روح او پاره بود. روح من سوخته.
اما وقتی باهم بودیم زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند. وقتی باهم بودیم تحمل گذشته، به دردناکی همیشه نبود.
وقتی یکی داره با تمام وجود نصیحتت میکنه مخاطبش تو اون لحظه تو نیستی، خودش در گذشتشه.
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد...
_وحشی بافقی
در جواب دورت بگردم مثل مولانا بهش بگید :
هزاران جانِ ما و بهتر از ما فدایِ تو که جانِ جانِ جانی! :)
من بریدم دل ز تو، اما خدایی، جان من
سر به بالین مینهی، دردی نداری در دلت؟
_علوی زاده
افرادی که اشتباه تایپی و غلط املایی دارن به علت هوش زیاد و چند بُعدی بودن مغزشون هست. که فرصت چینش حروف رو پیدا نمیکنن.
تا کجا باید سفر کرد؟
تا کجا باید دوید؟
از کجا باید گذر كرد؟
تا به شهر تو رسید...
_ایرج عطایی
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفتههای خویش را
_اخوان ثالث