eitaa logo
شعر هیأت
14.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
253 ویدیو
28 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹قدرت خون شهیدان🔹 گرد و خاکی کردی و بنشین که طوفان را ‌ببینی وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی می‌رود تابوت روی دست مردم، چشم وا ‌کن تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ‌ببینی پاشو از پای قمارت! روی دور باخت هستی پاشو! باید آخرین اخبار تهران را ببینی گوش کن! این بار حرف از مرگ شیطان ‌بزرگ است رو به خود آیینه‌ای بگذار شیطان را ببینی خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که ‌باید باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است وعده‌ها داده خدا، باید که قرآن را ببینی قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم، ‌بنشین تا که فرق قول کافر با مسلمان را ببینی 📝 @ShereHeyat
🔹بسم‌الله🔹 به زودی صبح محشر می‌رسد از راه! بسم‌الله صف «زلزال» و «خیبر» می‌رسد از راه! بسم‌الله زمین دیگر پناه لشکر شیطان نخواهد بود «شهاب» و «رعد» ما سر می‌رسد از راه! بسم‌الله اگر این سرزمین رستم است و کاوه و آرش خروشی حیرت آور می‌رسد از راه! بسم‌الله مباش ای ابرهه بر قدرت پوشالی‌ات دلخوش که نیرویی فراتر می‌رسد از راه! بسم‌الله اگر پنهان شوی پشت هزاران قلعه چون خیبر یلی با عشق حیدر می‌رسد از راه! بسم‌الله به دوش خانهٔ ما پرچمی از «یا لثارات» است شب «الله اکبر» می‌رسد از راه! بسم‌الله قسم بر «فتح»! فردا را نخواهد دید اسرائیل که دارد جنگ آخر می‌رسد از راه! بسم‌الله 📝 @ShereHeyat
با نام خداوند در آغاز سخن می‌گفت پریدن است سهم تو و من دیدم که معلم عزیزم با اشک بر تخته نوشت: «درس امروز: وطن» 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹خیبرگشا🔹 بیا ای دست‌هایت، روز و شب خیبرگشا حیدر! زمان رزم آمد، باز تا میدان بیا حیدر به افسون نگاهی، بشکن این جادوی دَرهم را گره واکن به لبخند از میان کار ما، حیدر سوار اسب شو، ای پهلوانی مرد مرحب‌کش بتاز و ذوالفقارت را برآور، مرحبا حیدر! زمین و آسمان در انتظارت مانده تا لَختی قدم در صحنه بگذاری و برداری لوا، حیدر!.. بیا در هم بکوب افسون امروز جمل‌ها را بیا ای جذبهٔ نامت، نشان هل‌اتی حیدر بیا و جمع کن آشوب نسل نهروانی را بیا کرار بی‌تکرار! هان! یا مرتضی حیدر! در خیبر به مویی بسته اینک، دست بالا کُن! بکَن دیوارها را، ای شه خیبرگشا حیدر! فغان کودکان رفته‌ست از صهیون به نُه‌گردون حصار هفت‌دژ را بشکن و وا کن سرا، حیدر.. ببین فرعونیان را پشت سر... از نیل غم رد شو زمان تنگ است یا مولا! ببر بالا عصا حیدر! ببر بالا عصا و چرخشی ده ذوالفقارت را که بانگ «ما رَمَیتَ» اوج گیرد در فضا حیدر ببر بالا عصا تا خواب حیفا را بیاشوبد طنین ذوالفقارت از زمین و از هوا حیدر ببر بالا عصا تا موشک خیبر، به هم ریزد شب سرمستی خاخام‌های خام را حیدر ببر بالا عصا تا کودکان قدس با شادی یک‌امشب را رها باشند از داغ و عزا حیدر ببر بالا عصا تا لشکر احزاب با خشمت جگر پاره کند از ابتدا تا انتها حیدر! ببر بالا عصا! ای تیغ محراب دو ابرویت علاج داغ‌ها حیدر... دوای دردها حیدر!.. 📝 @ShereHeyat
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغی‌ست گران که از سخن بیرون است داغی که گدازهٔ دلی مجنون است در سوگ تو با کدام یک گریه کنیم؟ چشمی اشک است و چشم دیگر خون است 📝 🏷 | رضوان‌الله‌علیه ✅ @ShereHeyat
چه سخت است داغ علمدار دیدن غم یار، در اوج پیکار دیدن به بی‌تابی موج‌های فراتیم به هنگامهٔ چشم خونبار دیدن نمی‌دید در خواب هم دیدهٔ ما به خون خفته آن چشم بیدار دیدن ز یوسف به یک پیرهن خیره ماندن ز یحیی سری دست اغیار دیدن به گفتن نیاید، به باور نگنجد چنان کوه را زیر آوار دیدن همین است تقدیر مردان میدان به پیکارها پیکر یار دیدن تنی را به میدانِ مین ارباً اربا تنی را پر از خون به رگبار دیدن ولی نیست هرگز به قاموس مردان هراسی از این راه دشوار دیدن هراس است بر جان خیبرنشینان سَنابرق شمشیر کرّار دیدن مَهیب است فریاد یا حیدر ما مهیب است هان! قهر قهار دیدن همه هیبت گنبد آهنین را بر این عنکبوتان چنان تار دیدن مهیب است در بارش «رعد» و «سجیل» زمین و زمان، تیره و تار دیدن به‌ناگاه «فتاح» و «خیبرشکن» را بر این قلعهٔ کهنه آوار دیدن جسدهای مشئوم دیوانه‌دیوان به هر کوی و بازار بر دار دیدن «بَعَثنا عَلَيكُم عِباداً لَنا» را به سربند گُردان احرار دیدن! زمانِ «فَجاسُوا خِلالَ الدِّيار» است شرر بر سراپای اشرار دیدن 📝 @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹لوای سرخ علمدار🔹 بایست سمت درستی که باور من و توست که باز دست خداوند یاور من و توست بایست مثل تمام دلاوران شهید که سرو بودن و ماندن، مقدّر من و توست بایست، خوف و خطر را به جان بخر، آری که نیل‌های تلاطم مسخّر من و توست شهید بود و شهیدانه زیست تا آخر که این مرامِ معلایِ رهبر من و توست در اهتزار بماند علم، که بعد از این لوای سرخ علمدار در بر من و توست و نیست راه فراری برای اهریمن رجز به روی لب و شور در سر من و توست همیشه نام عزیزش عزیز خواهد ماند قوی و محکم و نستوه، کشور من و توست 📝 @ShereHeyat
این بیرق و این مکتب و نهضت باقی‌ست این امت و این غیرت و عزت باقی‌ست یک‌عمر تو بی‌تاب شهادت بودی رفتی تو ولی هنوز راهت باقی‌ست ✍🏻 🏷 | رضوان‌الله‌علیه ✅ @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹پدر🔹 بسم رب الحسین، بسم الله پایمان محکم است در این راه گرچه امروز خون‌جگر هستیم ما پسرهای آن پدر هستیم ارث ما از پدر شجاعت ماست کوه حیران استقامت ماست.. گفت: آرام! ما خدا داریم ما در این راه مقتدا داریم گفت: گوش تماممان به ولی‌ست پرچم انتقام دست علی‌ست مهدی از راه می‌رسد، آرام! رخت نو می‌کند به تن اسلام کشتی ناخدا نمی‌شکند نوح را موج‌ها نمی‌شکند پدر از ما همیشه همت خواست صبر و تدبیر و استقامت خواست سروها ایستاده می‌میرند شهدا با اراده می‌میرند ما پسرهای آن پدر هستیم ما از امروز بیشتر هستیم وقت آن شد که بگذریم از نیل شده آغاز مرگ اسرائیل چشممان بر امام این جاده‌ست کفن ما همیشه آماده‌ست ایهاالناس! راه باریک است مژده، اما ظهور نزدیک است صف به صف راهی الی‌اللهیم با دعای امام در راهیم نکند در جهاد بنشینیم وای بر ما! مباد بنشینیم شیعه هرگز ز پا نمی‌افتد علم کربلا نمی‌افتد دل ما خو کند به غم؟ هرگز دست می‌افتد و علم هرگز خیمۀ این قیام خالی نیست دشمنان را دگر مجالی نیست.. آتش انتقام ما برپاست روزهامان تمام عاشوراست 📝 @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید؛ 💗 روایت حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای از عهد امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای جهاد تا شهادت و حسرت جاماندن از شهدا از روزهای جوانی تا آخرین لحظه زندگی 📥 مشاهده در وبسایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هرچند که رفتن تو غم داشت، عزیز! در سینۀ تو عشق، حرم داشت عزیز حیف از تو نبود، مثل ما می‌مردی؟ نام تو فقط «شهید» کم داشت عزیز 📝 🏷 | رضوان‌الله‌علیه ✅ @ShereHeyat
دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است جان را هواى از قفس تن پریدن است از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است دستم نمی‌رسد که دل از سینه بَر کنم بارى علاجِ شوق، گریبان‌دریدن است شامم سیه‌تر است ز گیسوى سرکِشت خورشید من برآى که وقت دمیدن است سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است بگرفته آب‌ورنگ ز فیض حضور تو هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم تقدیر غصّۀ دل من ناشنیدن است آن را که لب به دام هوس گشت آشنا روزی «امین» سزا لبِ حسرت‌گزیدن است 📝 رضوان‌الله‌علیه ✅ @ShereHeyat