ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
#حزین_لاهیجی
بغلم کن اونجا تنها جاییه که به هیچ چیز فکر
نمیکنم، نگران هیچ چیز نیستم، همه چیز
امنه آرومه، قشنگه، اونجا تنها جاییه که کامله
تنها جاییه که حالم خوبه، بغلم کن
بذار همونجا بمیرم.
عزیزم، من خواب بدی هستم که یکشب دیدهای، و خوشحالی که فراموشش کردهای. تو کودک گمشدهی منی که هزار سال قبل از من ربوده شدهای، و هرگز از یاد نمیبرم گم شدهای.
میبینی؟ ما انکار همدیگریم. تو حاضر نیستی به یاد بیاوری مرا قبل از رفتنت نبوسیدهای، و من حاضر نیستم از یاد ببرم طوری از من گریختی انگار ماندن برایت شکنجه است.
چه بد که حالا برگشتهای. حالا که ما دو خاطرهی موازی مختلفیم، و دنیای هردوی ما برای همیشه ناقص میماند. این تقدیر نیست، این انتخاب ماست و تاوانی که برای خواستن و نخواستن هم میدهیم.
با قطار بعدی میروم تا به پرواز بعدی برسی.
شفا در فاصلههاست.
-حمید سلیمی
چنان تنهای تنهایم
که حتی نیستم با خود
نمیدانم که عمری را چگونه زیستم با خود...
-اخوانثالث
به یه هودی خیلی گشاد نیاز دارم که دونفریمون توش جا بشیم و باهم شیرکاکائو بخوریم و کارتون ببینیم، ببوسمتو ساعتو نگه دارم تو لحظه ای که تو نیم متری لبات نگاهم بین چشماتو لبات درحرکته.
نه اینکه کسی دورمون نباشه ها نه
نه اینکه از نبودن کسی احساس تنهایی کنیم
مشکل ما فقط نبودن آدمیه که
قلق ما رو بلد باشه
وگرنه دورمون شلوغه
هدایت شده از - از سرنوشت -
در یادم عزیز ترین شخصی که میشناختم باقی میماند، همین. دیگر نه دلتنگش میشوم و نه فکر به او ضربان قلبم را تند میکند.
توی عکس خوشگله، با فیلتر خوشگله، بدون فیلتر خوشگله، با میکآپ خوشگله، بدون میکآپ خوشگله، میخنده خوشگله، اخم میکنه خوشگله، راه میره خوشگله، میشینه خوشگله؛ همه جوره خوشگله :)))