21شهریور
روز_36 حرفی که گفته نشد، اشک شد.
روز_37
اگه یکی سه سال پیش
بهمون می گفت که یه روز
به جایی می رسیم که دیگه
هیچ وقت با هم حرف نمی زنیم
می خندیدیم و حرفش رو
به مسخره می گرفتیم
تو رو نمی دونم
ولی من دیگه نمی خندم.
21شهریور
روز_37 اگه یکی سه سال پیش بهمون می گفت که یه روز به جایی می رسیم که دیگه هیچ وقت با هم حرف نمی زنیم
روز_38
هر شب ، ماه را میبینم و یادِ تو میافتم؛
نه به خاطر روشناییاش،
به خاطر فاصلهی ابدیاش از من .