eitaa logo
شعر هیأت
14.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
253 ویدیو
28 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔹بی‌کرانۀ دریا🔹 بدون بودن تو رنج بی‌حساب منم شکسته خسته منم، خلسه خلسه خواب منم چقدر بی‌تو حقیرم، چقدر هیچم و پوچ که بی‌کرانۀ دریا تویی، حباب منم تو آفتابی و من ماه هم اگر باشم همیشه تشنۀ یک جرعه آفتاب منم دلم شکسته و آمادۀ پذیرایی‌ست بیا که صاحب این خانۀ خراب منم اگر سؤال کنی کیست بی‌پناه‌ترین؟ دو قطره شرم فرو می‌چکد، جواب منم «اگر قبول کنی، ور برانی از بر خویش» مراد من نظر توست، مستجاب منم اگر ببخشی، شایستۀ گذشت تویی اگر عذاب کنی، لایق عذاب منم کجاست؟ آن که مرا تا خدا رساند کیست؟ و با صدای علی می‌رسد خطاب: منم 📝 @ShereHeyat
🔹سحرهای تازه🔹 بیا بشنو امشب خبرهای تازه خبر می‌دهند از سفرهای تازه بیا فکر کن بعد از این ای کبوتر به پرواز با بال و پرهای تازه.. بیا عاشقی کن همین لحظه‌ها را که معشوق دارد نظرهای تازه که امشب بگیرند حکم شکفتن در این باغ، خونین‌جگرهای تازه.. تو هم کربلایی شو ای دل بیارای شبت را به شمس و قمرهای تازه از این کهنگی‌ها رها باش و در خود ببین بعد از امشب، سحرهای تازه 📝 @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 توصیه‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت ❤️رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند. 💻 Farsi.khamenei.ir
منشق شده ماه از جبین در شب قدر خورشید به خون نشسته بین در شب قدر زخم است به سر گرفته، جای قرآن تقدیر علی‌ست این چنین در شب قدر... 📝 🏷 علیه‌السلام ✅ @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹لحظه‌های مقدر🔹 در جان به‌جز جوانۀ باور نداشتی ای آن‌که در شکوه، برابر نداشتی رنگی نمی‌گرفت به خود باغ‌ها اگر این‌قدر جلوه‌های معطر نداشتی آری! تو در مقام فنا نیز از خودت جز انتظار فتح مکرر نداشتی مشتاق یاری‌اند تو را آسمانیان باور نمی‌کنیم که یاور نداشتی با من بگو کدام پیمبر کتاب داشت یا خواند حکمتی و تو از بر نداشتی؟! ای آن‌که سر نهاده جهانی به پای تو یک بار هم به بالش پَر سر نداشتی طوری گرفت هُرم تو دست عقیل را انگار غیر عدل، برادر نداشتی آن شب کنار سفرۀ افطارِ دخترت جز شوق لحظه‌های مقدر نداشتی ای زخمیِ تبار نمک‌ناشناس‌ها غیر از نمک ز سفره چرا برنداشتی؟ :: ای دل! خجل مباش که ابیات درخوری در مدح آن حقیقت برتر نداشتی تو پی به راز سورۀ کوثر نبرده‌ای تو غیر چند واژۀ ابتر نداشتی 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹جهان نگران🔹 آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را انگار که می‌دید نماز پس از آن را قد قامت...قد قامت... قد قامت دیدار در حی علی خیرِ عمل دید نهان را تسبیح به دست چپ و قرآن به کف راست آماده که تسلیم نماید سر و جان را این عطر صلات است؟ نه، عطر صلوات است خوشبو به گل نام نبی کرد دهان را! اکنون به نماز آمده این مردتر از مرد انگار که در دست گرفته‌ست زمان را آن سایه که شمشیر کشیده‌ست، ندیده‌ست در پشت سر عشق، جهانی نگران را؟ این سجده همان سجدۀ سرخ است که باید از قدر تو لبریز نماید رمضان را محراب به خون شسته شد و مسجد کوفه از حادثه‌ای سرخ خبر داد جهان را! 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2632@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹آه🔹 تیغی فرود آمد و فرقت شکست آه فرقت شکست و موی تو در خون نشست آه خون قطره قطره از تب پیشانی‌ات گذشت چشم تو را در آن سحر تیره بست آه... زخم سرت عمیق شد اما تو را نکشت آری تو را که طاقت این درد هست، آه از آن دمی که ماه تو در خاک و خون نشست در بین کوچه آینۀ تو شکست آه زخم دل تو سر زد و جان تو را گرفت زخمی که بر نداشت دمی از تو دست آه حالا دوباره همدم زهرای خود شدی دیگر بس است ناله و دیگر بس است آه 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2634@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹تو حاضری🔹 گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی گاهی اگر در چاه، مانند پدر، آه اندوه مادر را حکایت کرده باشی گاهی اگر زیر درختان مدینه بعد از زیارت، استراحت کرده باشی گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا آیینه‌‌ای را غرق حیرت کرده باشی در سال‌های سال، دوری و صبوری چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی حتی اگر بی‌آن‌ که مشتاقان بدانند گاهی نمازی را امامت کرده باشی یا در لباس ناشناسی در شب قدر از خود حدیثی را روایت کرده باشی یا در میان کوچه‌های تنگ و خسته نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی پس بوده‌ای و هستی و می‌آیی از راه تا حق دل‌ها را رعایت کرده باشی پس مردمک‌های نگاه ما عقیم‌اند تو حاضری بی‌آن که غیبت کرده باشی! 📝 🌐 shereheyat.ir/node/263@ShereHeyat
🔹مهربان‌ترین🔹 کابوس نیست اینکه من از خود فراری‌ام عینِ خودِ عذاب شده بی‌قراری‌ام لب‌تشنه‌تر ز بوتۀ خشکیده در کویر چشم انتظار بارش ابر بهاری‌ام در شأن کبریایی تو نیست ای لطیف راضی شوی که خلق ببینند خواری‌ام تو مهربان‌ترینی و والاتر از همه بگذر ز من! به حقِّ همین اشکِ جاری‌ام.. آنی مرا رها کنی از دست رفته‌ام محبوب من! به دست چه کس می‌سپاری‌ام؟ با آن‌که در گناه و بدی غوطه‌ور شدم من حاضرم قسم بخورم دوست داری‌ام ای یارِ آنکه جز تو ندارد رفیق و یار می‌خواهم از تو با همۀ شرمساری‌ام - - لا یمکن الفرار... مبادا خدای من! یک آن مرا به حال خودم واگذاری‌ام 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2227@ShereHeyat
بیا سنگینیِ بارِ گناهم را نبین امشب مقدّر کن برایم بهترین‌ها را همین امشب برای استجابت فرصتی بهتر نخواهم یافت گره خورده‌ست احیا با امیرالمؤمنین امشب تمام عمر با خود، گرمِ جنگی تن به تن بودم به دیدارت می‌آیم از جدالی سهمگین امشب پناهِ من همین سجاده و تسبیح و قرآن است نگاهی کن به این درماندۀ گوشه‌نشین امشب شب قدر است و جا خوش کرده بغضی در گلوی من مقدّر می‌شود آیا برایم اربعین امشب؟ به فردایم امیدی نیست، اکنون دستگیری کن همین حالا، همین حالا، همین امشب، همین امشب 📝 🌐 shereheyat.ir/node/4657@ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹سخت‌ترین امتحان🔹 برخیز! هان! که معرکهٔ امتحان رسید بشنو! که بانگ ماتم آخرزمان رسید بنگر که باز حضرت زهرا به سوی خاک با اشک و آه از حرم آسمان رسید آیا حسین بار دگر سربریده شد؟ کآه و فغان به خیمهٔ کرّوبیان رسید؟ فرق علی‌ست در رمضان باز خون‌چکان؟ کاین‌گونه زلزله به زمین و زمان رسید؟ خون گریه کن که موسم آسودگی گذشت فریاد کن که صبر محمد به جان رسید آن ترسِ کهنه‌ای که به دل بود سال‌ها خاکم به سر، به عالم امکان همان رسید خاکم به سر که از تن ما سر نرفت و آه تیغ ستم به نائب صاحب‌زمان رسید وآنگه شرار نسل‌کشان و حرامیان سوزنده تا به مدرسهٔ کودکان رسید یک چشم سوی دشمن و یک چشم بر خیام آوَخ چه‌ها کشید دم واپسین امام :: برخیز! هان! که حیدر کرار کشته شد شیرخدا، دوباره، دگربار کشته شد ای انتقام! خیز! که رهبر ز پا نشست ای کاروان! بمان! که جلودار کشته شد آری علی دوباره و در ماه روزه باز با دست خصم قاتل خون‌خوار کشته شد در جنگ تن‌به‌تن نه و با آگهی... که باز از پشت سر به خنجر غدار کشته شد.. گفتند: «خانه بود مگر؟» آه، باز هم در زیر بار تهمت اغیار کشته شد می‌شد نهان شود، بگریزد، ولی امام مردانه در میانهٔ پیکار کشته شد از مرگ خویش آگه و با قتل خویش شاد آنَک به شوق لحظهٔ دیدار کشته شد یک جو هم از خزانهٔ دنیایتان نخواست او که به دست قوم رباخوار کشته شد این بس، برای پاکی آن لاله‌گون‌عبا شد کشته با درندگی اشقی‌الاشقیا :: برخیز! هان! که همهمهٔ کربلا به‌پاست شور نشور و دمدمهٔ ابتلا به‌پاست برخیز! هان! که زینب کبراست نوحه‌خوان برخیز! هان! که ولولهٔ نی‌نوا به‌پاست «باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ باز این چه رستخیز» که در کوچه‌ها به‌پاست؟ از نو صدای هلهلهٔ کوفیان رسد خاکم به سر، عزای شه اولیا به‌پاست از نو حسین تشنه‌لبان کشته شد، هلا! بار دگر حماسهٔ خون خدا به‌پاست تنها نه و دوباره به همراه کودکش خون گریه کن که ماتم آل‌عبا به‌پاست از نو علی اصغر و از نو رقیه... آه بر سر بزن که معرکهٔ اشقیا به‌پاست یک عمر دم زدید گر از یاری حسین نَک آزمون دعویِ «یا لَیتَنا» به‌پاست نامرد تا ز مرد شناسد امام عصر آنَک دوباره محشر «قالوا بلی» به‌پاست بر ذوالفقارِ خشم، زده تکیه، ندبه‌خوان فرماندهِ زمین و زمان، صاحب‌الزمان :: مهدی بیا که مشرق و مغرب خراب شد هنگام انتقام و شب انقلاب شد مهدی بیا که زلزلهٔ واپسین رسید مهدی بیا که ساعت روز حساب شد مهدی بیا که برفِ نشسته به کوهِ پیر با خونِ آفتابِ شفق در خضاب شد شد بی‌حساب کار جهان، بی‌کتاب هم مهدی بیا که وقت حساب و کتاب شد پر شد بساط خاک ز خوناب ظلم و‌ جور هنگام عدل و وقت سؤال و جواب شد زنجیر پاره کرده سگ هار آشکار مهدی بیا که جهل جهان بی‌حجاب شد حشر وحوش و دولت دیوان و کین کفر ای ذوالفقار! وقت نزول عذاب شد دردا! چه شد که سنگ‌دلان شادمان شدند؟ وایا! چه شد که باز دل سنگ آب شد؟ افتاد روی خاک علمدار لشکرت مهدی بیا که تیره رخ ماهتاب شد این‌بار جای آب، علمدار مهربان می‌خواست آفتاب رساند به کودکان :: ای دل بیا که صیحهٔ آخرزمان رسید فصل شروع سخت‌ترین امتحان رسید وایا اگر خموشی و افسرده باز هم! برخیز! هان! که نوبت ایرانیان رسید دیو سپید بین که پس از قرن‌ها سکوت او را زمان غرش آتشفشان رسید بنگر شکوه کوه دماوند را که چون از دامنش هزار جحیمِ جهان رسید آتشفشان خشم خداوند ذوالجلال همچون شهاب و‌ صاعقه از لامکان رسید این لشکر امام زمان است در زمین این نصرت خداست که از آسمان رسید این فرصت دوبارهٔ انسانِ دهر بود آنَک به جسم مردهٔ ایام جان رسید برقِ مهیبِ تیغِ‌سواری در آسمان تا آخرین ستارهٔ این کهکشان رسید آیا تو هم شنیدی و آیا درست بود؟ از سمت مکه بود صدای اذان رسید؟ اکنون که پیش تاخت از این کاروان «ولی» ماییم و تیغ و دشمن و فریادِ «یا علی» 📝 @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹ندای قیام🔹 شبِ ستیز، شبِ آذرخش و طوفان است شب است و کوه دماوند آتش‌افشان است شب است و از نفسِ شب گدازه می‌جوشد شب است و از تنِ شب خون تازه می‌جوشد شب است و شعله‌کشان است شور خون‌خواهی تنوره می‌کشد از جان تنور خون‌خواهی ز هر کرانه ندای قیام خاسته است به خواستاری خون امام خاسته است قسم به شعشعۀ نور در پگاهِ نَبَرد که خصم درنَبَرَد جان به گرمگاهِ نَبَرد.. به خشم و شعله، زمین شور نینوا دارد امام خامنه‌ای دیده بر شما دارد شما که راه‌نوردانِ آسمان بودید شما که در همۀ قرن قهرمان بودید مسلّم است که میدان تهی نخواهد ماند به شب دوباره خیابان تهی نخواهد ماند سلام ای یلِ نام‌آورِ شهید! سلام امام خامنه‌ای، رهبر شهید! سلام ببین که شعلۀ خشمیم و تیغ شمشیریم قسم به خون شما انتقام می‌گیریم 📝 @ShereHeyat