11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
دوستی با خدا چجوریه؟!
جواب را از امام شهید بشنوید.
@Samte_Khodda
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
🌷شهید استاد مطهری از مقام شهید میگوید
@Samte_Khodda
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 استاد حائری شیرازی:
🔆اگر میخواهید با همسرتان حرف بزنید یا شوخیای کنید، با عقلت مشورت بکن. بگو اگر او، این طور مطایبهای (شوخیای) با من بکند، خوشم میآید یا بدم میآید؟! اگر بدت میآید، این شوخی را نکن.
ما در قالب شوخی کردن، انتقام خودمان را میگیریم. بعد که میگویی چرا این جوری با من حرف زدی؟! میگوید: شوخی کردم! میخواستم ادخال سرور کنم (خوشحال کنم) !
یک کسی توی غذایش یک دانه ریگ کوچکی بود. مهمان بود، به خویشاوندش که میزبان بود گفت: یک سنگ قبری کنار قبر آقای بروجردی گم شده!
خب! این چه ربطی دارد؟!
این حرف را برای مطایبه و شوخی گفت، ولی در واقع این حرف، شوخی نیست؛ چراکه این خورشت، محصول زحمت میزبان است. وقتی میخواهی تذکری بدهی، خیلی با لطافت تذکر بده؛ طوری که طرف مجروح نشود. گاهی ما با شوخیمان، خانوادهمان را مجروح میکنیم.
ببینید! درست است که «ادخال سرور» خوب است؛ ولی ما در تطبیق مفهوم به مصداق مشکل داریم!
ما هرچه سرمان میآید از دورۀ عملیمان است. در تئوری مشکل نداریم. در دورۀ عملی و بالینیمان مشکل داریم.
@Samte_Khodda
📖🕊داستان راستان 🕊📖
افشای راز پادشاه !
پادشاهی با وزیر و سرداران و نزدیکانش به شکار می رفت...
همین که آن ها به میان دشت رسیدند پادشاه به یکی از همراهانش به نام جاهد گفت:
جاهد حاضری با من مسابقه اسب سواری بدهی؟
جاهد پذیرفت و لحظه ای بعد اسب هایشان را چهار نعل به جلو تاختند تا از همراهانشان دور شدند.
در این هنگام پادشاه به جاهد گفت: هدف من اسب سواری نبود، می خواستم رازی را با تو در میان بگذارم، فقط یادت باشد که نباید این راز را با کسی در میان بگذاری!!
جاهد گفت: به من اطمینان داشته باش ای پادشاه.!
پادشاه گفت: من حس می کنم برادرم می خواهد مرا نابود کند و به جای من بنشیند.
از تو می خواهم شبانه روز مواظب او باشی و کوچکترین حرکتش را به من خبر بدهی.
جاهد گفت: اطاعت می کنم سرور من.
دو سه ماه گذشت و سر انجام یک روز جاهد همه چیز را برای برادر پادشاه گفت و از او خواست مواظب خودش باشد...
برادر پادشاه از جاهد تشکر کرد و پس از مدتی پادشاه مرد و برادرش به جای او نشست...
جاهد بسیار خوشحال شد و یقین کرد که پادشاه جدید مقام مهمی به او می دهد.
اما پادشاه جدید در همان نخستین روز حکومت، جاهد را خواست و دستور کشتن او را داد.!
جاهد وحشت زده گفت: ای پادشاه من که گناهی ندارم، من به تو خدمت بزرگی کردم و راز مهمی را برایت گفتم.!
پادشاه جدید گفت: تو گناه بزرگی کردهای و آن فاش کردن راز برادرم است، من به کسی که یک راز را فاش کند، نمیتوانم اطمینان کنم و یقین دارم تو روزی رازهای مرا هم فاش می کنی
@Samte_Khodda
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨🌼منبر مجازی🌼✨
🔹 رفتار زیبایی که موجب پیامبری حضرت موسی(ع) شد
#استاد_رفیعی
@Samte_Khodda
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
🔸 بیانات امید آفرین رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان مجلس خبرگان
نازنین جمله نازنین بیند
دیده پاک اینچنین بیند
@Samte_Khodda
سید مهدی حسینییار مردم محروم.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
🌱به وقت عاشقی🌱
نماهنگ یار مردم محروم
🎤 سید مهدی حسینی
@Samte_Khodda
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
مرحوم علامه مصباح یزدی: #حاج_قاسم در هیچ حالی از توسل به حضرت زهرا سلاماللهعلیها غافل نبود.
🔹 بنده مقابل این فرمانده نظامی خجالت میکشم...
@Samte_Khodda
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 استاد جاودان:
🔆این آدم مورد محبت خدا واقع میشود!...
@Samte_Khodda
📖🕊داستان راستان 🕊📖
گفتگوی هارون و بهلول درباره آخرت
آورده اند که هارون الرشید از بهلول
پرسید که آخرت مرا چگونه می بینی؟ بهلول جواب داد: از این آیه می توانی جای خود را دریابی: إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ. (نیکوکاران در بهشت اند و بدکاران در جهنم.) هارون گفت: پس قرابت من با رسول خدا چه می شود؟ بهلول جواب داد: فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ... یعنی در قیامت وقتی که اسرافیل به اذن خدا در صور خود دمید پس از آن نسبتی در بین نخواهد بود و قرابت تو به پیغمبر(ص)، بدون عمل خیر، برای تو نفعی نخواهد داشت.
خلیفه گفت: پس شفاعت پیغمبر کجا می رود؟ بهلول جواب داد: کسی که به اولاد پیغمبر ظلم و ستم روا داشته، از شفاعت پیغمبر محروم است. هارون گفت: چه ظلم و ستمی از من به اولاد پیغمبر رسیده؟ بهلول جواب داد: ظلمی از این عظیم تر؟! تعدادی از یاران رسول خدا را بدون هیچ گونه تقصیری به کند و بند نموده ای؟!
هارون سر را به زیر انداخت و گریست و اشکِ چشمش، محاسن او را تَر نمود و گفت: آیا اگر توبه کنم، توبه من قبول می شود و عمل من مرا نجات می دهد؟ بهلول گفت: حب ریاست چنان تو را بیخود و غافل نموده که اگر خود پیغمبر، الحال حاضر شود و تو را پند دهد تو دست از اعمال زشت خود نخواهی شست و بی جهت مرا معطل منما! بهلول این بگفت و از نزد هارون بیرون آمد
@Samte_Khodda