درباره دختری به نام سوفی هتر است که زیر نظر نامادریاش در کلاهفروشی که یادگار پدرش است، کار میکند. همه چیز از آن جایی شروع میشود که سوفی با مزاحمت افرادی در یک کوچهی خلوت مواجه میشود و توسط جادوگری به نام هاول از این مخمصه نجات داده میشود. سوفی وقتی به کلاهفروشی بازمیگردد، متوجه ورود زنی عجیب و ترسناک به نام خانم ویست به مغازه کلاهفروشی میشود در حالی که سوفی به یاد داشته که در کلاه فروشی را قفل کرده است
@Sam_book
کتابخونهسم.
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن... شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨
کتابخونهسم.
کلمات بیدار شدن… تو چی؟ 🌤️
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
شاید بهتر باشد تسلیم شوید...
@Sam_book