دنیایی که بیقدرتها در آن محکوم به مرگ هستند 😈
میتونی تصور کنی تو دنیایی زندگی میکنی که همه دارای قدرتهای خارقالعادهاند، جز تو ! "ناتوان" تو رو به دنیایی میبره که بیقدرت بودن، چیزی بیشتر از یک نقصه و تهدیدی برای بقاست.
- داستان در پادشاهی ایلیا، اتفاق میافتد که در آن بیماری ویرانگری به نام طاعون رخ داد. سالهد بعد برخی از بازماندگان قدرتهای فراطبیعی بهدستآوردند. طاعون چیزیست که در کتاب به نیکی از آن یاد میشود. دههها پس از این واقعه، جامعه به دو طبقه تقسیم شده است: برگزیدگان - آدمهای استثنایی با قدرت ویژه 🌪🌧
کتاب فروشی سم✦
- داستان در پادشاهی ایلیا، اتفاق میافتد که در آن بیماری ویرانگری به نام طاعون رخ داد. سالهد بعد بر
- معمولیها برای جلوگیری از آلودگی برگزیدهها و کم نشدن قدرتهاشون کشته یا تبعید میشوند. برخی از برگزیدگان که قدرتهای خاصی دارند مثل ذهنخوانها، خاموشسازها، مخربها هم چون قابل کنترل نیستند مثل مردم عادی به دستور پادشاه کشته یا تبعید میشوند.
اغلب کسانی هم که در شهر ماندهاند در زاغهها پنهان شدهاند که اسم یکی از مهمترینشان کوچهی غنائم است.
پیدین دختر مونقرهای جوانی است که پس از قتل پدرش بهدست پادشاه، یاد گرفته است که چگونه در زاغهها از گرسنگی و فقر جان سالم به در ببرد. بهترین دوست او، آدنا، تنها کسی است که از راز او مطلع است: پیدین یک فرد عادی است.
اگر کسی متوجه شود، او کشته یا تبعید خواهد شد.
مادر پیدین در کودکی او فوت کرده است.
پدر پیدین قدرت شفابخشی داشت و قبل از مرگش به پیدین آموزش داده بود که از مهارتهای مشاهدهگریاش استفاده کند تا بتواند تظاهر کند یک غیبگو است و از شناسایی شدن و مرگ حتمی جلوگیری کند.
کتاب فروشی سم✦
زنده ماندن در زاغهها برای یک فرد عادی کار سادهای نیست و پیدین این را بهتر از اکثر افراد میداند. برای همین همیشه آمادهی مبارزه است و جنگجوی قدرتمند و چابکیست. 🗡️
- به نیروهایی مثل غیبگویی، قدرت شنیداری قوی، مشاهده و... "نیروهای دنیوی" گفته میشود. اغلب افراد عادی که در زاغهها ساکن هستند برای اینکه گیر نیفتند تظاهر میکنند نیروهای دنیوی دارند، چون اثبات آنها سختتر است.
کای دومین پسر پادشاه است که توانایی استفاده از قدرت هر کسی را دارد تا زمانی که فرد در دسترسش باشد. در حالی که برادر ناتنی بزرگتر او، کیت آزر، برای تبدیل شدن به یک پادشاه شایسته پرورش یافته است، کای برای تبدیل شدن به مجری قانون آینده آموزش دیده است، یعنی کای قاتل اختصاصی پادشاه و فرمانده کل خواهد بود.
دو برادر ناتنی علیرغم تفاوتهای بسیار رابطهی بسیار خوب و صمیمانهای با یکدیگر دارند.
وقتی کای برای تحقیق در مورد شایعاتی در مورد یک خانواده عادی به زاغهها فرستاده میشود، شاهزاده جوان با پیدین روبهرو میشود که بیخبر از هویت او، مقداری از سکههایش را میدزدد. پیدین برای دزدیدن سکهها تظاهر میکند سکندری خورده و با کای برخورد کرده، آنها انتظار ندارند که یکدیگر را دوباره ببینند، اما...
- همان روز، کای مورد حمله قرار میگیرد،
قدرت کای استفاده از نیروی دیگران است اما با یک خاموشگر روبهرو میشود، کسی که توانایی خنثی کردن قدرتهای دیگران را دارد. کای که نمیتواند از توانایی خود استفاده کند، به زودی شکست میخورد.