رقیه نوحه سی
«آهنگ میرن آدمها»
گوزلرون یومدی دینجلدی غمدن
قلبینده یاره ئولدی رقیم
اکبر ئولنده باغلادی قاره اگنینده قاره ئولدی رقیم
ویرانه لرده جان ویردی حسرت گیتدی مزاره ئولدی رقیم
آرام جانیم لای لای رقیم شیرین زبانیم لای لای رقیم2
ویران سرانون سوندی چراغی گل ای ابوالفضل ماتمسرایه
قارداشیم کیمی کفنسیز ئولدی یارالی جسمین بوکدوم قرایه
خبر دار ایله مظلوم آناسین باشینده قاره گلسین عزایه
آرام جانیم لای لای رقیم شیرین زبانیم لای لای رقیم2
حسرت باخاندا جانیم آلاردی مژگانی هر دم قالخوب اننده
بیر گون مارالیم بیر سوز دانیشدی قلبیم آلیشدی یاندیم محنده
سسلندی عمه گوشوارم یوخدی شرمنده اوللام اکبر گلنده
آرام جانیم لای لای رقیم شیرین زبانیم لای لای رقیم2
هر گون باتاندا ویران سراده گوزدن توکردی رخساره قان یاش
سسلردی تز گل بیمارون ئولدی هاردا قالوبسان وفالی قارداش
قلبیم سینوبدی تز گل سفردن سالماز نظردن یولداشی یولداش
آرام جانیم لای لای رقیم شیرین زبانیم لای لای رقیم2
دار العزایه گلدی حسینون یارالی باشی طشت طلاده
بیکس رقیّم پروانه مثلی پروانه گلدی ویران سراده
گل لبلریندن ئوپدی دویونجاق ویردی اوباشی زین العباده
چشمامو بستم،آروم شكستم
هرچی نشتم،بابا نیومد
منم بهارش،دار و ندارش
سر قرارش،چرا نیومد؟
بابایی😭
چی میشه،یه دفعه،بذاری
موهات و توی دست بگیرم
از لبات،بابا جون،اومدم
كه بوسه هامو پس بگیرم
یه جوری،ببوسش، گونم و
كه جای بوسه هات بمونه
برا چی عزیز دلم؟آخه هی بچه هاشون رو بغل كردن،اومدن جلوی خرابه،یه جوری میبوسیدن بچه هاشون رو
یه جوری،ببوسش، گونم و
كه جای بوسه هات بمونه
یه جوری، كه بگن،شامیا
بابای تو چه مهربونه
بابای خوب من،بابای خوب من
عمه نشته،خسته ی خسته
دوباره بسته،زخم پاهامو
اینها همینن،لبریز كینن
می خوام نبینن،زخم گوشامو
یه حكایتی توش هست،بابایی نمی خوام اینها دوباره گوش های من رو ببینند
حرف گوشواره های منه، همین جوری هیچی نگفته
وای اگه گوشمو ببینند،بهانه دستشون میوفته
دیگه میخوان چیكار كنند؟
آخه گوشمو تا میبینند،میگن مگه عمو نداشتی
هی نیش زبون میزنند،هی میگن كجا بود اون عمویی كه،ا
ین همه پُزش رو میدادی؟
آخه گوشمو تا میبینند،میگن مگه عمو نداشتی
هی میخندند،داد میزنند،گوشواره ات رو كجا گذاشتی
بابا میخوام یه خاطره برات بگم
دست تو موهام كرد،شدم پر از درد
وقتی كه نامرد،دستش رو برداشت
نداد اَمونم،مثل كمونم
بس كه رو گونه ام،سیلی اثر داشت
بعد اون روزی كه،نبودی،به جای تو با عمه موندم
بند اومد زبونم، همه جا، منظورم و با دست رسوندم
بابا تیر میكشه، هنوزم با حرف گوشواره گوشم
تو كه پاره تنی،بنگر،به من كه پاره پاره گوشم
بابای خوب من،بابای خوب من
ملعون رو اسب نشسته،راوی میگه،سه ساله توی محمل،هی گریه میكرد،بابامو میخوام،بابام كجاست،من باباییم رو میخوام،بی ادب ،بی تربیت،صدا زد دختر ساكت شو،چقدر گریه میكنی،حوصله ام رو سر بردی،بس كن،صدای ناله نازدانه بلند تر شد،بی حیا عصبانی شد،اومد دست كرد توی محمل،سه ساله رو از بالای محمل،پرت كرد پایین،ظاهراً شبانه این اتفاق افتاد،كسی خبر دار نشده،كاروان رفت،سه ساله موند توی بیابون،یه وقت بهوش اومد،هر طرف رو نگاه میكنه،صحراست،شروع كرد لرزیدن،از اون طرف راوی میگه،یه مرتبه دیدیم نیزه داری كه،سر امام حسین علیه السلام بر آن نیزه بود،اومد، گفت:امیر،نیزه تو خاك فرو رفته،هر كاری میكنیم نیزه بیرون نمیآد،چه كنیم؟چه خبره؟یكی صدا زد،حتماً یكی از بچه ها گم شده،بابا دلش پهلو دختر مونده،خبر رسید به گوش زینب،از بالا محمل خودش رو انداخت پایین،سراسیمه توی این بیابون،هی صدا میزنه عزیز برادرم،رقیه جانم،یه مرتبه، رسید دید یه خانمی نشسته،سر سه ساله رو دامنش،داره نوازشش میكنه،عزیز دل مادر نترس،خانم جان شما كی هستید،زینب جان، حق داری مادرت رو نشناسی، منم…یازهرا
🍃🌴🍃🌴
روضه حسن خلج
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
شب سوم محرم 95 حاج حسن خلج :
دلم گرفته از خرابه خرابه زندون عذابه
برس به داد من بابایی دیگه نجات من ثوابه
بیا که توونی نمونده تو تنم
خون گریه میکنه برا من پیرهنم
قد کوچیکم از غمت تا شد
دخترت حالا مثل زهرا شد
دوست دارم خودت میدونی
میشه با این لبای خونی
اگه دلت به حال من سوخت
یه کم برام قران بخونی
چند وقته نشنیدم صدای زیبات و
بزار تا ببوسم بابایی لب هات و
جون بده ای کاش دخترت بابا
داره خون میره از سرت بابا
چه ماجرایی شد اسیریم
شبا همه عزا میگیریم
اخه بابایی ریخته دیگه
تموم دندونای شیریم
باور کن رقیه رو خاکا میخوابه
النگوی دستم بابا یه طنابه
از ورم بسته شد بابا پلکم
چی بگم من از سیلی محکم
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_روضه_دلم گرفته از خرابه-1477295186.mp3
19.16M
حاج حسن خلج_شب سوم محرم
شب سوم محرم 95 حاج حسن خلج :
دلم گرفته از خرابه خرابه زندون عذابه
برس به داد من بابایی دیگه نجات من ثوابه
بیا که توونی نمونده تو تنم
خون گریه میکنه برا من پیرهنم
قد کوچیکم از غمت تا شد
دخترت حالا مثل زهرا شد
دوست دارم خودت میدونی
میشه با این لبای خونی
اگه دلت به حال من سوخت
یه کم برام قران بخونی
چند وقته نشنیدم صدای زیبات و
بزار تا ببوسم بابایی لب هات و
جون بده ای کاش دخترت بابا
داره خون میره از سرت بابا
چه ماجرایی شد اسیریم
شبا همه عزا میگیریم
اخه بابایی ریخته دیگه
تموم دندونای شیریم
باور کن رقیه رو خاکا میخوابه
النگوی دستم بابا یه طنابه
از ورم بسته شد بابا پلکم
چی بگم من از سیلی محکم
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
شب سوم محرم 95_روضه_دلم گرفته از خرابه
----------------------------------------------------
خستست پاهام تاره چشمام بیا بابام
دیشب بودی توی رویام بیا بابام
رفتی روی نی ها بدون من تک و تنها
یا تو بیا پیشم یا من پیشت بیام بالا
ای که روی نی هستی چشم از همه بستی
از من بگیر دستی
بابای خوب من
******
جسمم زخمی قلبم شیدا چشمم دریا
دست و بازوم مثل زهرا چشمم دریا
حالا که اومدی روی زخمام شدی مرهم
اما چرا موهات چرا لبهات شده در هم
جونم اومد بر لب میمیرم من امشب
جای عمه زینب
بابای خوب من
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_زمینه_خسته است پاهام تاره چشمام-1477295312.mp3
8.58M
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_زمینه_خسته است پاهام تاره چشمام-
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
شب سوم محرم 95_زمینه_خسته است پاهام تاره چشمام
----------------------------------------------------
در به دره خرابه هام زندونه این دنیا برام
میخوام برم پیش بابام بابای خوبم
گرفته بغض گلوم و گرفته ارزوم و
تو کوچه ها سوزوندن کمند موم و
روی سر من جای اتیشه
موهای سوخته شونه نمیشه
بابا به کام من هم عسل کن
من و ببوس و بازم بغل کن
*****
بابا چقدر دیر امدی وقتی شدم پیر امدی
خیلی نفس گیر امدی خونی و خاکی
غم برده دخترت رو هم کشته خواهرت رو
وقتی تو تشت گذاشتن اینا سرت رو
کی کرده گلگون لبات و بابا
این جور بریده رگات و بابا
******
طعنه به معجرم زدن ضربه به پیکرم زدن
به صورت و سرم زدن بابای خوبم
جرمم مگه چی بوده ببین تنم کبوده
سیاهی رو بازوم کار یهوده
میخوام بیارم دستام و بالا
بی جون دستام شبیه زهرا
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_واحد_در به در خرابه هام-1477296214.mp3
15.78M
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_واحد_در به در خرابه هام-1477296214.mp3
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_واحد_حال و روزش با نوای عشق بهتر می شود-1477296377.mp3
10.8M
حاج حسن خلج_شب سوم محرم 95_واحد_حال و روزش با نوای عشق بهتر می شود : شب سوم محرم 95_واحد_در به در خرابه هام
----------------------------------------------------
حال و روزش با نوای عشق بهتر میشود
هر که چشمش در میان روضه ها تر میشود
این دل سنگم که جای خود،شنیدم از کسی
ریگ های دشت با نام تو گوهر میشود
نوکری پستم ولیکن دلخوشم ازاینکه من
روزگارم با غلامی شما سر میشود
از شما دورم ولی شب های جمعه این دلم
می پرد تا صحن تو،مثل کبوتر میشود
با نوای یا حسین و ذکر شور یا حسن
دل اسیر نام های دو برادر میشود
کاروان را باز گردان ای عزیز فاطمه
در همین جا قلب زینب زار و مضطر میشود
بازگرد آقا که با دست پلید حرمله
غنچه ی شش ماهه ی باغ تو پرپر میشود
دخترت بی سایبان و خواهرت بی همسفر
جعفرت بی پیکر و عون تو بی سر میشود
چند روز بعد در این سرزمین پربلا
صحبت از دزدیدن خلخال و معجر میشود
چند روز بعد در گودال بین تیغ وتیر
حنجرت درگیر با تیزی خنجر میشود
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
متن روضه حضرت رقیه سلام الله علیها-خلج
متن روضه حضرت رقیه سلام الله علیها-خلج
گونه های دخترت ترك خورده زخم قلب من پدر نمك خورده جان من به لب رسیده حق تقدم با شماست،تا شماها گریه میكنید من ساكت میشم. جان من به لب رسیده خسته ام قدم خمیده در این سفر بابا سر اومد،دختر شیرین زبون،خدا نكنه دختر شیرین زبون به حرف بیاد. جایت خالی بازار كوفه كجا بودی بابایی؟ جایت خالی بازار كوفه كوچه های دشوار كوفه روی سرم بابا می بارید سنگ از در و دیوار كوفه حسین.......... بابایی مثل زهرا هی تلاطم كرده ام نمی تونستم درست راه برم،هی به چپ و راست كشیده میشدم.تو رو جان امام حسین علیه السلام،این آستینت رو بگیر تو دهنت،من این بیت رو تموم كنم،بعد بنشینم،گریه كنم، تو هم ناله بزنی. مثل زهرا هی تلاطم كرده ام روی نیزه هی تو رو گم كرده ام كجایی بابایی؟ خانم میبینی چه جور دارن برات گریه میكنن،این اشكارو بریز رو زخم های پاهات.همه ی این بند و بذار یه طرف این بیت آخر از نظر عاطفی كُشنده است،همه ی چوب ها،سیلی ها،تازیانه ها یه طرف،این دست پرورده ی حسین رو ببین. مثل زهرا هی تلاطم كرده ام روی نیزه هی تو رو گم كرده ام اما بابا آبروت رو خریده ام پیش عمه هی تبسم كرده ام هی خندیدم عمه ام غصه نخوره....حسین........ مثل اینكه آخرش عمو فهمید هرچی صورتم رو پنهون كردم مثل اینكه آخرش عمو فهمید روی نیزه روی سرخ مو می دید گریه ی عمو رو دیدم آب شدم رو خاك چكیدم شبیه اشك تو خیمه ی مارو غارت كردن گوشواره هارو قیمت كردن خیلی چیزهارو بردن،دل مارو سوزوندن،اما یه چیزی رو بردن،بد نكردن بردن گهوراره رو هم بردن اما خیال ما رو راحت كردن بابا مُردم از دوری بابا بابا تا كی صبوری بابا از افراد دشمن ِ، راوی این روایت خود دشمن ِ،میگه من دیدم نیمه ای دل شب،این كاروان چهل منزل اومده،عین چهل منزل كتك زدیم و آوردیم،خود لشكر خسته و كوفته،همه بیهوش اوفتادن،خوابند، من بیخوابی به سرم زده بود،خوابم نمی برد،نیمه های دل شب،دیدم یه نازدانه ای از بچه های ابی عبدالله،آروم از جاش بلند شد،اول دو زانو نشست،هی به این سر بالا نیزه،خیره خیره نگاه میكنه،اشك از گوشه های چشمش میریزه،صداش در نمیآد،اما چشماش داره حرف میزنه،بابایی،بابایی،برام جالب شد ببینم این دختر چه میكنه،خودم رو به خواب زدم،دیدم بلند شد این طرف و اون طرف رو نگاه كرد،با احتیاط خیالش راحت شد،یه چند قدم سمت نیزه آمد،دوباره یه نگاه كرد نشست،دوباره یه چند قدمی آمد،خیالش كه راحت شد،دیدم نشست رو زمین،آروم آروم خودش رو كشید پای نیزه،فقط نگاه میكنه،یه مرتبه دیدم چوبه ی نیزه، خم شد،سر پایین اومد،مقابل صورت این نازدانه،دستارو حلقه كرد دور سر بابا،لب ها رو گذاشت رو لب های بابا،شروع كرد درد و دل كردن،بابا بیا من و ببر،عمه ام خسته شد،از بس به خاطر ما كتك خورد،گفت:گوش هامو تیز كردم،ببینم آیا،سر ابی عبدالله جوابی میده یا نه،دیدم لب های ابی عبدالله به هم خورد، عزیز دلم غصه نخور،یكی دو شب دیگه مهمون خودمی بابا،یكی دو شب دیگه میای پیش خودم بابا،این دشمن،اینیكه داره روایت میكنه،میگه من خونه ام كنار خرابه شام بود،اهلبیت رو آوردم تو خرابه،من خیلی برام جالب بود،منتظر بودم،ببینم این قراری كه با بچه گذاشت،قرار،قراره یا نه، یه شب دیدم نیمه های دل شب ،صدای ضجه اهل خرابه بلند شد، سئوال كردم چه خبره؟ گفتن ابی عبدالله اومده دخترش رو با خودش برده،حسین.............. .
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کربلا کربلا کربلا ای خدا ما را کربلایی کن اللّهُمَ اَرزُقنـٰا فِی اَلْدُنْیٰا زیٰارَۃ اَلْحُسَیْن
حاج حسن خلج
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313