کـاش روزی بـرسـد، که به هم مژده دهیم...
یوسـف فـاطـمـه آمـد
دیـدیـــ....؟!
مـن سـلامـش کـردم...
پاسـخـم داد امـام،
پاسـخـش طـوری بـود!!
با خودم زمزمه کردم که امام...
میشناسد مگر این بی سر و بی سامان را؟!...
و شـنـیـدم فـرمـود...:
تو همانی که «فـــرج» میخواندی...
اِلٰهی عَظُمَ الـبلا...
#اشعار_مهدوی
#امام_زمانےام_313
@Emamzamaniam313
کـاش روزی بـرسـد، که به هم مژده دهیم...
یوسـف فـاطـمـه آمـد
دیـدیـــ....؟!
مـن سـلامـش کـردم...
پاسـخـم داد امـام،
پاسـخـش طـوری بـود!!
با خودم زمزمه کردم که امام...
میشناسد مگر این بی سر و بی سامان را؟!...
و شـنـیـدم فـرمـود...:
تو همانی که «فـــرج» میخواندی...
اِلٰهی عَظُمَ الـبلا...
#اشعار_مهدوی
@emamzamaniam313
کـاش روزی بـرسـد، که به هم مژده دهیم...
یوسـف فـاطـمـه آمـد
دیـدیـــ....؟!
مـن سـلامـش کـردم...
پاسـخـم داد امـام،
پاسـخـش طـوری بـود!!
با خودم زمزمه کردم که امام...
میشناسد مگر این بی سر و بی سامان را؟!...
و شـنـیـدم فـرمـود...:
تو همانی که «فـــرج» میخواندی...
اِلٰهی عَظُمَ الـبلا...
#اشعار_مهدوی
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
کـاش روزی بـرسـد، که به هم مژده دهیم...
یوسـف فـاطـمـه آمـد
دیـدیـــ....؟!
مـن سـلامـش کـردم...
پاسـخـم داد امـام،
پاسـخـش طـوری بـود!!
با خودم زمزمه کردم که امام...
میشناسد مگر این بی سر و بی سامان را؟!...
و شـنـیـدم فـرمـود...:
تو همانی که «فـــرج» میخواندی...
اِلٰهی عَظُمَ الـبلا...
#اشعار_مهدوی
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
📝 #اشعار_مهدوی ۳۰
خبری می رسد از راه خبر نزدیک است
آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است
طبق آیات و روایات رسیده ای قوم
جمعه آمدن او به نظر نزدیک است
عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی
باز هم گل دهد این باغ ثمر نزدیک است
قطره چون رود شود راه به جایی ببرد
به دعای فرج جمع، اثر نزدیک است
با ظهورش حرم فاطمه را می سازیم
بار بربند برادر که سفر نزدیک است
راه دور دل ما تا به در خیمه ی او
از در خانهی زهرا چقدر نزدیک است
آه گفتم که درِ خانه و یادم آمد
غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است
گر چه از آتش در، سوخته جانم اما
بیشتر روضه ی کوچه، به جگر نزدیک است
باز کابوس سراغ پسری آمده است
باز می لرزد و انگار که شر نزدیک است
مادرت را ببر از رهگذر نامردان
کوچه بند آمده از کینه، خطر نزدیک است
تا که افتاد زمین، زلزله در عرش افتاد
هاتفی گفت قیامت به نظر نزدیک است
دو قدم رفته نرفته نفسش بند آمد
پسرش گفت بیا، خانه دگر نزدیک است
داغ مادر به جگر می رسد اما انگار
اثر داغ برادر به کمر نزدیک است
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
📌 #طرح_مهدوی
🌌 #عاشقانه_مهدوی
🌤 طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری / جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
عاشقانی که مدام از فرجت میخواندند / عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
🖼 #اشعار_مهدوی
#دلنوشته
ا
@Emamzamaniam31_3