eitaa logo
شرح آتش دل
601 دنبال‌کننده
773 عکس
42 ویدیو
0 فایل
سروده‌های آیینی و انقلابی محمدتقی عارفیان @Mt_Arefian
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ▪️إنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون 🥀 بی‌قرار نگاهت را به ساعت دیدم و هرگز نفهمیدم که عمری بی‌قرار رفتنی، دل‌تنگ دیداری ✍️ ، ۱۴۰۴/۱۲/۱۵ @SharheAtasheDel
هدایت شده از شرح آتش دل
‌ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي تَحَبَّبَ إِلَيَّ وَهُوَ غَنيٌّ عَنّي صد شکر خدا را که بود بنده‌نواز کرده است به روی من در رحمت باز با بندۀ خویش دوستی می‌ورزد باآنکه به من ندارد او هیچ نیاز ✍️ @SharheAtasheDel
‌ ▪️إنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون 🥀 دعایم کن چیزی ندارم شب قدر، جز کوله‌بار گناهم با دست مجروحت آقا امشب برایم دعا کن ✍️ ، ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ @SharheAtasheDel
‌ 🌹حُسن‌ُالقَضا شکر خدا در قدرِ ما حُسن‌القضا افتاد بعد از علی پرچم به دست مجتبی افتاد ✍️ ، ۱۴۰۴/۱۲/۱۸ @SharheAtasheDel
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ 🔴 بیعت ای رهبر آزادۀ ما، پیچیده در عالم صدایت ماییم دل‌تنگ نگاهت، دل‌تنگ روی دلگشایت دیدارت آقا راحتِ جان، لبخند تو آرامِ دل بود از موج طوفان‌ها گذشتیم، منزل‌به‌منزل با ولایت گفتی که در این راه پرفیض، آمادۀ ایثار جانی جان بر سر پیمان نهادی، جان‌ها به قربان وفایت گفتی: «توقف نیست در راه، هرگز عقب‌گردی نداریم بی‌خستگی باید بماند، ایران در این راه هدایت» ما عهد خون بستیم با تو، اما تو خون دادی در این عهد رفتی و ما ماندیم و داغت، ما و غمِ بی‌انتهایت رفتی ولی پاینده‌ای تو، آقا همیشه زنده‌ای تو بعد از تو بیعت کرد امت، از جان و دل با مجتبایت ای وارث پیغمبر ما، شد یادگارت رهبر ما همواره یارش دست مهدی است، پشت و پناه او دعایت ✍️ ، ۱۴۰۴/۱۲/۱۸ @SharheAtasheDel
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شرح آتش دل
‌ 🏴 وای حیدر! با تیغِ نفاق ارض و سما ریخت به هم خم شد کمر قَدَر، قضا ریخت به هم از ضربۀ اَشقَی‌الاَشقیا خون شد عرش ارکانِ هدایتِ خدا ریخت به هم ✍️ @SharheAtasheDel
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شرح آتش دل
‌ ◾️در شهادت حضرت مولانا امیرالمؤمنین علی صلوات‌الله‌علیه مُردم امشب کنار بستر تو باز کن چشم بسته را بابا پدرانه بگیر در آغوش زینب دل‌شکسته را بابا فرق تو باز و چشم تو بسته است می‌کشد غصۀ تو زینب را باز لب وا کن و بخوان قرآن بشکن آخر سکوت امشب را آن شبی که سر تو ضربت خورد نام تو بود ذکر افطارم جای مادر اگرچه خالی بود شکر کردم که من تو را دارم شکر کردم که گرمی دستت گرمی دست مادرم زهراست شکر کردم که گرچه مادر نیست به سرم باز سایۀ باباست شکر کردم که زینبم، یعنی همه‌جا زینت توام بابا بعد مادر که رازدارت بود مرهم غربت توام بابا شکر کردم که تو بهار منی باغ خانه پر است از بویت شکر کردم که آسمان دلم همه‌شب روشن است از رویت شده شقّ‌القمر ولی، ای وای! مثل فرقت شکسته‌ام بابا چشم بگشا کمی نگاهم کن ماه درخون‌نشسته‌ام! بابا کاش آن ضربتی که قاتل زد جای فرقت به فرق من می‌خورد من بمیرم برای زخم سرت کاش زینب به‌جای تو می‌مرد نه‌فقط زینب و حسین و حسن همۀ خلق بی تو بی‌پدرند چشم خود باز کن اَباالایتام که یتیمان کوفه دربه‌درند ضربتی که شکافت فرق تو را کینۀ بدر و خیبر است و حنین کینه‌ای که پس از تو می‌گیرد جان شیرین مجتبی و حسین استخوانی که در گلوی تو بود نفست را گرفته بود انگار بود سی سال خار در چشمت شاید از غصۀ در و دیوار روی تو زرد و فرق تو خونی رنگ دیگر گرفته‌ای بابا بیشتر از تمام این سی سال بوی مادر گرفته‌ای بابا... ✍️ @SharheAtasheDel
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا