eitaa logo
شعر هیأت
14.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
253 ویدیو
28 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
ای رهبر شهیدم.mp3
زمان: حجم: 1.1M
| 🔹راهت ادامه دارد🔹 ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد با آن‌که داغ دیدم، راهت ادامه دارد ما اهل ایرانیم و مردان جهادیم تا پای جان پای ولایت ایستادیم ما یاوران حیدریم در خط سرخ رهبریم هستیم همه تا پای جان پای ولایت رفتی تو اما، ای امام باید بگیریم انتقام آماده‌ایم آماده تا صبح شهادت «لبیک یا علی، لبیک یا علی» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای دشمنان بدانید، این حرف آخر ماست خونی که در رگ ماست چون خون رهبر ماست کوهیم و مانند دماوند ایستادیم یک ذره هم از خاک میهن را ندادیم تا که بُوَد جانی به تن هستیم فدایی وطن هستیم تمام ما فدایی‌های ایران نام شهیدان را ببین مُلک سليمان را ببین هر شهر ما دارد هزاران مرد میدان «لبیک یا علی، لبیک یا علی» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای حجت خدایی، عجّل علی ظهورک کی می‌شود بیایی؟ عجّل علی ظهورک این فتنه‌های دم به دم دارد خبرها چیزی نمانده تا طلوع صبح فردا صبح سپید این جهان پایان عمر ظالمان می‌آید ای خورشید عالم با ظهورت با ذوالفقار حیدری با جلوهٔ پیغمبری می‌آیی و دنیا شود روشن به نورت «یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان» شاعر و نغمه‌پرداز: @ShereHeyat_Nohe
رضوان‌الله‌علیه 🔹شهید عزیز ما🔹 بگو بهار نیاید به این دیار امسال که نیست در دل ما شوقی از بهار امسال بگو بهار نیاید که ما عزاداریم که حال عید نداریم، گرم پیکاریم به هم فشرده‌تر از هر زمان شده صف ما بلند شد علم انتقام در کف ما بگو به دشمنمان تیغ زخم عریان است به انتقام شهیدی که جان ایران است عزیز ما، نفس ما، قرار ما، دل ما که در تلاطم امواج بود ساحل ما کسی که چشمۀ آرامشم نگاهش بود کسی که خندۀ او آب روی آتش بود چگونه باورمان باشد او از اینجا رفت بسوز ای دل غم‌دیده‌ام که آقا رفت اگرچه بغض دل ما شکست ای مردم! خدای خامنه‌ای زنده است ای مردم! اگرچه تیر مصیبت نشسته در جگر است خدای خامنه‌ای از همه بزرگتر است کسی که رو به خدا می‌رود نمی‌میرد شهید خامنه‌ای تا ابد نمی‌میرد شهید خامنه‌ای، آن مجاهد نستوه که ایستاد همه عمر خویش را چون کوه بزرگ مرد شجاعت، کدام خامنه‌ای؟ یگانه مرد شهادت، امام خامنه‌ای همان‌که ثانیه‌ای از جهاد خسته نشد به گردباد حوادث قدش شکسته نشد تمام عمر به غیر از مسیر نور نرفت ز جان گذشت ولی زیر بار زور نرفت ز خاطرم نرود آن تبسمش هرگز گذشت از خود و... از حق مردمش هرگز! برید از همه دنیا و... از شهیدان نه گذشت از همه چیزش ولی از ایران نه بگو یزید بمیرد، حسین ما زنده‌ست بشارتی که به ما داد، یادمان مانده‌ست بشارتی که به ما گفت قله نزدیک است ببند دل به سحر، شب اگرچه تاریک است زمان، زمانۀ تردید و یأس هرگز نیست امام من به من آموخت ترس جایز نیست نترس ای دل غم‌دیده روزگار این است که لحظه لحظۀ آن امتحان و تمرین است نترس آینۀ ما ترک نخواهد خورد بدون فتنه که ایمان محک نخواهد خورد اگرچه دفتری از داغ بر جبین‌ها هست نترس در دل تاریخ بیش از این‌ها هست به وعده‌های الهی، عزیز! شک نکنی به گوشه‌گیری خود ظلم را کمک نکنی اگرچه داغ از این سینه صبر برده عزیز! خداست حافظ دینش، خدا نمرده عزیز! چو لاله باش، به دامان صخره‌ها گل کن اگر که سنگ شود فتنه‌ها تحمل کن بگو بگو که تو هم این شعار را بلدی «زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی» زمانه بر سر جنگ است و ما نمی‌ترسیم بگو که از احدی جز خدا نمی‌ترسیم زمان، زمانۀ نابودی شیاطین است بهای خون شهید عزیز ما این‌ است اگرچه رفت و به دل زخم جاودانش هست امام عصر حواسش به عاشقانش هست امام عصر‌ خودش صاحب عزا شده است که بیت نایب او خاک کربلا شده است چه تربتی که شده این شهید هم‌رنگش چه کربلا که همه عمر بود دلتنگش حسين! بی تو بهشت ارزنی نمی‌ارزيد سه بار نام تو را بردم و دلم لرزيد دلم به ياد تو لرزيد و ديده‌ام تر شد ز اشک، آتش عشق تو شعله‌ورتر شد به جز خدا احدی حد خون‌بهايت نيست بهشت چيست، اگر خاک كربلايت نيست؟ برای نور حضور ستاره‌ای كافی‌ست برای روضه‌ات آری اشاره‌ای كافی‌ست كه روضۀ تو زياده سخن نمی‌خواهد مُرَمَّلٌ بِدِما كه كفن نمی‌خواهد در آن میانه که خون بود راز شیدایی چه دید زینب کبری به غیر زیبایی جهان ندیده زنی را به استواری او غروب فرشچیان محو بردباری او چه دیده او که چنین فاتحانه جنگیده‌ست نه با یزید لعین، با زمانه جنگیده‌ست.. صدای خطبۀ او مقتلِ هیاهو بود نجات کشتی در خون فتاده با او بود شبیه او که شد از زخم‌ها لبالب کیست؟ کسی هنوز نفهمیده است زینب کیست کسی هنوز نفهمیده ماتم او را جهان ندیده غمی در حد غم او را غمی که دیده شد از آخرین نگاه حسین غمی به وسعت گودال قتلگاه حسین به قتلگاه که زینب رسید، حیران بود تن برادر او زیر سنگ پنهان بود به قتلگاه که زینب رسید غوغا شد سر برادر او روی نیزه پیدا شد سری که آینۀ لاله‌زار‌ آن دشت است گهی به نیزه بلند است و گاه در تشت است ببین ز روضۀ بزم یزید غربت را ز خیزران چه بگویم؟ شکست حرمت را 📝 @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹تبسم شهادت🔹 ناگهان بوی بلا در همۀ دشت وزید نفس سرد خزان بر سحر خاک خزید خوشه‌ها یک به یک از شاخۀ تاک افتادند برگ‌ها سجده‌کنان باز به خاک افتادند موجی از رود سحر از شب این دشت گذشت مثل هر شب، شب او در تب این دشت گذشت آن شب امواج نگاهش به تلاطم افتاد مرگ را دید و شهادت به تبسم افتاد خبر آمد سحر از غصه نجاتش دادند و در آن ظلمت شب، آب حیاتش دادند خضر ما رفت بیارد خبر از آب حیات رفت هنگام سحر در پی اکسیر نجات جلوۀ لطف خدا بود و نگاهش باقی‌ست مژدۀ روشن صبح است و پگاهش باقی‌ست ماند او، شعر سرافرازی ما را خواند و... رفت او، سرّ «لِیَستَنقِذَ...» را فهماند و... آی صاحب‌نفسان مژدۀ صبح آمده است چه کسی خیمۀ دیدار برایش زده‌ است؟ از نهان‌خانۀ رخوت به‌در آیید همه نشنیدید؟ خبرهاست! برآیید همه وعدۀ نور همین‌جاست، درست این ارض است چون اَنَس خیمه زدن بر سر راهش فرض است غافل از دشمن، سردرگم، حیران نشوید گردن‌افراخته‌گان! سر به گریبان نشوید ظاهراً رفت ولی باطن آن ماندن‌هاست سورۀ عصر برای همگان خواندن‌هاست در شب معرکه ماند و به خطر پشت نکرد در تب معرکه ماند و به خطر پشت نکرد رفت تا این‌که بفهمیم که در رفتن‌ها آتشی هست و بلایی به سر دشمن‌ها رفت تا بلکه بفهمیم که وقت خطر است مرگ در سایۀ شمشیر برازنده‌تر است.. رفت تا آمدنی را همه‌جا جار زند نشتر صبح به هر خفتۀ بی‌عار زند گفت بیدار بمانید! کسی می‌آید آیۀ نور بخوانید! کسی می‌آید 📝 @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹گواه🔹 اگرچه رفتی و از عاشقان نگاه گرفتی چه رزقِ ماهی از این لحظه‌های ماه گرفتی چگونه تا شب قدر این دعا دوام بیارد؟ و خیرِ عاقبتت را از «افتتاح» گرفتی پناهِ زیرِ زمین شأن بزدلان زمین است بلندعزمی و در آسمان پناه گرفتی دوباره بر همۀ هجمه‌های تفرقه‌افکن به یک خطابۀ خون، بی‌کلام، راه گرفتی برای عزت این خاک هیچ کم ننهادی و خون کودک یک‌ساله را گواه گرفتی دقیق نیّتَت این بود، این‌که زنده بمانی شهادتِ ازلی را پناهگاه گرفتی عبای زخمی تو مانده تا به مرگ بگوید که: مردگان دگرانند... اشتباه گرفتی! 📝 @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹جان ایران🔹 سحرگاهان «نبودت» با نسیمی در غبار آمد برای بار دوم ذوالجناحی بی‌سوار آمد تمام عمر ایران را گرفتی در کنار خود چگونه جان ایران! با غمت باید کنار آمد؟ که باور می‌کند این بوی اسفندِ عزای ماست چرا امسال با این صورت خونین، بهار آمد؟ شهادت آخرش بی‌تاب شد در بر کشیدت، آه قرار ما نبود این‌که... ‌شهادت بی‌قرار آمد نیامد دست‌های یاری ما سمت تو شاید اگر در چشم‌هامان اشک‌ها بی‌اختیار آمد.. اگرچه بعد تو این خاک، این تاریخ دلتنگ است نباید بشکنیم این دفعه را، هنگامۀ جنگ است نباید باز بگذاریم یک‌دم دست روی دست وگرنه خون تو بر گردن ما تا قیامت هست اگر از زیر آوار خبر برخاستیم اینجا به دنبال تقاص خون تو هستیم سر تا پا به خونت، خواب این شب‌ها به چشم ما نمی‌آید برون از لانه خرس از ترس خشم ما نمی‌آید خیابان در خیابان را قرق کرده‌ست خون تو دهان غرق تهمت‌هایشان را بست خون تو تو آن نستوه، آن بشکوه، آن کوه، آن اَبَرمردی که ما را تا فراز قلّۀ تاریخ آوردی تو از بس رو به روی شمرها هیهات سر دادی به ما سربازهای خسته‌ات حتی جگر دادی پس از این، ماجرا طوری که گفتی فرق خواهد کرد نَمی از خون تو صد ناوشان را غرق خواهد کرد برای این‌که مرد ضربه‌های مهلکی باشیم به قول تو فقط بایست پشت هم یکی باشیم به عشق تو لباس رزم بر تن می‌کند ایران چراغ فتح را این‌بار روشن می‌کند ایران که ذکر حیدر از روی زبان ما نمی‌افتد که با یک بمب، سقف آسمان ما نمی‌افتد صدایت زنده در دل‌هاست، محکم می‌بَرد ما صدایت تا خود فتح المبین هم می‌بَرد ما را صدایت زنده است و قلب‌ها را زنده خواهد کرد جهان را روبه‌روی کفرها رزمنده خواهد کرد صدایت صبح این آدینه رجعت می‌کند آری جهان با آفتاب کعبه بیعت می‌کند آری 📝 @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 توصیه‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت ❤️رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند. 💻 Farsi.khamenei.ir
می‌جویی اگر رسم جوانمردان را بشنو ز امام، سیرت آنان را بی‌خواهش و دستِ طلبی بخشش کن تقدیم زمین تشنه کن باران را 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹صحیفۀ حُسن🔹 ای ماه آسمانی ماه خدا حسن! خورشید، مستمند تو از ابتدا حسن! روز نخست نقش جمال تو را كشید نقاش حُسن با قلم ابتدا حسن از شرم آفتابِ رُخَت، خُفت آفتاب در پشت كوه‌ها و پس ابرها حسن ترسم از این كه عقل، خدا خوانَدَت به جهل از بس كه دیده در تو جمال خدا حسن از كائنات نغمۀ آمین شود بلند دست تو تا بلند شود بر دعا حسن افكنده گل صحیفۀ حُسنت چو باغ گل از بوسه‌های پشت هم مصطفی حسن روح نبی، روان علی، قلب فاطمه گیرد به یک اشارۀ چشمت صفا حسن از صد هزار فیض مسیحا نكوتر است دردی كه با دعای تو گردد دوا حسن باب تو باب حاجت ارباب حاجت است ای عالمی به كوی تو حاجت‌روا حسن.. باید رسول و حیدر و زهرا شوند گوش تا ذات حق برای تو گوید ثنا حسن زوّار توست جان و رواقت بهشت دل باللَّه بُوَد مدینۀ تو قلب‌ها حسن گنجد چگونه عرش به یک گوشۀ بقیع؟ ای گوشه‌ای ز خاک تو عرش عُلا حسن روزی كه نیست روز تو باشد كدام روز؟ جایی كه نیست خاک تو باشد كجا؟ حسن صلح تو كرد روز معاویه را سیاه صبر تو داد دین خدا را بقا حسن از بامداد اول خلقت تو بوده‌ای بنیان‌گذار نهضت كرب‌وبلا حسن آل نبی تمام كریم‌اند و تو شدی مشهور در كرامت و لطف و عطا حسن خلق‌اند میهمان و تویی میزبان خلق ملک وجود آمده مهمان‌سرا حسن عمری اگر كه بند ز بندم جدا كنند حاشا كه لحظه‌ای ز تو گردم جدا حسن دشمن چو دید خُلق خوشت را به خنده گفت: غیر از تو كیست صاحب خلق خدا؟ حسن سوگند می‌خورم به خدا نیست ناامید هر كس كه آوَرَد به تو روی رجا حسن گر قاسمت به عرصۀ محشر قدم نهد بهر نجات خلق كند اكتفا حسن.. 📝 🌐shereheyat.ir/node/1440@ShereHeyat
علیه‌‌السلام 🔹سحرهای اشتیاق🔹 این خانواده آینه‌های خدایی‌اند در انتهای جادۀ بی‌انتهایی‌اند خیل ملک مقابلشان سجده می‌کنند این‌ها خدا نی‌اند ولیکن خدایی‌اند هرکس که می‌رسد سر اطعام می‌برند فرقی نمی‌کند که فقیران کجایی‌اند یک «السلام» و یک «و علیک السلام» سبز این‌ها همان مقدمۀ آشنایی‌اند... سوگند می‌خوریم که پروانه زاده‌ایم همسایۀ قدیمی این خانواده‌ایم :: تو آسمان جودی و ما یا کریم تو پرواز می‌کند دل ما تا حریم تو احساس می‌کنم به تو نزدیک می‌شوم وقتی که می‌وزد سر راهم نسیم تو وقت کرامت است که از راه آمده‌ست آن آشنای کوچه‌نشین قدیم تو... سوگند می‌دهیم خدا را در این سحر بر پینه‌های رحمت دست کریم تو ما را همیشه سائل دست شما کند ما را به زیر پای شما خاک پا کند... :: ای در هوای پاک نگاهت سلام‌ها نامت نداشت سابقه‌ای بین نام‌ها ای سبزی بهار خدا سیر می‌شوند از عطر سفره‌های حضورت مشام‌ها... در کوچه‌ات کسی به کسی جا نمی‌دهد مکثی نما به شوق چنین ازدحام‌ها سائل شدن کنار نگاه تو واجب است وقتی گدا به چشم تو دارد مقام‌ها تو سفره‌دار شهر خدا، ما گدای تو مثل کبوتریم و اسیر هوای تو :: آن‌کس که پیش پای شما خم نمی‌شود در خانۀ فرشته هم آدم نمی‌شود آقای من بدون توسل به نام تو حالی برای توبه فراهم نمی‌شود دست مرا بگیر و به سمت خدا ببر چیزی که از بزرگی‌تان کم نمی‌شود آرامش تو باعث طوفان کربلاست بی‌صلح تو قیام مُحَرم نمی‌شود... تا کربلا رسید صدای سکوت تو این قیل و قال‌ها به فدای سکوت تو :: ای از هزار حاتم طائی کریم‌تر لطف تو از تمام کریمان قدیم‌تر... تو ابتدای نسل طهورای کوثری هرکس حسودتر به تو باشد عقیم‌تر در این مسیر رو به خدایی ندیده‌ایم از رد پای گیوۀ تو مستقیم‌تر در کربلا به آینه‌ات سنگ می‌زنند هرکس شبیه‌تر به تو جرمش عظیم‌تر آقا تو در کلام خلاصه نمی‌شوی در حضرت و امام خلاصه نمی‌شوی 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1442@ShereHeyat
علیه‌السلام علیه‌السلام 🔹خطبه🔹 قلم چو کوه دماوند سخت و سنگین‌بار ورق کبوتر آتش گرفته‌ای تب‌دار زمانِ از تو نوشتن ورق کند پرواز زمانِ از تو سرودن قلم شود الوار زبان به مدح تو واکردن آنچنان سخت است که بین جمع کند یل به ضعف خود اقرار تو آنچنان که تویی روبروی آینه باش نه در مقابل این پای تا به سر زنگار کرامت تو به هر بیت، بیت خواهد داد مراست در پی هر یک، هزار استغفار.. روایتی‌ست شریف از کتاب القطره که قطره‌ای‌ست ز دریا و وصف توست بحار که بَر نِشاند تو را جای خویش بر منبر امیر قصر کلام و عمارت گفتار امام خطبه طلب کرد خطبه‌ای از تو ولیِّ راز طلب کرد سِرّی از اسرار تو بر بلندی کوه تواضع و تسلیم شبیه فاطمه در مشی و قول و حلم و وقار کسی ندیده چنین ماهتاب بر منبر کسی ندیده چنین آفتاب در انظار زبان به خطبه گشودی و مرتضی مدهوش شبیه عاشق و معشوق لحظۀ دیدار پس از ثنای الهی و نعت مصطفوی چه گوید آن‌که علی راست تاج ایل و تبار؟ علی‌ست باب الهی علی‌ست حصن حصین علی‌ست پرسش اول علی‌ست آخر کار موالیان علی مؤمن‌اند و گوهرقدر و منکران علی کافرند و بی‌مقدار چنان مدیح علی از زبان پاک حسن نشست بر دل کروبیان عرش‌سوار که مرتضی به تو بر زد صلا: «بِنَفسی اَنت» فدای لفظ تو جان نبی بگیر قرار فدای تو پدر و مادرم که فضل تو را هزار لوح و مُجَلّد نیاورد به شمار ثنای حُسن تو گفتن بهشت شاعرهاست ثنای حُسن تو گفته‌ست حیدر کرار 📝 🌐shereheyat.ir/node/5293@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹معزّ المؤمنین🔹 سیاست داشت، اما مثل حیدر بود در میدان که تیغ تیز میدان می‌دهد سَیّاس را برهان سراسر عزت و فتح است و باطل کردن نیرنگ اگر هم بسته باشد مجتبی با دشمنش پیمان.. حسن تنها نه در منزل اسیر حیلۀ زن بود که بین لشکر خود بود تنها بین نامردان حسن البته تنها نیست وقتی در کنار او حسین و زینبش هستند با عباس یک گردان به بازو حرز حیدر، بر سرش عمامۀ احمد به روی لب همیشه ذکر مادر داشت تا پایان بپرس از کوچه‌ها بعد از علی‌بن‌ابی‌طالب کدامین شانه در تاریکی شب می‌بَرَد اَنبان؟ کسی که گرد فرشش را تبرک می‌برد جبریل نشسته با موالی روی خاک و خورده آب و نان مُعزّ المؤمنین است او بپرس از مردم نجران کریم اهل‌بیت است او بپرس از سورۀ انسان.. 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5312@ShereHeyat
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر در ولای آل علی صرف می‌شود از خیر عمر بگذر و بگذار بگذرد 📹 شعرخوانی استاد محمدعلی مجاهدی در آخرین دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب (اسفندماه۱۴۰۳) ✅ @ShereHeyat