پاشید بریم ایمیل طاهره مافی رو بجوریم بگیم بسههه انصافا بسههههه... جمهوری جدید نمیخوایم.مگه با جولیت و وارنر تو رودرواسی گیر کردی..؟!
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
هدایت شده از ♪دنیایی برای سایه ♪
صدای تیز ویولن از پشت در چوبی اتاق اش می آمد اکثرا تا نیمه شب بیدار بود و آرشه می کشید و ویولن می زد ، تمام توانش را گذاشته بود تا قطعه ای بی نقص بنوازد . به راستی که بعد از دیدن او همچین حسی داشت . هر شب برایش قطعه ای که دوست داشت را میزد و اینکار تا آنقدر تکرار می کرد تا خوابش می برد و هر شب آرشه به گردنش نزدیک تر می شد . نزدیک تر و نزدیک تر . احتمالا اگر تا دیشب او نمی رسید آخرین ویولن نوازی اش باشد ، اما از حق نگذریم قطعه اش واقعا بی نقص بود ...
فقط ...
یک چیز دیگر سر جایش نبود ...
بله او دیگر نبود تا قطعه اش را دوباره بنوازد و آن ویولن تا صبح آن روز دست نخورده یک جا ماند . اکنون زخم روی گردنش که اثر هنری آن کمان آرشه است ، جاسپر را جذاب تر از قبل کرده طوری دوست دارد دوباره ترکش کند .
برای بانو آدلینا .