🕊
🌷ما حسرت به دل موندیم
که مثل شما بشیم!
تک و تنها و غریب!
تو کوه و بیابون!
اما چه لذتی داره
که اونجا فقط یه نفر
بغلت کنه و بگه بیا و
منم با تمام وجود بگم:
"اَلسَّلامُعَلَیْکَیااَباعَبْدِاللَّهِ"
منشنیدم سَرِ عُشّٰاق بهزانوی شماست
و از آن روز سَرم میل بریدن دارد...
@Shahdat313
🕊
🌷وقتی تو کار بهمون فشار میاومد یا خسته میشدیم، بهمون میگفت:ثواب کار رو هدیه کنید به یکی از اهل بیت(ع)؛ اونوقت خستگی بهتون غلبه نمیکنه و شما بهش غلبه میکنید.
شهید مهدی حسین پور
@Shahdat313
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷انتظار مردم ایران از سپاه
فتح خیبر
@Shahdat313
🕊
#سلام_امام_زمانم
☀️ای امیر عرفـــه ناز مکن چهره نما
از پس پنجره ، درباز مکن چهره نما
ای امیرعــــــرفه ذکر مدام است،بیا
کاراین عاشق دل خسته تمام اســـــت بیا
☀️اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین
وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَالْفَـــرَج
@Shahdat313
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷 وقتی کارها گره میخورد..
"که در طریقت ما کافریست رنجیدن"
@Shahdat313
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷مردم حماسهساز قم همچنان شعار خونخواهی رهبر شهید فریاد میزنند.
@Shahdat313
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌷از عرفه امام حسین(ع) تا امروزِ ایران...
شهید حاج قاسم سلیمانی:
در حرکت امام حسین(ع) از صحرای عرفات تا گودی قتلگاه، اصولی بود که هدف امام حسین(ع) بود و هیچ تغییری نکرد؛ دلیل این دفاع امروز در صحنههای گوناگون، پیروزیها و تضمین پیروزیهای ما تمسک به همین فرهنگ امام حسین(علیه السلام) است.
@Shahdat313
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌺🍃روز عرفه و نماز عجیب استجابت دعا
@Shahdat313
35.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊
🌺🍃نمازی که باعث بخشش گناهان میشود
استاد حسینی قمی
#أللَّھُـمَعجِّلْلِوَلیِڪْالْفَرَج
@Shahdat313
🕊
🌷تصویری از شهید سید مرتضی آوینی در مراسم معنوی حج
راوی: «تازه جنگ به پایان رسیده بود. با اصرار دوستان حاجی برای مراسم حج به مكه رفت. وقتی بازگشت از او پرسیدم : آقا مرتضی آنجا چطور بود؟ با ناراحتی گفت: بسیار بد بود، چه خانه خدایی، غربیها پدر ما را در آوردند. كاخ ساختهاند، آنجا دیگر خانه خدا نیست. تمام محله بنیهاشم را خراب كردهاند. كاش نرفته بودم.
مدتی بعد دوباره او را عازم حجاز دیدم؛ با خنده گفتم: حاجی تو كه قرار بود دیگر به آنجا نروی؟ نگاهش را به زمین دوخت و پاسخ داد: نمیدانم اما احساس میكنم اینبار باید بروم.
وقتی که بازگشت، دوباره از اوضاع سفر پرسیدم. اینبار هیجان عجیبی داشت. با خوشحالی گفت: این دفعه با گروه جانبازان رفته بودم، چنان درسی از آنها گرفتم كه ای كاش قبلاً با این ها آشنا شده بودم. بارها و بارها گریستم، به خاطر تحول و حماسهای كه در این ها میدیدم.
به یكی از جانبازانی كه نابینا بود گفتم: دوست نداشتی یک بار دیگر دنیا را ببینی؟ حداقل انتظار داشتم بگوید: چرا یک بار دیگر میخواستم دنیا را ببینم. اما او پاسخ داد: نه، پرسیدم: چطور؟ گفت: در مورد چیزی كه به خدا دادم و معامله كردم نمیخواهم فكر بكنم. بدنم می لرزید، فهمیدم كه عجب آدمهایی در این دنیا زندگی میكنند ما كجا، این ها کجا!»
منبع: کتاب «همسفر خورشید»
شهید سید مرتضی
@Shahdat313