من خانهی کوچکِمان را دوست دارم
خانهی ما بسیار کوچک است.
کوچکِ کوچکِ کوچک. کوچک به حدی که در آن بیست نفر آدم هم جا نمیشوند. یا اگر هم بشوند ازدیادِ دم و بازدم، خانه را به حد کنجی از جهنم گرم میکند. به هر حال این خانهی بسیار کوچک، خانهی ماست.
هیچگاه دلم هوسِ خانههای بی عیبِ بلاگرها را نکرد. هرگز با خود نگفتم ای کاش خانمان فلان بود و چنان .
اما همیشه حتی پیش از آنکه یارم را برگزینم و متاهل شوم؛ آرزویی داشتم. با خودم و خدا و خلقی که به من نزدیک بودند میگفتم: کاش روزی از راه برسد که خانه ام دو طبقه باشد. بی شک طبقه ای از آن را به مجالس روضه و محافل درسی اختصاص میدهم. دور تا دور خانه را کتیبه میچسبانم و گلدانهای پتوس را کنج به کنجاش میگذارم تا برگهای آن بپیچند به دور خانه. بعد کتابخانه دو متریمان را به پنج شش کتابخانه افزایش میدهم. شعرهای حافظ و سعدی و مولانا را برای دیوارها قاب میگیرم . آنوقت هر هفته و هرماه و سال، آن خانه میشود محل رفت و آمد آدمهای خوب. آدمهای اهل دل، آدمهای اهل فکر، آدمهای اهل قلم.
من این خانهی کوچک را بسیار دوست دارم. برای دنیا همین خانه کفایت میکند. چه بسا که بزرگهم باشد.
اما اگر روزی به اراده و لطف خدا خانمان وسعت یافت، چه زیبا میشود اگر رویای من نیز در پی آن تحقق یابد.
خانهی ما کوچک است. کوچکِ کوچکِ کوچک؛ من گلدانها را برای خانهی بعدی خواستهام و قابها را برای دیوارهایی که هنوز نیامدهاند. اما همین خانه همینقدر که هست برای دوستداشتن کافیست. برای صبر، برای زندگی، برای منتظر ماندن.
✍🏻 خانم ز شهسوار
شِیخ .
ندیدم روی ماهگونِ تو را ! اما بگذار لااقل حالا که نیستی دربارهات بیشتر بخوانم ... که این خواندنه
ساعت پنج و پنجاه دقیقهی صبح است. کولر روی دور تند کار میکند و پنکه بیش از ده ساعت است که دارد میچرخد و سعی در خنک کردن فضای خانه دارد. دخترکم هی از خوابِ ناز میپرد و با یک لالایی کوتاه دوباره به خوابی عمیق فرو میرود. من با یک فنجان چای و یک قوری، نشسته ام روی فرش قرمزِ خانه!
حالا فقط دارم حسرت میخورم از نبودن و ندیدن و نشنیدن صدای مردی که به قدرِ یک کهکشان، خارقالعاده و بینظیر بود.
کتاب ِخون دلی که لعل شد را به پایان رساندم و در این صبحِ مغموم، بیش از قبل مجنون مردی شدم که از آغاز تا انتهای حیاتش با مبارزه گره خورده بود :)
✍🏻 خانمِ ز شهسوار
به عنوان یه جوون دهه هشتادی امشب برای اولین بار از مراسم یه مسجد خوشم اومد و کیف کردم. خدا ازشون قبول کنه! تونستن دل یه جوون سخت پسند رو به دست بیارن ... خیلی مهمه مسجد بتونه جوون هارو جذب کنه.
شِیخ .
حرفی؟ سخنی؟ کلیک کنید.
میشه بگید برا خونه چه اقلامی لازمه که اصرافم نباشه؟
..
نیاز ها متفاوته
ممکنه یک چیزی برای شما خریدش واجب باشه اما برای شخص دیگه ای نه
پس طبق احتیاجاتتون خرید کنید
نه بیشتر
نه بخاطر حرف مردم و رسم و رسوم
نه بخاطر کم نیاوردن جلوی بقیه
نه بخاطر اینکه فلانی داره منم داشته باشم
شِیخ .
حرفی؟ سخنی؟ کلیک کنید.
یک شخصی مذهبی و تحصیل کرده به من گفت نود درصد آخوندا چیزی حالیشون نیست
.
😂👌🏻 جالب بود !.
شِیخ .
حرفی؟ سخنی؟ کلیک کنید.
سلام. میشه بهم بگید برای طلبه شدن از چه سنی تا چه سنی وقت هست؟؟
.
۱۴ الی ۴۰
شِیخ .
حرفی؟ سخنی؟ کلیک کنید.
سلام میشه لطف کنید همه راه هوایی که رفتید برای رشد قلمتون و نویسندگی به من هم معرفی کنید
ممنونم
.
سلام
من از بدو تولد به نوشتن علاقه داشتم و اعتقاد دارم علاقه یک اصل مهم در نویسندگی هست.
از همون اولی هم که سواد خوندن و نوشتن یاد گرفتم، یا داشتم میخوندم، یا داشتم مینوشتم
پس مداومت در خوندن کتاب و نوشتن متن خودش به رشد قلم کمک میکنه
تا قبل از ازدواج هم خیلی زیاد توی اوقاتی که تنها بودم با خودم حرف میزدم
پس کسی که قدرت بیان خوبی داشته باشه قلمش هم رشد میکنه ..
کلاس نویسندگی هم به اون شکلی که فکرشو میکنید نرفتم. کلاس پنجم کانون پرورش فکری کلاس نوشتن خلاق ثبت نام کردم که توی ذوق نوشتنم موثر بود. همین.
الانم محفلی شرکت میکنم که جنبه ی ذوقی داره و جنبه آموزشیش کمتره
صرفا شرکت میکنم که از قلم دوستان استفاده کنم و مشتاق بشم به نوشتن
یک چیز دیگه ای هم که توی رشد قلمم موثر بود این بود که متن هایی که مینوشتم رو برای اطرافیانم میخوندم. و تشویق اون ها اعتماد به نفس من رو بالا میبرد ..
شِیخ .
حرفی؟ سخنی؟ کلیک کنید.
سلام عزاداریهاتون قبول
توی حوزه واقعا به اون چیزی که باید رسیدین ؟
منظورم از جهت علمی هست ...
بنظرتون این مطالب رو میشه در کنار رشته دیگه هم بدست آورد یا فقط توی اون فضای حوزه قابل دسترسیه
.
ذاتا توی دنیا چیزی رو پیدا نمیکنید که صد باشه. غیر از کتاب خدا ( قرآن ) و کلام فرستادگان خدا و ائمه ع ، بقیه چیزها قابل اشکال و ناقص هستند
پس حوزه هم قطعا ایراداتی داره و کتبش کفایت نمیکنه. قرار هم نیست کافی باشه! چون رهنمودِ
شما فکر کن اگر یک متخصص زنان و زایمان صرفا کتاب درسی بخونه و مدرک بگیره میتونه بعد از چند سال یهو بره توی اتاق عمل و بچه ای رو به دنیا بیاره!؟ صد در صد خیر. اینجا باید بگیم مشکل از کتاب درسی بوده؟ خیر . مشکل از اون پزشک بوده که از ابتدای تحصیل وارد مسیرِ عمل به دانسته هاش نشده.
دروس حوزوی هم همینه
اولا باید در کنار درس به علوم عمل کرد
دوما باید مطالعات غیر درسی هم داشت
خلاصه این مسیر مسیر خوبی هست که حاصلش شدن افراد جهان ساز و متفکری مثل امام شهید و شهید مطهری و امام خمینی و ...
و اینکه به نظرم خوندن کتابهای حوزه بدون درک فضای معنوی حوزه شاید خیلی نتیجه نده. ولی اگر علاقه به دروس دارید اما هدفتون با نقطه نهایی حوزه یکی نیست میتونید کتابارو بخونید فقط