#هشتم_شوال
#بقیع
#غزل
🔹فانوس شرم ماه🔹
اینجا نشانی از نگاه آشنایی نیست
یا از صدای آشنایی، ردّ پایی نیست
طوفانی از اندوه، دلتنگی، پریشانی
جاریست در این دشت، اما ناخدایی نیست
مرزی فراتر از زمین و آسمان دارد
بیوسعت این خاک، گویا ماورایی نیست!
قندیل آه عاشقان، فانوس شرم ماه
مشتی ستاره، بیش از اینش روشنایی نیست
در غربت این دشت، اما آنچه میپیچد
تنها هیاهوی سکوت است و صدایی نیست
هر یک بقیع کوچکی در سینهمان داریم
ماییم و اندوهی که آن را آشنایی نیست
بر شانههای غربت ما، زخم میروید
زخمی که او را ابتدا و انتهایی نیست
ماییم و ارث چارده قرنِ عزا، آری!
غمگینتر از این قصه، گویا ماجرایی نیست
در شعلههای شرم میپیچم که میبینم
شعرم به یاد غربتش، شعر رسایی نیست
📝 #سیدمهدی_حسینی_رکنآبادی
🌐 shereheyat.ir/node/3930
✅ @ShereHeyat
نور و اخلاص و سجده و فرقان بود
نصر و یاسین و فتح و اَلرّحمان بود
تنها نه فقط دم شهادت، یک عمر
هر لحظهٔ تو تلاوت قرآن بود
📝 #یوسف_رحیمی
🏷 #رهبر_شهید | #امام_خامنهای رضواناللهعلیه
✅ @ShereHeyat
#رهبر_شهید
#امام_خامنهای رضواناللهعلیه
#مثنوی
🔹والصبح...🔹
سرخ است افق، خون تو پاشیده بر افلاک؟
یا پرچم صبح است همین پیرهن چاک؟
دیدیم شبیخون زده بر شام پریشان
والصبح که جاری شده بر آن لب عطشان
ما را غم تو کشت و حیات ابدی داد
وآن مشت گره کرده که شد جرأت فریاد
لا گفتی و الّا شدی ای قامت توحید!
ای خون تو جوشندهتر از چشمهٔ خورشید!
یادیست پر از زمزمه و خاطره یادت
محبوب شهیدانی و معشوق شهادت!
ای چشمهٔ بیتاب حیات، ای عطش سرخ!
دل بردهای از آب حیات، ای عطش سرخ!
عشاق تو دلتنگترین لشکر عالم
آواز «لثارات» برآرند دمادم
کِی تن به ستم میدهد و دست به اَعدا
نسلی که تو را دید و شنید از تو رجزها:
بیعت نکند مثل من و دست یزیدی
رفتی و چنین گفت شهیدی به شهیدی...
ای خون تو جوشندهتر از چشمهٔ خورشید
یورِش ببر اینک به شب خستهٔ تردید
ما پا به رکابیم پدر! تا برسد یار
ای رجعت تو نابترین لحظهٔ دیدار!
📝 #محمدمهدی_سیار
✅ @ShereHeyat
📜 پنجاه روز تنهایی
(توبیخ کعب بن مالک در ماجرای غزوۀ تبوک)
🔹مسلمانان آماده میشدند تا برای مقابله با لشکر روم به سوی شامات حرکت کنند. فاصلۀ بین مدینه تا محل تحرکات دشمن مسافت کوتاهی نبود و نیاز بود تا لشکر اسلام به طور کامل تجهیز شود. از طرف دیگر آمادگی شخصی و رسیدگی به امورات خانه و زندگی مثل تهیه آذوقه و هیزم، چیدن محصولات کشاورزی و... مواردی بود که پیش از حرکت باید تعیین تکلیف میشد. با تمام سختیها، سپاه اسلام به سمت تبوک به راه افتاد و برای همین مشکلات بود که آن را «جیش العسرة» نامیدند، یعنی لشکری که برای آمادگی با سختیهای متعددی مواجه بود.
🔸کسانی که تمکن مالی برای تهیه مرکب، ابزار جنگ و آذوقۀ سفر نداشتند همراه با افراد سالخورده، زنان و کودکان در مدینه ماندند و خداوند متعال در آیۀ ۹۱ و ۹۲ سورۀ توبه جهاد را از ذمّۀ آنها برداشت. گروهی نیز بودند که با آوردن بهانههای واهی از همراهی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) سر باز زدند. این گروه که خداوند در آیات ۴۹، ۹۵ و ۹۶ سورۀ توبه آنها را به عذاب الهی وعده داده، منافقینی بودند که همواره در صدد ضربه زدن به اساس اسلام بودند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) برای دفع فتنۀ منافقین، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را به عنوان جانشین خود در مدینه تعیین کرد. فتنهانگیزی منافقین در نبود پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بیشتر شد ولی با تدابیر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) کاری از پیش نبردند.
🔹دستۀ سومی نیز با اینکه توانایی مالی برای شرکت در جنگ را داشتند اما به دلیل سهلانگاری در رسیدگی به امور و امروز و فردا کردن از مشایعت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) جا ماندند. حتی بعد از عزیمت سپاه اسلام نیز آنقدر کارها را پشت گوش انداختند تا زمان از دست رفت و نتوانستند خود را در میان راه به سایر مجاهدان ملحق کنند. برای همین دیگر از رفتن مأیوس شده و در مدینه ماندند. این دسته عبارت بودند از سه تن: کعب بن مالک، هلال بن امیه و مرارة بن ربیع.
🔸کعب شاعری است که در جنگها و وقایع پیش از تبوک به پشتیبانی همهجانبه از پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) برخاسته بود و این حمایت به قدری چشمگیر است که در تاریخ ادبیات عرب از او در کنار حسّان بن ثابت و عبدالله بن رواحه به شاعرالرسول(صلیاللهعلیهوآله) یاد میکنند. حضور شاعری مانند کعب در تبوک حائز اهمیت و نبودش محسوس بود. در این لشکرکشی سایر مجاهدان حضور داشتند و نبود چند نفر به چشم نمیآمد اما با این حال پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) از مسلمانان سراغ کعب را گرفتند.
🔹بین سپاه اسلام و روم در نهایت جنگی رخ نداد اما همین حرکت به سمت دشمن و عقب راندن او، آثار روانی مثبتی داشت. وقتی سپاه اسلام به مدینه بازگشت این سه تن برای عرض معذرت و بیان عذر تقصیر به محضر پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) رسیدند اما با برخورد سرد پیامبر رحمت(صلیاللهعلیهوآله) مواجه شدند. حضرت نه به آنها اعتنایی کردند و نه با آنها صحبتی داشتند. به مسلمانان نیز فرمودند که با این سه تن قطع ارتباط کنند تا وحی الهی در مورد آنها نازل شود.
نه در شهر و نه در خانه کسی حق همصحبتی با آنها را نداشت. شیوۀ تأدیب پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) مخصوصا برای شاعری مثل کعب بسیار سنگین بود. عذاب بیشتر از این، که شاعر باشی اما نه کسی تمایلی به شنیدن اشعارت داشته باشد و نه حتی اجازۀ تکلم با تو را!
🔸روزها به دامن عفو الهی متوسل میشدند و شبها را با ندبه و زاری صبح میکردند اما هیچ فرجی حاصل نمیشد. نبود همصحبت مانند موریانه روح و روان آنها را میخورد و انزوا و تنهایی کار این سه نفر را به جنون کشانده بود. دیگر توان ماندن در خانه را نداشتند. آشفتهتر از همیشه سر به کوه و بیابان گذاشتند و هر کدام در گوشهای از کوه با توبه و انابه خود را سرزنش میکردند و روح بیقرارشان را تسلی میدادند.
🔹پنجاه روز به همین روال گذشت تا بالاخره آیۀ ۱۱۸ سورۀ توبه نازل شد: «وَ عَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَ ضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ و رحمت خدا شامل حال آن سه نفری شد که با تساهل از شرکت در جنگ بازمانده بودند و مسلمانان به دستور پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) با آنان قطع رابطه کردند. تا جایی که زمین با همۀ وسعتش بر آنان تنگ شد و از شدت غصه و عذاب وجدان، دلهایشان نیز در مضیقه قرار گرفت. و دانستند که هیچ پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست. پس خدا به رحمتش بر آنان توجه کرد تا توبه کنند زیرا خدا بسیار توبهپذیر و مهربان است.»
🔸آیه از شدت این تأدیب و عذاب روحی پرده برمیدارد و بیان میکند چگونه رحمت الهی آنها را از جهنمی که برای خود ساخته بودند نجات داد. همه فهمیدند سزای کسی که در امر جهاد سهلانگاری کند توبیخ است، حتی اگر گذشتۀ درخشانی داشته باشد، حتی اگر شاعرالرسول(صلیاللهعلیهوآله) باشد.
✍🏻 #عباس_همتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📜 منابع:
۱. التبيان فی تفسير القرآن، ج۵، ص۳۱۵.
۲. تفسیر قمی، ج۱، ص۲۹۶.
۳. تفسیر اهلبیت، ج۶، ص۳۷۲.
۴. مجمع البيان فی تفسير القرآن، ج۵، ص۱۲۰.
۵. جامع البيان، ج۱۴، ص۵۴۲.
۶. السیرة النبوية، ج۴، ص۹۵۸.
۷. الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۸۲.
✅ @ShereHeyat
#شعر_اعتراض
#ساکتان_جنگ
#چارپاره
🔹تو و سکوت؟🔹
سلام شاعر هیأت! تو و سکوت؟ چرا؟
دلم برای تو و شعرهای تو تنگ است
برای مردم شهر از حماسهها بنویس!
جهان کفر و یهود است و بر سر جنگ است
میان جمعیت بیشمار این هیأت
کجا نشستهای و ساکتی چرا ای دوست؟
کجاست زمزمههایت که دلنشنین بودند؟
نه شعر از تو شنیدیم، نه صدا ای دوست!
به جملهٔ «لعَن اللّه اُمّتاً سمِعَت...»
کمی درنگ کن و بعد قصهٔ: «رضیَت...»
برای مردم شَهرت بیا و شعر بخوان
بگو شکوه جهاد است، شعر هیأتیات
تمام شهر شده موکب حماسه و اشک
بیا به هیأت آمادگاه منتظران
به سوگ دخترکان شهید مینابی
کمی حماسه، سپس روضهٔ رقیه بخوان
دویست دختر رعنا، پری دریایی
میان مدرسهای بیپناه کشته شدند
بپرس از خودت ای روضهخوان عاشورا
که کودکان به کدامین گناه کشته شدند؟
چقدر زمزمه خواندی به یاد طفل رباب
چقدر ضجه زدی در میان هرولهها
رسیدهایم به طفل سهروزه در این رزم
سهشعبههای مدرن و جنون حرملهها
بپرس از خودت آیا که خوابی یا بیدار
پس از تلاوت آیات سورهٔ زلزال
ببین که تجربه کردند مردم مظلوم
در این سه چار دهه، چند روضهٔ گودال؟
به گریههای علی فکر کن! دلیلش چیست؟
شنید خلخال از پای دختری بردند
و گفت: مردم! از این غصه کیست جان بدهد؟
و با سکوت، دلش را چگونه آزردند...
ببین که چله گرفتند مردم این شهر
که هرشب است شب قدر و چشمشان بیدار
تجسم همهٔ زخمهای تاریخ است
سکوت شاعر و مداح هیأت سکولار
هنوز هم که هنوز است خوب یادم هست
که مهر زد به دهان تو فتنهٔ دگران
نداشت شعر تو آیات سورهٔ طوفان
میان موج شعار «نه غزه نه لبنان»
رفیق هیأتی من! چقدر دلتنگم
برای شعر تو و آن صدای سرشارت
بخوان که از تو فقط این صداست میماند
که تیغ زندگی و مرگ توست اشعارت
که بود گفت... - اگرچه بنا به توهین نیست-
که گفت: کربوبلا جای بیهدفها نیست
درست گفت ادبیات ما مقاومت است
میان هیأتِ ما جای بیطرفها نیست
ببین خیابانها هیأتی بزرگ شده
تمام شهر پر از ذکر «یالثارات» است
اگرچه شمر و شبث، تیغ بیعت آوردند
گلوی شهر پر از خون سرخ هیهات است...
✍🏻 #سیدمهدی_حسینی_رکنآبادی
✅ @ShereHeyat
هنوز این شور، شور گرمسیریست
هنوز این سنج و دمامِ دلیریست
حرامیهای آمریکا بدانند
هنوز این تنگه، دست تنگسیریست
📝 #میلاد_عرفانپور
🏷 #سردار_شهید_تنگسیری
✅ @ShereHeyat
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خاک که شور گرمسیری دارد
در سینه صلابت و دلیری دارد
آمادهٔ پیکار، ببین صف در صف
این خطه هزار تنگسیری دارد
📝 #حیدر_منصوری
🏷 #سردار_شهید_تنگسیری
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#غزل
🔹لشکر یاران🔹
بعدِ بمب دشمنان، رعدی زد و باران رسید
گفتم ای همسنگران، نیروی پشتیبان رسید!
ما به امید خدا، دشمن به امید خود است
کی شود با اسب چوبین تا دژ یزدان رسید؟
ابر اگر دیدید، خوش باشید: او یک لشکر است
گر نسیم آمد، چنین گویید: یک گردان رسید
چشم ما لبریز اشک و ناگهان باران گرفت...
پس به استقبال یاران، لشکر یاران رسید
با شهیدان خدا، آغاز شد این ماجرا
پس یقیناً میشود تا قله، تا پایان رسید
بر خیام شکّ و اردوگاه کفر و خیل جهل
وای از روزی که بانگ جبههٔ ایمان رسید
آنهمه تکبیرها کز کودکی سر دادهایم
منجنیق مرگ شد، تا لانهٔ شیطان رسید
طعنه و رنج و جراحت بس، که از قعر تنور
دل قوی دارید -ای دریادلان- طوفان رسید
ناوها و دیوها بگریختند از مرز ما
تا نسیمِ بادبانِ نوحِ کشتیبان رسید
کوچههای زنده از نام شهیدان، این زمان
لشکر فریادشان تا سنگر میدان رسید
از پسِ چلسال صبر، اینک زمان انتقام
چون زمام روزگاران، در کف انسان رسید
صلح؟ سازش؟ صبر؟ آتشبس؟ غرامت؟ نه عزیز!
تازه این شمشیر دست مردم ایران رسید
📝 #حسن_صنوبری
✅ @ShereHeyat
سرو است و به ایستادگی متهم است
از شش جهت آماج هزاران ستم است
شعرم همه ارزانی این یک مصراع:
«جمهوری اسلامی ایران، حرم است»
📝 #میلاد_عرفانپور
🏷 #شعر_پایداری | #جمهوری_اسلامی
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#ایران_اسلامی
#قصیده
🔹ملت مبعوث🔹
از تنگهٔ هرمز بگو، از رد شدن هرگز
با هر که خواهی صلح کن، با بیوطن هرگز
خون امام ما به ما آموخت؛ جز با تیغ
حرفی نباید گفت با پیمانشکن هرگز
از داغ آقا سوختیم، آتش به جان داریم
دیگر از آتشبس نگو با ما سخن هرگز
ما قوم سلمانیم و از نسل سلیمانی
باکی نداریم از نثار جان و تن هرگز
ای ملت مبعوث! این «اللهُ اکبر»ها
کم نیست از سجیلهای نقطهزن هرگز
از پای لانچر تا خیابان، مرد میدانیم
فرقی ندارد پیر و برنا، مرد و زن هرگز
بر پرچم ما اسم اعظم حک شده با خون
میافتد این پرچم به دست اهرمن؟ هرگز
پایین میآید آخر آیا پرچم ایران؟
جز آن زمانی که شود ما را کفن، هرگز
ای دل! «حسینِ فاطمه» آغوش وا کرده
برخیز! «عابس» شو، نمان در پیرهن هرگز
عزت در «ایران حسینی» میشود معنی
مرگ آری، اما زیر ذلت زیستن هرگز
بی برق و آب و گاز، حتی بی هوا؛ سهل است
یک لحظه اما زندگانی بی وطن؛ هرگز
صهیون گریزان است از خیبرشکن؟ بدجور
ایران هراسی دارد از سنگرشکن؟ هرگز
هر قوم از اسطورههایش درس میگیرد
خائن یهودا بود، اما تهمتن هرگز
ما عشق ایرانیم، چشم اما نمیبندیم
بر روی لبنان و فلسطین و یمن هرگز
موسی جلودار است، از فرعون باکی نیست
تا راهبر داریم، بیم از راهزن هرگز
از حملهٔ تاتارِ شرق و بربرِ غربی
زخمی شد، اما خم نشد سرو کهن هرگز
از ترس استکبار زانو زد جهان، اما
جمهوری اسلامی ایران من هرگز
گر یار دشمن چار سوی عالم کفر است
ایران نخواهد یاوری جز پنجتن هرگز
مولای ما! دریاب ایران را که این ملت
یاری ندارد جز شما «یابنالحسن»! هرگز
📝 #محمود_حبیبی_کسبی
✅ @ShereHeyat
تا صبح ظهور این بهاران باقیست
عطر نفس پیر جماران باقیست
فانی بشود هرچه در این عالم، باز
جمهوری اسلامی ایران باقیست
📝 #سیدمسیح_شاهچراغ
🏷 #شعر_پایداری | #جمهوری_اسلامی
✅ @ShereHeyat