eitaa logo
کتاب فروشی سم✦
794 دنبال‌کننده
238 عکس
13 ویدیو
0 فایل
اینجا برای اینکه دوست همیشگیت رو پیدا کنی^^ «چه دوستی از کتا‌ب‌ها بهتره؟» من برای ارتباط: @Sam_Admin
مشاهده در ایتا
دانلود
از فردا فعالیت مثل قبل میشه🎀
سلام صبحتون بخیر✨
امروز یه کتاب خیلی خفن براتون آوردم💞
دختری که نگاهش پر از سرکشی و امیدِ.🙂 قراره با ما همراه بشه توی راهی که پر از درده، پر از انتخاب‌های سخت… ولی قول میدم هر قدمش پر از شگفتی باشه. ✨
سرزمین زیلوران، زیر سلطه‌ی ملکه‌ای مستبد به اسم مدرا بود؛ زنی زیبا اما دارای قلبی سنگی
«من، سیرس فین» در بخش نفرین‌شده‌ی سوم متولد شدم، جایی که زندگی هر روزش یعنی مبارزه برای بقا.
کتاب فروشی سم✦
«من، سیرس فین» در بخش نفرین‌شده‌ی سوم متولد شدم، جایی که زندگی هر روزش یعنی مبارزه برای بقا.
هر روز تجربه‌ی جدیدی از مرگ بود! درست مثل «من، سیرِس فِین» که وقتی از خواب بیدار می‌‌شدم، می‌دونستم که امروز هم باید برای بقای خودم و بقیه بجنگم! ⚔ بخش 3، همیشه نفرین شده بود؛ مردم بخش‌های دیگه معتقد بودن که ما بیمار هستیم و مرض‌هامون مسری‌ان!
برادرم هیدن و دوست خانوادگی‌مون، اِلروی، با کمبود آب و غذا دست و پنجه نرم می‌کردیم و من، برای زنده ماندن، از مخازن بخش دوم آب می‌دزدیدم.
کتاب فروشی سم✦
اما یه روز..🥲⁉️
هنگام دزدیدن یک قطعه‌ی طلایی از زره نگهبانان، گرفتار شدم.
مهم‌تر از همه، برادرم کیسه‌ای که زره توش بود باز کرد و نگهبان‌ها او را محاصره کردند
کتاب فروشی سم✦
مهم‌تر از همه، برادرم کیسه‌ای که زره توش بود باز کرد و نگهبان‌ها او را محاصره کردند
من پریدم وسط و به جای او دستگیر شدم! بعد از کشتن دو نگهبان، راهی قصد مدرا شدم🥺