بخواب قربونت برم بخواب
دیگه کسی به زور شبا که دوست داری پرواز کنی نمیذارتت توی قفس
دیگه کسی به زور نمیبرتت حموم
دیگه مجبور نیستی وقتایی که خونه نیستیم توی قفس باشی
دیگه کاکلی نمیتونه وقتی داریم نازیت میکنیم و حسودیش میشه بزنتت
دیگه با اون چشمای خوشگلت وقتی اول کاکلی رو نازی میکنم قرار نیست بهم زل بزنی
دیگه قرار نیست آواز خوندنای دم صبح و اون جیغ های ناز و گوگولیت وقتی که نازی میخواستی رو بشنوم
دیگه وقتی خوابم قرار نیست یهو بیای روی سرم بشینی و بیدارم کنی
دیگه قرار نیست بیای سر کوچولوتو بچسبونی به دستم که نازت کنم...
ولی چشمای کاکلی رو که میبینم یاد جون دادن صدف میوفتم و باعث میشه نتونم جلوی کاکلی گریه نکنم...
ازونجایی که حیوونا هم روح دارن،
میشه برای پرنده عزیزم که امروز مرد یه فاتحه بفرستین؟ یا حداقل یدونه صلوات...
هدایت شده از 𝐈'𝐦 𝐬𝐚𝐤𝐮𝐫𝐚 ˢᵉⁿᵖᵃⁱ.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدمای اطرافم درک نمیکنن چرا انقدر دارم زجه میزنم براش
ولی من واقعا دوستش داشتم
و بدتر از همه اینه که من خودمو مقصر مرگش میدونم
و بدترتر اینکه جون دادنشو با چشمای خودم دیدم، و اون تصویر مدام جلوی چشممه.
یکی باید گوشیمو ازم بگیره که هی عکس و فیلماشو نبینم تا خودم هم جون ندادم.