افلاطون یه جایی یه حرف قشنگی میزنه و میگه:
اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدیش نگیر!
چون کار دل دوست داشتنه! مثل چشم که کارش دیدنه!
اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی بدون این همون عشقه
«لآ تؤلموا أحداً، فکُل القُلوب مَلیئه بِما یکفیها»
+کسی را نیازارید زیرا که همه ی دلها بقدر کافی پر از دردند.
من چایی خوردن دو نفره با کسی که دوسش دارم رو به همه مهمونی ها و دورهمیا ترجیح میدم .
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ
ﺯ ﺭﻭی ﻛﺎﺭ آﺩمها،
ﭼﻪ ﺷﺎﺩی ﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ،
ﭼﻪ ﺑﺎﺯی ﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ..
یکی ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩی،
یکی ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮ ﺑﺎﺩی،
یکی ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩی،
یکی ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ..
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ،
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ،
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ،
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ..
ﭼﻪ زشتی ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ،
ﭼﻪ ﺗﻠﺨی ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ،
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...
ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮی ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧمیداﺭﺩ!
_سهراب سپهری
قشنگترین چیزی که امروز خوندم این بود: روانشناسا میگن نگاه کردن به کسی که دوسش داری، تا ۴۴ درصد میزان درد رو کاهش میده.
برای اونی که دوسش داری بجنگ، لطفاً، از دستش نده؛ قرار نیست ساده به دستش بیاری؛ پس بجنگ و کم نیار شاید دیگه تکرار نشه.
تو را از زخمهایی که در سینهات داری، میبوسم. و میگویم: تمام حال خوبهای دیر شده دیگر جزئی از زندگی نیستند. من امّا دوست داشتم کمی از زندگیات باشم. :)
ابتدا فکر می کردم شاید یک اتفاق ساده باشد
تا اینکه بعد از او هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد.
-مهدی کیانی مهر