وقتى در حال لاس زدن و خيانت بودى من داشتم به بقيه از وفاداريت ميگفتم (:
شاید او،
-دختر بودن اینجوریه که بعد از کور شدن ذوقشون بی رحمانه ترین تصمیم ها رو میگیرن. 🩸🌖
شاید او،
هدایت شده از «𝒮𝒽𝒶𝓎𝒹, 𝑜𝑜»
بخواب عزیزم
فدایِ سرت که دوست نداشت...
شب بخیر..
شاید او،
سـال ها رفته هنوز یک نفر نیسـت کــه بپرســـد از من
کــه تـو از پنــجره عــشــق چــه ها میـــخواهی؟
صــبح تــا نیــمه شــب مــنـتـظری
هـمه جــا مینگـری...
گـــاه با مــاه سخن مـی گیوی
گـــاه با رهـــــگذران...
خــبر گمشــــده ای میــجویی؟
راســتی گمشده ات کــیست؟ کجــاست؟
شاید او،