eitaa logo
شهید مدافع حرم محمد حسن قاسمی
242 دنبال‌کننده
8هزار عکس
9.4هزار ویدیو
32 فایل
کارشناس بیهوشی و مسئول راه اندازی بیمارستانهای میدانی در سوریه که در حین انتقال مجروحین به بیمارستان حلب در حمله تروریستهای تکفیری به آمبولانس به شهادت رسید.
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ شهادت، نوعی مدیریت است آدمهای معمولی، خیلی هم که موفق باشند ، زندگی خود را مدیریت می کنند ! اما شـهــدا، مـــــرگـــــ خود را نیز، مدیریت میکنند ... زندگیتون شهدایی! @ShahidMohammadHasanGhasemi
ادامه مبحث 3⃣ مرحله چهارم: بارش فکری و نقاشی در مراحل قبل در مورد تشکر و شکرگذاری با کودک صحبت کردیم و شعر و آیه هم برایش خواندیم. در این مرحله با تکنیک بارش فکری جمله ای به کودک میدهیم تا آنرا کامل کند و نقاشی متناسب با آن بکشد. مثال جمله ناتمام: ☘برای اینکه یک بنده قدر شناس باشم باید.... ☘☘سپاسگزارترین شما از خدا، سپاسگزارترین شما از مردم است. امام سجاد(ع) الکافی کلینی ج۲ص۹۹ به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi
بعضی دانشگاه ها واقعا نمونه اند... من زیاد با کپی کردن مطالب موافق نیستم، ولی لازم دیدم این مطلب را کپی کنم... پدیده ای که مخصوص (ع) است. کلاس های درسی با هماهنگی اساتید و دانشجویان همزمان با اذان مغرب موقتاً تعطیل شده و دانشجویان برای اقامه نماز اول وقت در همان راهروی ساختمان برگزاری کلاس ها به صف نماز می ایستند.  پی نوشت: 1. بعید می دانم این پدیده در هیچ کجای ایران سابقه داشته باشد. 2. اینجا سابقاً شعبه ای از یک دانشگاه امریکایی بوده، چی می خواستند، چی شد! 3. هنوز خیلی چیزها برای دل نکندن از دانشگاه باقی مونده. 4. آیت الله حق شناس: اگر در پى كسب علوم غير حوزوى هم باشيد، نماز را در اول وقت بخوانيد. آن‌ وقت خواهيد ديد كه چگونه سلولهاى مغز شما پذيراى علم مى‌گردد. آیا باز هم کسی اعتقاد داره که در عرصه ی فرهنگ اسلامی جایی برای کار های نو و تعالی بخش وجود نداره؟؟؟؟ برگرفته از دستنوشته های وبلاگ شخصی با عنوان 91/8/18 به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi
﷽ صبحدم با گل رخسار تو زیباست چقدر! باغ رویت صنما گلشن طوباست چقدر! با نسیم سر زلفت که صبا می آرد غنچه باغ دلم شاد و شکوفاست چقدر! ❤️ @ShahidMohammadHasanGhasemi
به مناسبت هفدهم اسفند سالگرد شهادت سردار رشید اسلام @ShahidMohammadHasanGhasemi
عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بود كه جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و كسب رضای خدا شب و روز تلاش می كرد و سخت ترین و مشكل ترین مسؤولیت های نظامی را با كمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت.  به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi
درباره او می گوید: « او انسانی بود كه برای خدا كار می كرد و در عمل از ویژگیهای بارز اوست. ایشان یكی از افراد درجه اولی بود كه همیشه مأموریت های سنگین برعهده اش قرار داشت. مثل مالك اشتر بود كه با خضوع و خشوعی كه در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسیجی داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان از مصادیق «اشداء علی الكفار، رحماء بینهم »بود. كسی بود كه برای این همه چیز خودش را فدا كرد و از زندگیش گذشت. او واقعاً به امر ولایت اعتقاد كامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، كه عاقبت هم چنین كرد. همیشه سفارش می كرد كه دستورات را باید مو به مو اجرا كرد. وقتی دستوری هرچند خلاف نظرش به وی ابلاغ می شد، از آن دفاع می كرد. از زمان طفولیت، روحی لطیف، عبادی و نیایشگر داشت.» به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi
پدر بزرگوارش میگوید :  « از سن 10 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های سیاسی و نظامی، هرگز ترك نشد. روزی از یك سفر طولانی و خسته كننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسید. آن شب را با همه خستگی هایش تا پگاه، به و نیایش ایستاد و وقتی مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجیبی داشتم. ای كاش به سراغم نمی آمدی و آن حالت زیبای روحانی را از من نمی گرفتی.»  این انسان پارسا تا آخرین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش برنداشت. را بر همه چیز مقدم می شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستی همه چیزش را فدای كرده بود. آن چیزی كه برای او مطرح نبود، خواب و خوراك و استراحت بود. هر زمان كه برای دیدار خانواده اش به شهرضا میرفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشكلات و گرفتاریهای مردم بازنمی ایستاد و دائماً در اندیشه انجام خدمتی به بود.  به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi
خاطره ای از   هر وقت با او از صحبت می‌كردیم لبخند می‌زد و می‌گفت‌: "من همسری می‌خواهم كه تا پشت با من باشد، چون بعد از تازه نوبت است‌." فكر می‌كردیم شوخی می‌كند، اما آینده ثابت كرد كه او واقعا چنین می‌خواست‌. در دیماه سال هزار و سیصد و شصت ازدواج كرد‌. همسر او شیرزنی بود، از تبار زینبیان‌. زندگی ساده و پر مشقت آنان تنها دو سال و دو ماه به طول انجامید. از زبان این بانوی استوار شنیدم كه می‌گفت‌:  "عشق دردانه است و من غواص و دریا میكده سر فرو بردم در اینجا تا كجا سر بر كنم  عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمه كوثر كنم  بعد از جاری شدن خطبه عقد به مزار شهدای شهر رفتیم و زیارتی كردیم و بعد راهی سفر شدیم‌. مدتی در پاوه زندگی كردیم و بعد هم بدلیل احساس نیاز به نیروهای رزمنده به جبهه‌های جنوب رفتیم من در دزفول ساكن شدم‌. پس از مدت زیادی گشتن اطاقی برای سكونت پیدا كردیم كه محل نگهداری مرغ و جوجه بود‌. تمیز كردن اطاق مدت زیادی طول كشید و بسیار سخت انجام شد‌. فرش و موكت نداشتیم. كف اطاق را با دو پتوی سربازی پوشاندم و ملحفه سفیدی را دو لایه كردم و به پشت پنجره آویختم‌. به بازار رفتم و یك قوری با دو استكان و دو بشقاب و دو كاسه خریدم‌. تازه پس از گذشت یك ماه سر و سامان می‌گرفتیم؛ اما مشكل عقربها حل نمی‌شد‌. حدود بیست و پنج عقرب در خانه كشتم‌. بدلیل مشغله زیاد اغلب نیمه‌های شب به خانه می‌آمد و سپیده‌دم از خانه خارج می‌شد‌. شاید در این دو سال ما یك ۲۴ ساعت بطور كامل در كنار هم نبودیم‌. این زندگی ساده كه تمام داراییش در صندوق عقب یك ماشین جای می‌گرفت، همین قدر كوتاه بود‌."  به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید. @ShahidMohammadHasanGhasemi