eitaa logo
شِیخ .
12.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
162 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و رزرو تبلیغات : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
مگه حاج مهدی نگفت نگفت تو کربلا برای همه نقش هست ؟ مگه نگفت کربلا شهر بی بهانگی هاست ؟ مگه استاد عین صاد نگفت آدمی کربلا را ببیند و حرکتی نکند ؟ پس کجاست حرکت او ؟؟ .
چرا ما بیتاب بچه یتیم های فلسطینی و افغانستانی نشدیم ؟؟؟ چرا شبا تا صبح بخاطر بی پناهی اونا اشک نریختیم ؟ ماها از نسل آدمیزادیم یا فقط اداشو در میاریم ؟ .
حرکتمون کجا رفته ؟؟ چرا کولاک نمیشه ؟؟؟؟ مگه نه اینکه مومنین باهم برادرند؟ مگه نه اینکه برادر جونش برای برادر در میره ؟ .
آقا بسم الله نویسنده ها متن بنویسن ، بیانیه بنویسن . گوینده ها حرکت کنن ، از مظلومیت همسایه ها بگن . طلبه ها روشنگری کنن . شاعر ها غزل بافی کنن . . هرکسی هرکاری بلده انجام بده ... .
دارن میکشن برادرهامونو دارن میبرن معجر خواهرامونو ... بیداریم ؟؟؟؟ .
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیئت تمام شد ... همه رفتند و تو هنوز بالای تل، نشسته‌ای و خون گریه می‌کنی آجرک الله یا صاحب الزمان‌ :)! لواءالزینب
در فکر خرید نبودم .. بهمن ماه بود و هوا ، سوزِ سرمای عجیبی داشت . عده‌ای طلبه عازم مشهد شده بودیم . بقیه را نمی‌دانم اما من بی‌تابِ حرم بودم و به خرید فکر هم نمی‌کردم . کتاب ، روحِ تازه‌ای به من می‌بخشد.‌کتاب باشد، آن‌هم‌درمورد محمدِ جهان آرا و من از آن دست بکشم ؟؟؟‌ به هر جان کندنی که بودم خودم را متقاعد کردم و کتاب را از فروشگاه حرم خریدم . و الحمدالله که خریدم -
به رسمِ همیشگی‌مون ، بخش هایی از کتاب رو مرور می‌کنیم !.. پ.ن : فقط قبلش اینو بگم که با خوندنِ کتاب هشتاددرصد نظرم درمورد این قهرمان عوض شد . . . بی‌نظیرِ ، حتما‌ بخرید بخونید کیف کنید . .
میگفت : من خوشم نمیاد زن هی بخواد درباره مسائل‌مالی سوال‌کنه که تو راضی هستی‌من اینکاروبکنم‌وفلان‌چیزروبخرم؟ اگه‌ پول‌ در راه رضای خدا خرج بشه... هیچ حرفی توشنیستودیگه‌سوال‌نداره. همیشه‌باید در نظر گرفت پول کجا وبرای چی خرج میشه‌اگرفکرمی‌کنیم برای‌رضای خداست. دیگه تموم ، همین . - بخشی از کتاب ممد نبودی
در خانه باز بود . همان جلوی در ، جنازه مرده‌ای با یک دختر بچه در بغل افتاده بود. رد خونی که از داخل خانه‌تا جلوی در کشیده‌ شده‌ بود ، نشان می‌داده مرد ، میخواسته در را باز کند و خودش و دخترش را نجات دهد ، اما موفق نشده بود . دل و روده‌ ی دختربچه‌روی‌زمین ریخته بود.همراهانم با دیدن این صحنه از حال رفتند.وارد خانه شدم . داخل اتاق واویلایی‌بود.ترکشی‌به‌شکم زن اصابت‌کرده و جنینش از شکمش بیرون زده بود . معلوم شد که زن حامله بوده.‌‌ جنازه پسر بچه دیگری هم‌در گوشه اتاق افتاده بود . - بخشی از کتاب ممد نبودی
- ممد نبودی ¹☘
- ممد نبودی ²☘