وقتی خان چوبان به دنبال سارای رفت چیزی از سارای خودش پیدا نکرد و فقط اسمش رو فریاد زد 🥲
«میگن هر وقت صدای رود آرپا در شب بلندتر از همیشه باشه ، هنوز هم نام "خانچوبان" را صدا میزنه ... شاید چون عشق بعضی آدمها هیچوقت با مرگ تمام نمیشه.»
بعد ها مردم یه ترانه ترکی برای این غم و عشق ساختن به نام . .
< آپاردی سل لر سارانی >.
-روحاء !:)
سارای خودشو به آب سپرد . و رود هم سارای رو با خودش برد
یکی از غمانگیزترین داستانهای عاشقانه، همینه
امیدوارم هیچ عشقی تو دنیا جز به وصال ختم نشه:)
وقتی بچه بودم مامان بزرگم داستان سارای رو شعرگونه برام میخوند:*))))
سیللر آپاردی سارایی:)))
.
.
مامان منم برام میخوند و غم این اهنگ همیشه تو قلبم طنین انداز میشد :))