امروزتون رو مثل حضرت سعدی با دلبری آغاز کنید:
جهان روشن به ماه و آفتاب است
جهانِ ما به دیدار تو روشن :)♥️
از گناه آدمها نهراسید؛ آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، چه این شباهت به محبت خداوند، اوج محبت در زمین است.
-برادران کارامازوف، داستایفسکی
من وقتی فهمیدم بزرگ شدم که پذیرفتم یک سری چیز ها مال من نیست و در اوج دوست داشتن باید رهاشون کنم :)
کتاب کیمیاگر نوشتهی پائولو کوئیلو یکی از بهترينهاست.
یه تیکهش هست که میگه :
کیمیاگر گفت: «قلب من از رنج میترسد.»
«به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.»
از قشنگترین قربون صدقه های دنیا رو فروغ میگه:
قربان مردمک های بی قرار چشمهایت بروم:)
قربان غم و شادی ات بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی گیرم...
حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست:))
پناه
شاخ خشکیم به ما سردیِ عالم چه کند؟
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
#وحشیبافقی
کی فکرشو میکرد من یه روزی عاشق کسی بشم که حتی لمسش هم نکردم ودستاشو نگرفتم..!!
کی فکرشو میکرد من عاشق کسی بشم که باکیلومترها فاصله فقط تونستم قلبشو ببوسم و روحشو بغل کنم...!!
خودت فکرشو میکردی که یه روز دنیای یه آدم دور و غریبه بشى نپنتی من ؟!
پناه :)
توی کتاب "سه شنبه ها با موری" نوشته بود: اگه لازم باشه گریه کنم، مفصل اشک می ریزم اما بعد از آن به همه خوبی هایی که هنوز در زندگی از آنِ من هستند متمرکز می شوم. :)