eitaa logo
علیرضا سکاکی |رمان امنیتی
9.8هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
1.9هزار ویدیو
42 فایل
☫ شاعر و نویسنده رمان‌های امنیتی آثار چاپی: سوژه ترور یک و بیست برای آزادی ۱- کلنا قاسم-ضاحیه-ستاره آبی، عملیات بیولوژیک ‌ در دست چاپ: حلقه‌ی شیطانی حریم امن، سارق میراث و... ارتباط با نویسنده: @alirezasakaki سفارش کتاب: @AdRomanAmniyati
مشاهده در ایتا
دانلود
✅رمان امنیتی ✅ 🔻قسمت چهاردهم 🔻 هاشم لبخندی می‌زند و می‌گوید: -ان‌شالله. سپس از پشت ماشین پایین می‌پرد و کوله را تحویل فواد می‌دهد. نگاهی به ساعت روی دستم می‌اندازم و می‌گویم: -هاشم تو که محوطه‌ی اینجا رو مثل کف دستت بلدی جلو برو، منم و فواد هم پشتت میایم... برو یاعلی. هاشم سری به نشان تایید تکان می‌دهد و دوان دوان حرکتش را شروع می‌کند. باران خیال بند آمدن ندارد. زمین بندر مثل آینه می‌درخشد و با هر قدم، صدای شالاپ شلوپ آب بلند می‌شود. با نگرانی به فواد اشاره می‌کنم که آرام‌تر حرکت کند. هاشم حدود بیست متر جلوتر از ماست و مسیر حیاط بندر را به سادگی طی می‌کند. باران موهایم را به پیشانی‌ام می‌چسباند و مجبور می‌شوم که هر چند لحظه یک بار با نوک انگشت، صورتم را پاک کنم. نفس‌هایم به شماره افتاده است، نمی‌دانم بخاطر گذر از دوران جوانی است یا فشار و استرس زیادی که عملیات در سرزمین‌های اشغالی به همراه دارد. هاشم در آهنی نیمه باز رها شده را، باز می‌کند و وارد راهروهای ساختمان می‌شود. بلافاصله پشت سر او وارد ساختمان می‌شویم. بوی نمک، زنگ‌زدگی و نفت تمام مشامم را پر می‌کند. درست پشت سر هاشم پیش می‌روم و نگاهم به تاریکی راهرو است. فضای داخل ساختمان تاریکی مطلق است و این کار را برای ما سخت می‌کند. هاشم دوباره فاصله می‌گیرد و درون راهرو به راست می‌پیچید. برمی‌گردم و فواد را نگاه می‌کنم، درست پشت سرم است. فضای داخل راهرو به قدری غریب است که احساس می‌کنم هر لحظه امکان دارد با تهدیدی پیش‌بینی نشده روبه‌رو شویم. نفس کوتاهی می‌کشم و دستم را روی اسلحه‌ای که زیر کت پنهان کرده‌ام نگه می‌دارم. فواد که شبیه من حسابی مضطرب شده است، هر چند قدم نگاهی به پشت سر می‌اندازد. ساعتم را چک می‌کنم، حدود سیصد متر دیگر تا درِ فلزی و سنگینِ اتاق محرمانه راه مانده است. با اشاره به فواد از او می‌خواهم که صبر کند. سپس زیر گوشش زمزمه می‌کنم: -باید یه جای امن پیدا کنیم که بشه سیستم تو رو روشن کرد... حالا وقت باز کردن درب و از کار انداختن آژیر هشداره! فواد سری تکان می‌دهد و می‌گوید: -هر کجا که بگی، من آمادم. سایه هاشم را می‌بینم که با هیکل درشتش، مثل یک صخره‌ی سیاه بی‌صدا به ما نزدیک می‌شود. بلافاصله زیر گوشم زمزمه می‌کند: -برای رسیدن به اتاق باید وارد ساختمان بعدی بشیم. دقت کنید که افسرهای کشیک بین ساختمان‌ها هستند... با فاصله‌ی کم از من حرکت کنید. سری تکان می‌دهم و می‌گویم: -خیلی خب... فقط هاشم جان، یه جایی واسه پهن کردن بساط فواد پیدا کن. هاشم به نشان اطاعت دستش را روی چشمش می‌گذارد و می‌گوید: -چشم آقا، فعلا باید زودتر حرکت کنیم. هر چقدر زمان بگذره به نفع اوناست. با دست به کتفش می‌زنم و می‌گویم: -درسته، راه بیفت که بریم. هاشم کنار فواد راه می‌رود و من نیز جلوتر از آن‌ها حرکت می‌کنم. نزدیک به پنجاه متر پیش می‌روم تا به ورودی ساختمان اصلی می‌رسیم. فواد پشت سرم است و به قدری به من نزدیک شده که هرم نفس‌هایش را در پشت گردنم احساس می‌کنم. هاشم نیز همانطور که اسلحه‌اش را در دست نگه داشته، می‌گوید: -آقا حواستون باشه، توی هر شیفت معمولا سه چهار نفر حضور دارند. سری تکان می‌دهم و همانطور که به پشت دیوار ساختمان اصلی می‌رسم، می‌ایستم و کمرم را به بدنه‌ی سیمانی دیوار تکیه می‌دهم. سپس برای چند ثانیه به آن طرف دیوار سرک می‌کشم. برمی‌گردم و روبه هاشم می‌گویم: -سه نفرشون رو دیدم. یکی داره سیگار می‌کشه و یه زن و مرد ارتشی هم مشغول حرف زدن هستند. هاشم جایش را با من عوض می‌کند و سپس سر جای خودش برمی‌گردد و می‌گوید: -به نظرم حالا بهترین موقع است که وارد ساختمان اصلی بشیم. نفس کوتاهی می‌کشم و سپس می‌گویم: -خوب گوش کنید. همین که گفتم میریم به طرف ساختمون رو‌به‌رو، فقط خیلی مراقب باشید که هیچ صدایی تولید نشه... مثل روح! نگاهم به افسری که پشت به ما در حال قدم زدن است خیره می‌شود و می‌گویم: -حالا وقتشه... بریم. سپس دوان دوان به سمت ساختمان روبه‌رو حرکت می‌کنیم. طوری که این کار به بهترین شکل ممکن، انجام شود. هاشم نگاهم می‌کند: -هشت دقیقه تا زمان تخمینی رسیدن به سوژه! سری تکان می‌دهم و می‌گویم: -درست می‌گی، باید زودتر دست پر برگردیم تا خدایی نکرده تلاش‌هایی که سر این عملیات شده سوخت نشه. هاشم سری به نشانه تایید تکان می‌دهد. کمرم را از بدنه‌ی دیوار جدا می‌کنم که ناگهان متوجه یک افسر اسرائیلی می‌شوم. از آن طرف ساختمان آرام آرام به سمت ما می‌آید. ضربان قلبم به قدری افزایش پیدا می‌کند که احساس می‌کنم همین حالا این صدای لعنتی جای ما رو لو خواهد داد... فواد سوالی می‌پرسد که خودم به دنبال جوابش هستم: -چیکار کنیم آقا؟ نفسی می‌کشم و می‌گویم: -کاری نمی‌تونیم بکنیم، نه راه پس داریم و نه راه پیش... باید منتظر بمونیم، همین! نویسنده: @RomanAmniyati
وقتی جهان به انسانیت پشت می‌کند، مقاومت مجبور است صدای گرسنگی کودکان را با آتش به گوش همه برساند. یمن، در خط مقدم شرف، پیغامش روشن است: یا راه غذا را باز کنید… یا راه دریا را ببندیم. •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
🔴 ⭕️ ایران آماده آزمایش موشک بالستیک قدرتمند قاره‌پیما سنگین خرمشهر-۵ خواهد شد❗️ بر اساس گزارش‌ها ، این موشک با برد تا ۱۲٬۰۰۰ کیلومتر قادر به حمل کلاهک جنگی به وزن ۲ تن است که این موضوع نگرانی‌هایی را در میان کشورهای غربی ایجاد کرده است. گزارش شده است که قدرت تخریبی خرمشهر-۵ از توان بمب هوایی آمریکایی GBU-57 MOP که از بمب‌افکن‌های استلس B-2 رها می‌شود، فراتر است❗️ •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
سازمان عفو بین‌الملل در اقدامی بحث‌برانگیز، با نادیده‌گرفتن جنایات اسرائیل، ایران را به استفاده از بمب‌های خوشه‌ای در جریان جنگ ۱۲ روزه متهم کرد •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
علیرضا سکاکی |رمان امنیتی
سازمان عفو بین‌الملل در اقدامی بحث‌برانگیز، با نادیده‌گرفتن جنایات اسرائیل، ایران را به استفاده از ب
بازم همون داستان تکراری! اسرائیل بچه می‌کشه مردم غزه رو گرسنه نگه داشته، این همه جنایت تو غزه مرتکب شده، عفو بین‌الملل صداش درنمیاد، بعد میاد ایران رو متهم می‌کنه! واقعاً خنده‌داره!!!!!!!!! •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
39.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فایل صوتی وصیت‌ نامه سردار شهید امیرعلی حاجی‌زاده •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
حشدالشعبی به سپاه پاسداران عراق تبدیل شد 🔸️تودهنی نخست وزیر عراق به وزیر خارجه آمریکا 🔸️با قانون جدید مجلس عراق، حشدالشعبی به یک نیروی نظامی مستقل در کنار ارتش این کشور تبدیل می شود. 🔸️نهادی انقلابی وابسته به مرجعیت و مشابه سپاه پاسداران در ایران . 🔸️عراقی ها می دانند اگر حشدالشعبی ضعیف شود، بعد از سوریه نوبت آنها خواهد بود. •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
📣 | خبر ویژه برای طرفداران رمان‌های امنیتی 📆 آخر هفته‌ست و حوصلت سر رفته؟! 📚 دلت یه رمان جذاب با درون‌مایه اکشن_تریلر میخواد؟ 🔸دوست داری قدم به قدم، همراه یه عملیات نفس‌گیر تو قلب دبی و اربیل بشی؟ ما رو بهت پیشنهاد میکنیم😄 🔺گفته بودیم که موجودی فیزیکی کتاب فعلا تموم شده، اما نرم افزار فراکتاب تا ساعت ۱۲ روز شنبه، برای علاقه‌مندان به کتب دیجیتالی ۵۰% تخفیف درنظر گرفته. کد تخفیف:
week50
(روی کد تخفیف بزنی، کپی میشه) توصیه میکنیم این فرصت استثنائی برای مطالعه این رمان جذاب رو از دست ندین پس معطل چی هستی؟😊 همین الان رو تو فراکتاب ببین👇 📱www.faraketab.ir/b/498494 •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
🏴 السلام علیک یا خیرة الله و ابن خیرته🏴 ▪️مراسم هیئت هفتگی مجازی 📻 سخنران: حجت الاسلام کاشانی 🎤 با نوای مادحین اهل بیت (ع) 📆 زمان: ۴۰۴/۵/۳ رأس ساعت ۲۱:۰۰ (به زمان شروع مراسم توجه فرمایید👆) 📱مکان: https://eitaa.com/RomanAmniyati 🕌 هیئت مجازی ملت امام حسین (ع) •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
حجت الاسلام حامد کاشانی4_6043925193506691268.mp3
زمان: حجم: 45.6M
🎙فایل صوتی سخنرانی| حجت الاسلام کاشانی هیئت مجازی ملت امام حسین (ع) •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
@Maddahionlinمداحی آنلاین - بین بازار - کریمی.mp3
زمان: حجم: 7.9M
🎙فایل صوتی روضه| حاج محمود کریمی هیئت مجازی ملت امام حسین (ع) •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb
@Maddahionlinمداحی_آنلاین_تو_نوکریت_بکن_سیب_سرخی.mp3
زمان: حجم: 4.8M
🎙فایل صوتی زمینه| کربلایی حسین سیب سرخی هیئت مجازی ملت امام حسین (ع) •| موسسه راویان قلم و مقاومت👇🏻 |• https://eitaa.com/joinchat/2689728565C720e4f9dcb