eitaa logo
شعر هیأت
14.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
253 ویدیو
28 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔹عطر سیب🔹 صبح صادق که می‌دمد دل من سر خوش از بادۀ حضور شود از تماشای جلوه‌زار پگاه مثل آیینه غرق نور شود نغمۀ آسمانی توحید می‌شود در فضا طنین‌انداز می‌پرد باز پلک دل که: خدا کرده درهای آسمان را باز می‌وزد از مناره عطر اذان سمتِ این بارگاه نورانی دل من با فرشتگان خدا می‌پرد در فضای روحانی به نماز ایستاده مُلک و مَلَک اقتدا می‌کنم به حضرت او جانم از شوق دوست سرشار است دلم از گرمی محبّت او آسمان و زمین به وقت قنوت با من «أمّن یجیب» می‌خواند فارغ از خویش و فارغ از عالم دل من از حبیب می‌خواند بیشتر از همیشه صحن و رواق از شمیم حبیب سرشار است حرمش بوی کربلا دارد بس‌که از عطر سیب سرشار است رنگ و بوی حسین را دارد فطرت پاک او اگر حسنی‌ست از فروزنده گوهرش پیدا‌ست که تبار عقیق او یمنی‌ست... در مدارش به گردش آورده‌ست آفتاب وِلا سه اختر را قدر او، حُرمت دگر بخشید «حمزه» و «طاهر» و «مطهّر» را از سه خورشید، نور می‌گیرد حرم با شکوه این وادی حجّت هشتم و امام نهم وز عنایات حضرت هادی طائر پر شکستۀ ‌دل من شده عمری کبوتر حرمش مهرش از جان ما مبادا دور وز دل ما جدا مباد غمش 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1129@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹نگین ری🔹 از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت خواندند اهل معرفت او را «نگین ری» با آن‌که نام و شهرت «عبدالعظیم» داشت از شهربند رنج و غم، آزاد می‌شود هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت این یاس گلشن «حسن»، این عاشق «حسین» با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت گل‌واژۀ حدیث از آ‌ن لعل جان‌فزا عطر بهار وحی و صفای نسیم داشت از محضر سه حجّت معصوم فیض برد یعنی که ره به چشمۀ فوز عظیم داشت مثل کبوتران حرم‌خانۀ «رضا» روحی در آستان ولایت مقیم داشت شاگرد پاک‌باختۀ مکتب «جواد» دستی پر از کرامت و طبعی کریم داشت از پرتو هدایت «هادی» اهل بیت راهی به آستان خدای رحیم داشت ایمان خویش را به امامش ارائه کرد با آن‌که جان روشن و قلب سلیم داشت... طور تجلّی سه امام هُمام را او درک کرده بود و مقام کلیم داشت شب تا به صبح شعر «شفق» را مرور کرد مرغ سحر که زمزمۀ «یا کریم» داشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1128@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹باران گرفته است🔹 رود از جناب دریا فرمان گرفته است یعنی دوباره راه بیابان گرفته است تا حرف آب را برساند به گوش خاک در عین وصل، رخصت هجران گرفته است... تجدید نوبهار به باران رحمت است باران، که خوی حضرت رحمان گرفته است ای تشنگانِ شهرِ فراموش! خواب نیست آری، حقیقت است که باران گرفته است بر جاده‌های یخ‌زده این ردّ گامِ کیست؟ این بیرق از کجاست که جولان گرفته است؟ بوی مدینه می‌وزد، این شور از کجاست؟ آیا رضاست راه خراسان گرفته است؟ بر کشتیِ نجات بگوییدمان که کیست این ناخدا که دست به سکّان گرفته است؟ ری کربلاست یا تو حسینی که هجرتت بغداد را چو شام گریبان گرفته است؟ ری خاکِ مرده بود، بگو کیستی مگر کاینک به ضرب گام شما جان گرفته است ایران به دستِ تیغ مسلمان نشد، که حق این خاک را به قوّتِ برهان گرفته است برهان تویی، که آینه‌واری امام را نه نایبی که حکم ز سلطان گرفته است پیغام غیبت است که انشاد می‌کنی در نوبتِ حضور که پایان گرفته است غیبت حضورِ عالم غیب است، وز نهان خورشید سایه بر سر انسان گرفته است ری پایتخت عشق علی شد، چنان‌که قم عشقی که بال بر سر ایران گرفته است... یا سیّدالکریم! نگاهِ عنایتی تهران تو را دو دست به دامان گرفته است از تشنگانِ شهرِ فراموش یاد کن تا بشنویم باز که باران گرفته است 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3172@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹آیینهٔ عبرت🔹 چشم وا کن اُحُد آیینهٔ عبرت شده است دشمن باخته بر جنگ مسلط شده است آن که انگیزه‌اش از جنگ، غنیمت باشد با خبر نیست که طاعت به اطاعت باشد داد و بیداد که در قلب طلا آهن بود چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود داد و بیداد برادر که برادر تنهاست جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست یک به یک در ملأ عام و نهانی رفتند همه دنبال فلانی و فلانی رفتند همه رفتند غمی نیست علی می‌ماند جای سالم به تنش نیست ولی می‌ماند در دل جنگ کجا خار و خسی می‌ماند؟ جگر حمزه اگر داشت کسی می‌ماند مرد مولاست که تا لحظهٔ آخر مانده دشمن از کشتن او خسته شده، درمانده مرد آن است که سر تا به قدم غرق به خون آن چنانی که علی از اُحُد آمد بیرون می‌رود قصۀ ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/505@ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹مظلوم مقتدر🔹 ای سرو! سایه‌سار تو را هیچ‌کس نداشت آرامش و وقار تو را هیچ‌کس نداشت در قحطی یقین و شبیخون خستگی ایمان استوار تو را هیچ‌کس نداشت هر سوی این دیار گهرخیز پاک را گشتم ولی عیار تو را هیچ‌کس نداشت در عزم، هم‌رکاب تو عالم به خود ندید در رزم، پشتکار تو را هیچ‌کس نداشت هم بی‌شمار دشمن بدخواه داشتی هم خیل دوستدار تو را هیچ‌کس نداشت عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی هرچند، اقتدار تو را هیچ‌کس نداشت مانند آبشار روان از ستیغ کوه چشمان اشک‌بار تو را هیچ‌کس نداشت جز کشته‌گان تشنه‌لب دشت کربلا اصحاب جان‌نثار تو را هیچ‌کس نداشت در انتخاب راه سعادت به مرگ سرخ عزم حسین‌وار تو را هیچ‌کس نداشت 📝 @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 رهبر شهید انقلاب ۱۱ روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی سوم، خطاب به رئیس‌جمهور تروریست امریکا: 👈 قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آن‌چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 🖼 💻 Farsi.Khamenei.ir
🔹قدرت خون شهیدان🔹 گرد و خاکی کردی و بنشین که طوفان را ‌ببینی وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی می‌رود تابوت روی دست مردم، چشم وا ‌کن تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ‌ببینی پاشو از پای قمارت! روی دور باخت هستی پاشو! باید آخرین اخبار تهران را ببینی گوش کن! این بار حرف از مرگ شیطان ‌بزرگ است رو به خود آیینه‌ای بگذار شیطان را ببینی خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که ‌باید باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است وعده‌ها داده خدا، باید که قرآن را ببینی قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم، ‌بنشین تا که فرق قول کافر با مسلمان را ببینی 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹لا فتی الّا علی🔹 «هل من مبارز»... نعره دنیا را تکان می‌داد در خندقی خود کنده، شهر از ترس جان می‌داد اینک سوار کفر، زیر رقص شمشیرش لبخند شیطان را به پیغمبر نشان می‌داد «یک مرد آیا نیست؟»... این را کفر می‌پرسید آن روز ایمان مدینه امتحان می‌داد هرکس قدم پس می‌کشید و با نگاه خود بار امانت را به دوش دیگران می‌داد با شانه خالی کردن مردان پوشالی کم کم رجزها مزهٔ زخم زبان می‌داد «رخصت به تیغم می‌دهی؟»... این را علی پرسید مردی که خاک پاش بوی آسمان می‌داد فرمود نه بنشین علی جان! تو جوان هستی آری همیشه پاسخش را مهربان می‌داد :: «هل من مبارز»... نعره گویا از جگر می‌زد فریاد او بر قامت شهری تبر می‌زد او می‌خروشید و رجز می‌خواند و بر می‌گشت او مثل موجی بود که بر صخره سر می‌زد کم کم هوا حتی نفس را بند می‌آورد نبض مدینه پشت خندق تندتر می‌زد زن‌ها میان خانه‌ها شیون به‌ پا کردند انگار تک‌تک خانه‌ها را نعره در می‌زد فریاد بغض بچه‌های شهر را بلعید ساکت که می‌شد، دیو فریادی دگر می‌زد یکبار دیگر اذن میدان خواست از خورشید لب‌های شیرین علی حرف از خطر می‌زد فرمود: «نه» هرچند که قلب علی را دید مثل عقابی در قفس که بال و پر می‌زد :: «هل من مبارز»... باز زانوی علی تا شد این بار دیگر اذن میدان یک تمنا شد فرمود پیغمبر: «علی جان! یا علی! برخیز» خندید، بند از دست‌های شیر حق وا شد شمع شهادت شعله‌ور بود و خدا می‌دید پروانه در آتش بدون هیچ پروا شد برقی زد آهن، پاره شد بند دل دشمن تا تیغه‌های ذوالفقار از دور پیدا شد تا انعکاس صورتش بر ذوالفقار افتاد ابرو گره زد تیغ روی تیغ زیبا شد مثل عقابی در نگاه عَمرو می‌چرخید فرصت برای تیز پروازی مهیا شد اینک رجزها تن به لالی داده بودند و طوفانی از نام علی در دشت برپا شد اعجاز یعنی ضربهٔ دست علی آن روز دشمن اگر که رود، او مانند موسی شد تا لا فتی الّا علی را آسمان می‌خواند لا سیف الّا ذوالفقار این گونه معنا شد در وصف این ضربت خدا حتی غزل دارد آری علی با ضربتی عالی اعلا شد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/523@ShereHeyat
🔹یدالله فَوقَ اَیدیهِم‌🔹 «وَاجتَباکُم بِقُدرَتِه» یعنی مجتبی قدرت از خدا دارد اوست فرماندهی که مثل علی از قوی پنجگان قوا دارد سیدی از تبار پاک علی  «و علی دستِ قادر ازلی» که «یدالله فَوقَ اَیدیهِم‌» جلوه از قدرت خدا دارد کیست این چون مسیح‌‌‌،‌‌‌ جان‌آگاه پسر جانشین روح الله که مزامیر سورۀ نصرش صوت داوود در صدا دارد سروقدی که رونق چمن است صفت و صَفوَتش همه حَسَن است صد گلستان بهار در باور صد بغل صبح در قبا دارد چون که این رادمرد کفرستیز هست فرزند یک شهید عزیز از شهادت سخن که می‌گوید واژه‌هایی دل آشنا دارد.. ذوالفقار علی به کف، با عزم‌ می‌زند آنچنان به گردۀ خصم که نداند که از کجا خورده‌ست که نداند مَفَر کجا دارد داغدار پدر شدیم اما روزهای حماسۀ پسر است دشمن از ضرب شست او حالا تا قیامت شب عزا دارد از ازل تا ابد همین پیکار: جنگ با کفر و شرک و استکبار مگر این جنگ ابتدا دارد؟ مگر این جنگ انتها دارد؟ تا ابد در قیام می‌مانیم در صف انتقام می‌مانیم چون امامی به ظلم کشته شود امتی حق خون‌بها دارد اهل حقیم، اهل سِر باشیم بهر حفظ وطن مُصِر باشیم بانگ قطعاً سَننتَصِر باشیم حق بشارت به نصر ما دارد زَهَقَ الباطل است و جاءالحق ظلم گیرد مگر به عدل، سَبَق؟ عدل، تاریخ‌ساز خواهد شد ظلم، تاریخ انقضا دارد! صد و هفتاد کودک میناب غوطه در خون خود زده بی‌تاب تا بگوید که این طریقت ناب خردسالانِ جان‌فدا دارد بارها گفته بود پیرخمین: راه قدس است از مسیر حسین مقصد آنجا که مسجدالاقصاست جاده از سمت کربلا دارد سورۀ نصر در صف تنزیل شده فتاح و فاتح و سجیل بانگ الله اکبر جبریل در دل، آهنگ کبریا دارد پسران، دختران، زنان، مردان همه در دست، پرچم ایران مثل سیدمجید در میدان رزمشان جای مرحبا دارد دودمان ستمگران به ستوه نسل نیکان به شوق و شور و شکوه ایستادن در این حماسه چو کوه خبر از فتح قله‌ها دارد با خمینی، شهید خامنه‌ای با عماد و فؤاد و نصرالله با شهیدان دیگر این راه مشعل شیعه روشنا دارد حاج قاسم، رضی، صفی‌الدین باقری، پاک‌پور، ابومهدی تنگسیری و موسوی و رشید راه عشق است و مقتدا دارد غم مخور! سرنوشت این عالم می‌خورد با ولی‌عصر رقم تا رسد دست مهدی این پرچم عالمی دست بر دعا دارد 📝 @ShereHeyat
دلتنگ تو و صبح ملاقات توایم دلدادۀ منطق اشارات توایم از خون امام خود نخواهیم گذشت ما پرچم سرخ «یا لثارات» توایم 📝 🏷 | رضوان‌الله‌علیه ✅ @ShereHeyat
رضوان‌الله‌علیه 🔹پیمان او🔹 می‌رسد از سنگر فرماندهی فرمان او همچنان هستیم با هم بر سر پیمان او ما چه خوشبختیم با آقا معاصر بوده‌ایم می‌وزد عطر ظهور از سرخی دوران او باز هم میدان به میدان ما حماسه ساختیم خیره شد چشم جهان از غرّش شیران او آیه‌های مؤمنون تفسیر شد این روزها اقتدا دارند مردم باز بر ایمان او یاد باد آن صوت و لحنِ آیه‌های فتح و نصر کی رود از خاطر ما خواندن قرآن او؟ مژدۀ پیروزی حق را نسیم آورده است بیشتر از پیش غوغا می‌کند طوفان او نیل می‌بلعد دوباره لشکر فرعون را وعدۀ حق را محقق می‌کند ایران او بهتر از جان بود و حالا در مسیر روشنش عهد می‌بندیم یک‌بار دگر با جان او ای شهیدانی که دورش حلقه می‌بندید! کاش جای ما هم بوسه بنشانید بر دستان او 📝 @ShereHeyat
جانِ ایران.pdf
حجم: 1.5M
📕 «جانِ ایران» اشعار برگزیده در گرامی‌داشت رهبر شهید انقلاب امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه «جانِ ایران» گزیده‌ای از اشعار شاعران ایران اسلامی است که به منظور گرامی‌داشت رهبر شهید انقلاب، در چهل روز اخیر سروده شده است. در این اشعار به ابعاد مختلف این واقعه از جمله رثای رهبر شهید، حماسۀ خون‌خواهی، بعثت مردم، پایداری ایران اسلامی، استکبارستیزی و... پرداخته شده است. این کتاب که به صورت الکترونیکی عرضه می‌شود؛ شامل بیش از ۱۵۰ شعر در قالب‌های غزل، قصیده، ترکیب‌بند، مثنوی، چارپاره، مربع‌ترکیب و رباعی است. ✅ @ShereHeyat