eitaa logo
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
4.6هزار دنبال‌کننده
21.7هزار عکس
8.7هزار ویدیو
304 فایل
دلبسته‌دنیا‌که‌عاشق‌شهادت‌نمی‌شود🌷 رفیق‌شهیدمْ‌دورهمی‌خودمونیه✌️ خوش‌اومدی‌رفیق🤝 تأسیس¹⁰/⁰³/¹³⁹⁸ برام بفرست،حرف،عکس،فیلمی،صدا 👇 https://eitaayar.ir/anonymous/vF1G.Bs4pT جوابتو👇ببین @harfaton1 کپی‌آزاد✅براظهورصلوات‌📿هدیه‌کردی‌چه‌بهتر
مشاهده در ایتا
دانلود
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
⚠️ نصیحت #علامه_حسن_زاده_آملی به کاربران شبکه‌های اجتماعی 🦋🏴💔
*🔴پیام علامه حسن حسن زاده آملی به تمام حاضران در فضای مجازی :* *☑️دستوالعمل دوازده بندی حضرت علامه حسن زاده آملی به تمام حاضران در دنیای مجازی را مطالعه فرمایید.* *که در گروه دوستان نیز مورد توجه قرار می گیرد* *🔹۱- حق را با یاد کردن و تکرار کردنش زنده کنید.* *🔹۲- باطل را با ترک کردنش نابود کنید.* *🔹۳- از تصاویر حرام و غیرشرعی پرهیز کنید.* *🔹۴- از بحث‌های بیهوده بپرهیزید*. *🔹۵- از جوک‌هایی که دین و عبادات و مقدسات و اشخاص و ملت‌ها و قومیت‌ها را مسخره می‌کند، بپرهیزید.* *🔹۶- مصدر نقل شایعات نباشید و قبل از نقل و انتشار هر حدیث یا روایت یا داستان و خبری از صحت آن مطمئن شوید.* *🔹۷- بگذارید آن کلامی که می‌فرستید به‌نفع شما گواهی دهد نه علیه‌تان.* *🔹۸- خودتان را کلید خیر و قفل شر قرار دهید.* *🔹۹- هر متنی و پیامی که می‌فرستید به‌منزله تأیید و با امضای شما است. نگو که به من رسیده و کپی کرده‌ام.* *🔹۱۰- تمام سعی خودتان را برای استفاده بهینه از این فناوری به کار گیرید و از آن برای دعوت الی اللّه و امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مسائل دینی و فرهنگی و علمی و آموزشی استفاده کنید یعنی به‌عنوان یک اصلاحگر به‌تمام معنا، و نیت خودتان را درست و خالصانه کنید.* *🔹۱۱- برای بیان حق مجاملات و رودربایستی را کنار بگذارید، دین و حق بر هر چیز مقدم و شایسته‌تر هستند*. *🔹۱۲- تصویر پروفایل شما و پیام‌هایتان معرف شخصیت شماست.* جهت تعجیل در فرج و شادی روح شهدا 🥀 صلوات +وعجل فرجهم✌️ ❀❀ رفیق شهیدم 🕊 ❀❀
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
🎬قدم به قدم با زائران اربعین حسینی .... باشد آقاجان نده اصلا به ما اذن دخول😔  ازهمین جا السلام✋ی
خدای پیاده‌ها... عازمم حلال کنید؛ روی پروفایل‌ها! دانلودِ مدا‌حی، قبل از سفر! دِهینِ ابوعلی... تیربرق‌های پُر از سیم... آهنگِ یوسف پیامبر از ماشین کپسولِ گاز... کنار قدم‌های جابر... یُسَجِّلنی... تِزورونی... مبل‌های خسته، کنار جاده... مای بارِد... موکب‌های دوست‌داشتنی... صدای بلندگوی مرکز مفقودین... خرماارده‌های شیرین... هَلَبیکُم بِزوّارِ اَبوُسَجّاد... حاجی! وای‌فای موجود... فنجان‌های قهوه‌ی عربی... کوله‌پُشتی جای بالِشت... ماساژهای صلواتی... اولین نگاه به گنبدِ ماه... حالا، اما... جنون؛ بر جاماندگانت حلال است!
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
🌷شادی روح شهید محمد ابراهیم همت صلوات حکایت «چشم» «تو بالاخره از طریق همین چشم‌هایت شهید می‌شوی» روایت ماجرا از زبان همسر شهید در کتاب «نیمه پنهان ماه»: چشم‌هایش زیبا بود خواست سر به سر حاجی بگذارد... اما از دهانش پرید که «تو بالاخره ازطریق همین چشم‌هایت شهید می‌شوی». چشم‌های حاجی درخشید. پرسید «چرا؟» و در نگاهش چنان انتظاری بود که او دلش نیامد، بگوید:«ولش کن! حرف دیگری بزنیم.» دلش نیامد، بگوید:من نماز می‌خوانم، دعا می‌کنم که تو بمانی، شهید نشوی». آه کشید. گفت: «چون خدا به این چشم‌ها هم جمال داده هم کمال. این چشم‌ها در راه خدا بیداری زیاد کشیده، اشک هم زیاد ریخته. 🌻حکایت «گوش» در همان کتاب روایت گوش هم هست: خبر را داخل مینی‌بوس از رادیو شنیدم. این بار اشک هم آمد. گفت: نگه‌دارید مگر نشنیدید؟ شوهرم شهید شده... شوهرم نبود. اصلاً هیچ وقت در زندگی برایم حالت شوهر نداشت. همیشه حس می‌کردم رقیب من است و آخر هم زد و برد.... وقتی می‌رفتیم سردخانه، باورم نمی‌شد. به همه می‌گفتم: من او را قسم داده بودم هیچ‌وقت بدون ما نرود. همیشه با او شوخی می‌کردم. می‌گفتم: اگر بدون ما بروی، می‌آیم گوشَت را می‌برم!». بعد کشوی سردخانه را می‌کشند و می‌بینی اصلاً سری در کار نیست. می‌بینی کسی که آن همه برایت عزیز بوده، همه‌چیز بوده… 🌻حکایت «سَر» رفته بود کمی جلوتر سرک بکشد به خط‌مقدم، در جزیره مجنون در عملیات خیبر. دیده بود سربازانش، رفقای عزیزتر از جانش آب گل‌آلود می‌خورند از تشنگی؛ آب نهرهای اطراف مجنون که پیکرها در آن افتاده بود و هجوم خمپاره‌ها گل آلودش کرده بودند. قمقمه‌ها را به کمر بست و رفت جلوتر و نه‌فقط یکی از رزمندگان، همه دیدند: «من به چشم خودم دیدم که وقتی شهید همت برای سرکشی به خط آمدند و این صحنه را دیدند ۵ تا قمقمه خالی را به فانوسقه وصل کردند و دور کمرشان محکم بستند و از خاکریزی که در تیررس عراقی‌ها بود بالا رفتند. این صحنه را تنها من ندیدم. اول خدا دید و هزاران سرباز و رزمندگان لشکر ۲۷ دیدند و گواهی می‌دهند که چطور فرمانده لشکر از خاکریز خط‌مقدم به سمت آب سرازیر شد و از جنازه‌ها و آلودگی‌ها و تله‌های انفجاری و سیم خاردارها عبور کرد و خود را به‌وسیله یک یونولیت شکسته به قسمت آب‌های تمیزتر رساند و قمقمه‌ها را پر از آب کرد درحالی‌که هزاران تیر در کنارش می‌خورد دوباره از خاکریز بالا آمد و آب را ب بچه ها رساند یک گلوله توپ آمد حوالی ابراهیمی که خدا نظر کرده بود به او و یک ترکش از گلوله جدا شد و دنبال سَر سرداری گشت که آب آورده بود آقا جان دلمان یک بغل در میخواهد
ویژه نشر یکی از معجزه‌های 👇👇👇 آتش در دل زوار جامانده است...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به‌تــو‌از‌دور‌ســــلام💚 جـــامانده‌ایم‌حوصله‌شرح‌قصه‌نیستـــــ... طرح 📚موضوع مرتبط: 📆مناسبت مرتبط