https://eitaa.com/station_34/20175
تو که میدونی من مردم آزارم آدری جون.. جناح چهارمه
هدایت شده از عمارت کریستالی°•.🕯️
میشه یکم اینجارو به دوستاتون معرفی کنید یه کوچولو زیاد بشیم؟🥺
من از مدرسه متنفر نیستم بخاطر درسای پیچیدهش ، معلمای سختگیرش و امتحانات گاه و بیگاهش...
من از مدرسه متنفرم چون دوستام رو ازم میگیره.چون هیچکس به اون جنبهی آزاد و شاد و بیخیالش اهمیت نمیده و میندازتش دور...
درسته این تابستون خوب نبود ولی با آدم های فوق العادهای آشنا شدم ..🫂
از 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕𝒄𝒂𝒄𝒆𝒅 که به سیلسیا ، موژان ، نئو ، ریوکا ، لیلیث و خاندان مشنگعلیان و بقیه رسیدم..💫
از اژدها سواران کتابخوان که با سیلوانا ( اژدها سواری که همسر جک اسپاروعه⛵️ ) آشنا شدم و از اونجا به ایستگاه 34🌌 پرواز کردم و با مامان سولی ( عمارت کریستالی اتاق خوابشه 🛏) و خاله آدرین ( همه چیز در حضورش رنده 💯) آشنا گشتم.بعد از طریق پورتال زمان به کافه کتاب پرتاب شدم اونجا کتابخون قاتل🩸 ( همکار عالیهایه . کنترل مغز هم بلده🧠 ) رو یافتم.
و دنیایی در برابر سایه ها که جناب سباستین مک کویین متاسفانه تنهامون گذاشت🌃
از مادر سرگردان و فرزندانش هم یه نامی ببریم چون به حمایت کوچولو کردن که همون هم با ارزش بود🌹
از بچه های داستان نویسی و ترجمه که از ایده هام خوششون اومد و همراهی کردن ( همینطور ادامه بدید من تا حد امکان کنارتونم )💗
عذر میخواهم از اونهایی که نتونستم به درخواست هاشون رسیدگی کنم..😔🙏🏻
من توی تابستون ۱۴۰۴ ، با جمعی از افراد کتابخوان و باحال آشنا شدم که همه جوره من رو حمایت کردن.🤝
اگه تونستم حتما بهتون سر میزنم🌱
تنها خواهشی که ازتون دارم اینه که با درسا مثل قصه ها رفتار کنید. بهتره وقتی بر میگردم اینجا باشید و گرنه همون بلایی رو به سرتون میارم که پیدین سر ادریک آورد..🔪
- پیشاپیش پاییزتون مبارک 🍁
| از تمام وجود دوستون دارم و ممنونم❤️🔥
• به قول آدنا این یه خداحافظی نیست..
~ آدلینا✍🏻