کنند.   پس از آلکاتراز، پایگاه سیاسی 22 در کره شمالی است که در سال 1965 در مکانی کاملا دورافتاده ساخته شد و با استفاده از سگ های تربیت شده و سلاح های پیشرفته از آن محافظت می شود و دیوارهای آن به برق وصل است تا هر گونه تلاش زندانیان برای فرار ناکام بماند. چند روز پیش با یکی از محققان کره ای صحبت میکردم. میگفت که تا حالا اطلاعی از کسی که از اونجا کمتر از بیست سال آزاد شده باشه یا فرار کرده باشه پیدا نکرده و از جستجو ناامید شده!   بسم الله الرحمن الرحیم داستان «نه!» نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی 2 کمپ 22 کره شمالی یک اردوگاه یا زندان نظامی است که زندانیان سیاسی در آنجا نگهداری می‌شوند. این کمپ دارای حداکثر شرایط امنیتی و حفاظتی بوده که از سال 1965 تاسیس، حد فاصل 1980 تا 1990 گسترش یافته و 225 کیلومتر مربع وسعت دارد. اردوگاه 22 کره شمالی با برق ولتاژ3300 و سیم خاردارهای بیرونی و تله‌های امنیتی ویژه کنترل می‌شود که خروج هر زندانی را غیر ممکن ساخته است. اما زندان «سن کوینتین» آمریکا یکی دیگر از زندان های مخوف دنیا است که در در ایالت کالیفرنیا قرار دارد. عکاس روزنامه دیلی میل جزء اولین کسانی است که در سالهای اخیر اجازه یافته به زندان قدیمی و مخوف سن کوئنتین در آمریکا وارد شود. این زندان، قدیمی ترین محل نگهداری زندانیان در کالیفرنیا است و صدها محکوم به اعدام در آن نگهداری می شوند. سن کوئنتین – که چندین فیلم نیز در آن ساخته شده- محل نگهداری قاتلان و متجاوزان خطرناک آمریکا است اما گفته میشود که از سال 2008 به بعد، کسی در آن اعدام نشده است چون مقامات ایالت مجازات اعدام را فعلا به حالت تعلیق درآورده اند اما برخی شواهد بسیار حساس و کم رنگ، خلاف این مسئله را اثبات میکند. زندان «گوانتانامو» که جرج بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا آن را در جریان جنگ عراق و افغانستان بنا کرد، یکی دیگر از زندان هایی است که نام آن بسیار شنیده می شد و به شکنجه زندانیان معروف است. زندان «نایروبی» در کنیا که پر از زندانیان بوده و به غذاهای بد و شیوع بیماری شهرت دارد. معمولا زندانی هایی که شانس آزادی بعد از آن را پیدا میکنند، به خاطر همان بیماری های واگیرداری که از زندان گرفته اند، نمیتوانند به حیات عادی خودشان ادامه بدهند! زندان «فلورانس» از دیگر زندان های معروف است که در آمریکا قرار داشته و بر
💕ارتباط باخدا💕☝
# بسم الله بگید و با صبر و دقت و حوصله شروع کنید:   دیگه این روزا پیدا کردن آدرس جایی، خیلی کار سخ
شمیم انتظار: ⚫️داستان «نه!»⚫️ 3 🔻 روز اول... چشمام هیچ جا را نمیدید... حتی متوجه شب و روز هم نبودم... همین حالا هم از روی تخمین و احتمالات میگم یه هفته... شاید هم بیشتر بوده... وگرنه اصلا اطلاعی از وضعیت روز و شب نداشتم... هر کاری میکردم نمیتونستم عادت کنم... روز اول فقط درد داشتم و همه بدنم کوفته بود... متوجه نبودم کجا هستم و در چه شرایطی به سر میبرم... گیج بودم و تا یه کم تکون میخوردم، سرم محکم به یه چیزی میخورد... چیزی که بالای سرم بود، اینقدر محکم و سفت بود که وقتی محکم بهش برخورد میکردم تیکه هایی از اون توی سرم فرو میرفت... 🔻 روز دوم... بخاطر درد و کوفتگی بدنم، هر چی میخوابیدم، تموم نمیشد... خستگی و درد و تنهایی و جای تنگ دست به دست هم داده بودند ... تا چشمام را باز میکردم، میدیدم تاریکه و قدرت حرکت ندارم... دوباره خودمو به خواب میزدم... بلکه خوابم ببره و متوجه زمان نشم... اما از یه جایی به بعد، دیگه خستگیم تموم شد ... دیگه خوابم نبرد ... تازه شد اول بدبختیم... چون دیگه خوابم نمیومد و مجبور بودم بیداری را تحمل کنم... با چشمای خیلی خیلی باز اما در یه جای تاریک و بدون ذره ای نور... هر چی دنبال خودم میگشتم پیدا نمیکردم... نمیدونستم کجام و قراره چی سرم بیاد... 🔻 روز سوم... بیداریم تموم نمیشد... خیلی بده زور بزنی خوابت ببره تا متوجه خیلی چیزا نشی اما خوابت نبره... نمیتونستم با شرایطم کنار بیام... مخصوصا اینکه هیچ صدایی هم نمیشنیدم... فکر کنین همه جا ساکته و فقط صدای ناله های خودم در اون فضا وجود داشت ... که یهو صدای کنار رفتن خاک بغل صورتم ... صدایی شبیه به کشیده شدن بدن یه چیزی ... یه چیزی مثلا شبیه مار روی خاک ها را میشنیدم... اینقدر میترسیدم و هول میشدم که دوس داشتم همونجا یه نفر سرم را گوش تا گوش میبرید و میذاشت روی سینم تا راحت بشم... اما نه من میمردم... و نه اون جک و جونورها را میتونستم ببینم... فقط ترس و دلهره و تنهایی... احساس میکردم یه چیزای ریز و یا حتی بعضی وقتها درشت، از روی بدنم رد میشن... اما چون بخاطر ترس زیاد، قدرت تحرک نداشتم، از سرم رفع میشدن و یه خورده که تکون پکون میخوردن، میرفتن... اما جون و عمر و نفس منم باهاشون میرفت و تا مرگ پیش میرفتم... 🔻 روز چهارم... دو طرف باسن و پاها و پهلوهام داشت زخم میشد... از بس خودمو روی زمین کشیده بودم... و چون نمیتونستم این ور و اون ور بشم زخم بستر گرفتم... کسانی که زخم بستر میگیرن، روی تخت و پتو و زیرانداز و تشک نرم، زخم بستر میگیرن... ولی من روی زمین و خاک و نمور و این چیزا زخم پهلو گرفتم... خیلی جام تنگ بود... فکر میکردم توی سردخونه هستم و قرار بوده بمیرم اما زنده شدم... ولی علی القاعده سرخونه ها سرد هستن... اما اونجا گرم بود... خیلی هم گرم بود... بخاطر همین نمیدونستم کجام و چه غلطی میکنم؟ 🔻 روز پنجم... دلم درد میکرد... موقع عادت ماهانم بود... هرچی دستمو فرو میکردم توی دل و شکمم تاثیری نداشت... نمیدونستم اگر در اون وضعیت، عادت بشم چه خاکی باید تو سرم بریزم... تا اینکه متاسفانه... بر خلاف هر ماه که مضطربه بودم و دیر و زود میمومد، به خاطر شدت ترس و دلهره ای که در اون شرایط داشتم، یهویی و با شدت هر چه تمام تر خون دفع میکردم... اینقدر عادت ماهانه اون موقع شدید بود که چند بار تهوع کردم... به خاطر بوی تعفن و خون داغ و شرایط کثیف و ترسناکی که داشتم... معجون عجیبی شده بود... احساس کسی داشتم که توی چیزی شبیه چاه دسشویی افتاده باشه... بوی استفراغ و خون حیض و عرق و نم و ... حتی ... چیزای دیگه ای که هر کسی دفع میکنه... 🌴 داستان «نه!» 🌴 ⚫️ 4 ⚫️ 🔻 روز ششم... توی خون حیض دست و پنجه نرم میکردم... خونی که در شرایط عادی هم حالم را به هم میزد و ازش متنفر بودم... هر چی دعا برای مرگ و مردن میکردم دعاهام مستجاب نمیشد... تمام بدنم درد میکرد... درد کتک چند روز پیش... درد شکنجه های گذشته... درد رحم و شکمم... اینقدر ناله و جیغ کشیده بودم که حتی صدای خودمو نمیشنیدم... فقط دعا میکردم بدنم کرم نزنه... چون خون رحم و زخم بدنم و خاک توی قبر و خلاصه همه چیز برای کرم زدن و گندیده شدن مهیا بود... 🔻 روز هفتم... تا یه هفته هیچ جا را نمیدیدم... هفت شب و هفت روز... بعدا یکی برام گفت که اونا اعتقاد داشتن که اگر زندانی را به مدت یک هفته در یه جای نمور و تاریک مثل «قبر» نگه داشتی و خوراک مار و عقرب نشد و بالاخره زنده موند، تقدیرش اینه که زنده بمونه و حداقل تا دو سه ماه دیگه زنده باشه... زنده باشه تا بعدا براش تصمیم بگیرن که چیکارش کنن؟! اینقدر اون یه هفته سخت و دشوار بود که همش ناله میکردم و دست و پا میزدم... هم درد داشتم و هم زخم و زیلی بودم... نمیشد پاشد نشست و یا چاردست و پا راه رفت... چون فاصله کف و سقفش، کمتر از 60 سانت بود!! و تمام اون محیط هم بیش تر از یک
🔍پرچم ایران را چرا پایین می کشید؟ 💰این همه هزینه می کنیم های میلیاردی ⏰اینهمه وقت می گذاریم برای ورزش که چی ؟ ✅هدف اینکه پرچم ایران 🇮🇷در میادین جهانی🌏 بالا برود 🎈ورزش ایران در سه میدان اخیر یعنی ⚽️فوتبال ساحلی 🏊‍♂️واترپلو و🧗‍♀️ سخره نوردی بانوان 💎شاهد این بوده که علی رقم قهرمانی ولی پرچم پایین بوده است و ورزشکاران از ادای احترام به پرچم امتناع کردند 👇🏻👇🏻👇🏻 و اما تحلیل چیست: 1️⃣بدنبال تجزیه طلبی هستند 2️⃣اعتراض دارند 3️⃣بی هویت شدند 🖊راهکار چیست؟ 🔦به نظر بنده کشور ایران در عرصه ورزش شکست خورده است و شکست است بسوی پیروزی 🔦تجربه اتفاقات اخیر ورزش ایران در میادین جهانی بخوبی نشان داد که کسب پیروزی به هر قیمت بدنبال دارد ✅آوردن مربیان رنگارنگ و گاها خارجی پرداخت دستمزدهای میلیاردی💰 به بازیکنان و مرببانی که در برخی از موارد این افراد حتی در طول یک فصل حتی ساعت هم در اختیار تیم نبودند و بازی نکردند سازی و الگو سازی در ورزش جای خود را به میهن بودن در عرصه بین المللی را گرفته است ملت بزرگ ایران🇮🇷 در عرصه بین المللی می خواهد نه عنصر هویت 🎈اتفاقات اخیر در عرصه ورزش بخوبی نشان داد که های اعمالی در چند دهه ی گذشته در کشور و خورده است. ✅آدمی اگه نداند به کجا میرود به جایی نمیرسد ورزش ایران باید بدنبال پرچم❤🇮🇷🌹 ایران در دنیا باشد ❇ما بدنبال وطن می گردیم نه قهرمان هویت ⚽️ورزشکارانی که به پرچم و هویت جمهوری و انقلابی ایران تعلق خاطری ندارند اجباری ندارند به عنوان نماینده ایران در میادین خارجی حضور داشته باشند ✴ضرب المثل حکیمانه ایرانی: دیگی که برای من نجوشد ، می خواهم که سر سگ در ان بجوشد وطن پرچم جمهوری اسلامی ایران توسط افرادی که اسلامی ایران را قبول دارند به ورزشکار بی هویت