ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
6 ؛ (بجای شعر حدیث نقل میشه) - همه در آخرالزمان به خطا میافتند و متفرق میشوند ؛ جز آن گروهی که بر
7 ؛
ای باب الحوائج، ای دریایِ صبوری
ای که در پناهت ، پدید آمد به نور ، هر جوری
کاظم ، که خشمِ جهان را با آرامشِ خود ، مهار کردی
و در دلهای تشنهی حق ، جانی دوباره ، بار کردی ..
حس میکنم مدت هاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم ؛ غرق میشوم و خفه نمیشوم ؛ میسوزم و جان نمیدهم.
در پایانی بی پایان به سر میبرم ..
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
عیدکم مبروک.
- تو بِه زِ من سر کویَت هزار داری
ولی بدان که گِدایَت فقط تو را دارد ؛
_ آقای ِمن .
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
7 ؛ ای باب الحوائج، ای دریایِ صبوری ای که در پناهت ، پدید آمد به نور ، هر جوری کاظم ، که خشمِ جهان ر
8 ؛
این روضه که رشک روضه ی رضوان است
رضوان به در درگه او دربان است
سایند بر این زمین ملائک رخسار
چون عرش خدای، فرش این ایوان است
ایوان حریم تو خِرد دید و بگفت
گوی فلک اندر خم این چوگان است
سرِّ ملکوت است در این مخزن یا
اندر دل خاک، گنج حق پنهان است
چون نقطه ی خال توست در مرکز خاک
این چرخ بر این گرد زمین، گردان است
در طور تجلّیِ تو ای جلوه ی حق
ربِّ ارنی گو پسر عمران است
چون بضعه ی خاتم النبیین اینجاست
جبریل سراسیمه در این سامان است
توحید چو مشروط به ایمان بر اوست
این قطعه خاک مدفن عرفان است
وابسته به اوست نفی واثبات وجود
مادون وجوب و برتر از امکان است
آنکس که به نقش پرده جان می بخشد
در پیکر هستی نَفَس الرحمان است
بر منبر شرع ساطع الانوار است
بر کرسی علم قاطع البرهان است
چون جسم تو خاک را کند خلد برین
در قدرت جان تو، خرد حیران است
هر چند إذا زلزلت الأرض شود
خرگاه تو را خدای پشتیبان است
ای شاه؛ وحید ار سگ کهف تو شود
نازد به جهان که از جوانمردان است..
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
از این زاویه سلام.
در جوار ملکوتی آقا جانم علی بن موسی الرضا به یاد تمامی ِممبر های چنل و چنل های ؛
پیچک ، دیکتاتور ، تاسیان ، //- ، متی ، پیراهن چارخونه ، مملوک ، خرقه ، کلبهٔ حزن ، آبی پر کلاغی ، اخراجی ، سربدار ، خفقت ، بخار چای ، برق نگاه .
و گپ های ؛
هو ، هیاهوی ذهن ، اسکرین شاتز ، کلبه ، غورگوری .
و تمام کسانی که ناخواسته جا موندن هستیم ..
ب شرط لیاقت ، دعاگو .