eitaa logo
شِیخ .
12.1هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
161 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و رزرو تبلیغات : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
آدرس پمپ بنزین رو گرفتیم و به محض اینکه وارد پمپ بنزین شدیم ، سرهای بریده رو دیدیم که تکفیری ها ، برای ایجاد ترس و وحشت مردم ، روی پمپ ها قطار کرده بودن ...! کتاب : خداحافظ سالار
حسین که آمد ... آن‌قدر شاد و سرحال شدم که یادم رفت مرغ روی گاز دارد می‌سوزد . بوی مرغ سوخته خانه را برداشت . سفره را انداختم اما مرغ به حدی سوخته بود که از قابلمه جدا نمی‌شد . برنج هم شفته و خمیر شده بود . خجالت کشیدم . حسین گفت : به به چه غذایی ... و چنان اشتهایی برای خوردن نشان داد که من هم دستم به قاشق رفت دیدم اصلا خوردنی نیست . کتاب : خداحافظ سالار
گفت : برام حکم معاون هماهنگ کننده‌ی نیروی زمینی سپاه رو زدن ، یه خونه هم توی شهرک محلاتی تهران رهن کردم همه چیز آماده اس که بریم حاضری ؟ خندیدم و گفتم : مگه راه دیگه ای دارم ؟ گفت : آره جا خوردم ، گیج و مبهوت گفتم : چی ؟ لبخند ریزی سر شیطنت زد و گفت : با من بیای :) کتاب : خداحافظ سالار
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
بخشی از کتابِ ارزشمندِ خداحافظ سالار ...!
آخرین تصویر تو . . . با اشک هایم تار شد ! وقت دلتنگی همین تصویر مبهم کافی است ☁️(: .