آن حقیقت انکارناپذیر و اجتناب ناپذیر و محال، خنده را از لبش برد. داشت عاشق جست میشد.
سنگدل
+بانو پینکرتون، من هم نمیتونم دست از فکر کردن بهت بردارم (😭😭)
_ولی من همچين حرفی نزدم.
+میدونم؛ ولی امیدوارم منظورت همین بوده باشه.