eitaa logo
شعرای آئینی سازمان‌ بسیج مداحان کرمانشاه
208 دنبال‌کننده
52 عکس
18 ویدیو
25 فایل
بسمه تعالی ♦️فعال ترین وپربارترین کانال شعرائی آئینی سازمان بسیج مداحان استان کرمانشاه درایتا👌 #شور#سرود #مدح باز نشر اشعاروسرودهای جدیدکلی ایام سال به تاریخ قمری و کلیه اشعار مهم مذهبی کشوربرا ،مجالس مذهبی با تنوع بالا و سبک های مختلف @BasijNewsir313
مشاهده در ایتا
دانلود
اهـلِ سیاست کارِ ایران سَرسَری نیست چندانِ این وادی چنان هر کشوری نیست اینجا خدا فرمانده و والی ولی است گوشم به حرفِ هیچ کس جز رهبری نیست اینجا نفاق و تفـرقه یعنی خـیانت اینجا منافق صاحبِ بال و پَری نیست یک بار چوبِ تفرقه خوردیم کافیست بهرِ سکوتِ ما مَجال دیگـری نیست با فاطمه هستیم و پایِ فاطمیـّه جز این شعاری در مسیرِ حیدری نیست راهی به جز خطِّ ولایت نیست هرگز اینجا برای هر صراطی مشتری نیست سیّدعلی فرمان دهد ایران بسیج است مانندِ این لشکر به دنیا لشکری نیست این پرچمِ عشق است و جایش دوشِ معشوق خاکِ حسیـنی لایقِ هر دلـبری نیست @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
◼️ مقتل حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام امام رضا علیه السلام روز قبل از اینکه وارد کاخ مأمون ملعون شود، رو به اباصلت نمود و فرمود: فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مَکْشُوفَ الرَّأْسِ فَتَکَلَّمْ أُکَلِّمْکَ وَ إِنْ خَرَجْتُ وَ أَنَا مُغَطَّی الرَّأْسِ فَلَا تُکَلِّمْنِی ▪️وقتی خارج شدم اگر سرم پوشیده نبود، با من حرف بزن، جواب می‌دهم. چنان چه سرم پوشیده بود، با من صحبت مکن. بعد از اینکه حضرت وارد کاخ مامون شدند و از آن انگور مسموم خوردند، ابا صلت گوید: وقتی خارج شد، عبا را بر سر کشیده بود. چیزی عرض نکردم تا داخل خانه شد و دستور داد درها را ببندم و در رختخواب خوابید. من با حزن و اندوه داخل حیاط ایستاده بودم. در همین موقع مشاهده کردم جوانی خوش روی با موی‌های مجعد شبیه به حضرت رضا علیه السّلام وارد شد. پیش رفتم و عرض کردم: از کجا آمدی؟ درها که بسته بود!! فرمود: کسی که در این ساعت مرا از مدینه به طوس آورده، از درهای بسته نیز داخلم کرده. گفتم: شما کیستی؟ فرمود: ای ابا صلت! من حجت خدایم بر تو. من محمّد بن علی هستم، و به طرف اطاق علی بن موسی الرضا علیهما السّلام رفت. به من نیز فرمود: وارد شوم. فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ الرِّضَا علیه السلام وَثَبَ إِلَیْهِ فَعَانَقَهُ وَ ضَمَّهُ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ سَحَبَهُ سَحْباً فِی فِرَاشِهِ وَ أَکَبَّ عَلَیْهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام یُقَبِّلُهُ وَ یُسَارُّهُ بِشَیْ ءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ ▪️همین که چشم حضرت رضا علیه السّلام به اوافتاد، از جای جست و فرزندش را در آغوش گرفت و به سینه چسبانید و پیشانی اش را بوسید و به جانب خود کشاند. امام جواد علیه السّلام پیوسته پدر را می‌بوسید و آرام با او سخنانی می‌گفت که من نفهمیدم. در این هنگام کفی سفیدتر از برف بر دهان حضرت رضا علیه السّلام آشکار شد. حضرت جواد علیه السّلام آن کف را مکید. امام دست در گریبان خود کرد و چیزی شبیه گنجشک خارج کرد و به حضرت جواد داد و حضرت آن را بلعید. در این موقع حضرت رضا علیه السّلام از دنیا رفت. حضرت جواد علیه السّلام فرمود: ابا صلت! حرکت کن از انبار تخت با آب بیاور تا پدرم را غسل دهم! عرض کردم: در انبار تخت و آب نیست! فرمود: هر چه می‌گویم بجای آور! داخل انبار شدم؛ در آنجا تخت و آب بود. آنها را بیرون آوردم و دامن به کمر زدم تا امام را غسل دهم. فرمود: تو یک طرف برو. کسی هست که به من کمک کند و حضرت رضا علیه السّلام را غسل داد. باز فرمود داخل انبار شو و زنبیلی که در آن کفن و حنوط پدرم هست را بیاور! وارد شدم؛ زنبیلی دیدم که قبلا در آنجا ندیده بودم و خدمت ایشان آوردم. ایشان پدر خود را کفن کرد و بر بدنش نماز خواند. آنگاه فرمود: تابوت بیاور! عرض کردم: بروم پیش نجار بگویم تابوت بسازد! فرمود: داخل انبار تابوت هست! وارد شدم؛ تابوتی دیدم که در آنجا قبلا ندیده بودم! جسم پاک امام را در آن تابوت نهاد و دو رکعت نماز خواند؛ هنوز تمام نشده بود که تابوت بلند شد، سقف شکافته گردید و از خانه خارج شد. عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! هم اکنون مأمون می‌آید و حضرت رضا علیه السّلام را از من می‌خواهد! چه کنم؟ فرمود: ساکت باش، الان بر می‌گردد! هر پیغمبری اگر چه در مشرق بمیرد و وصی او در مغرب باشد، خداوند بین ارواح و اجساد آنها جمع خواهد کرد. هنوز سخن امام جواد علیه السّلام تمام نشده بود که سقف شکافته شد و تابوت بر زمین آمد. ایشان از جای حرکت کرد، پیکر پاک امام را از تابوت بیرون آورد و در رختخوابش گذاشت، مثل اینکه نه غسل داده شد و نه کفن گردیده. سپس به من فرمود: حرکت کن و در را برای مأمون بگشا! همین که در را گشودم، دیدم مأمون و غلامان ایستاده اند! 📚امالی شیخ صدوق: ص۶۶۱ 📚 عیون اخبارالرضاعلیه ج ۲:ص ۲۴۲ 📚بحارالانوار ج ۴۹، صفحه ۳۰۱ @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
بسم الله الرحمن الرحیم عبا به روی سر خود کشید و هِی اُفتاد همینکه زهر جگر را درید و  هِی اُفتاد سرِ مبارک و چشمان تار و سنگِ مسیر میانِ راه زمین را ندید و هِی اُفتاد چه کرده با جگرش زهر  مادرش می‌دید چگونه تا درِ حجره رسید و هِی اُفتاد گرفته بود اباصلت  از بغلهایش نشست و پاشُد و آهی کشید و هِی اُفتاد برای زهر نه در کوچه یادِ مادر بود صدای ناله‌ی زهرا شنید و هِی اُفتاد گذاشت دست به در ، میخِ شعله‌ور را دید گذاشت دست به پهلو خمید و هِی اُفتاد رضا نبود حسن بود و پاره‌های جگر  به خاک ، خون زِ لبانش چکید هِی اُفتاد به یادِ روضه‌ی یابن الشبیب و یادِ سر و لباس کهنه و آنکه برید و ... هِی اُفتاد زِ خیمه تا به بلندی ، زِ تل سویِ گودال چقدر عمه‌ی ما هِی دوید و هِی اُفتاد نکرد رحم حرامی به طفلِ بی بابا که پابرهنه دوید و بُرید و هِی اُفتاد به من دهید که سر را برایتان ببَرم شما که هِی نوکِ نیزه  زدید و هِی اُفتاد ۱۴۰۱/۰۷/۰۴ @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
کاش روزی کفنم پرچم ایران باشد وقت تشییع تنم نغمه ی قرآن باشد گل لبخند شکوفد به لبم تا به ابد گوهرناب دوچشمم نم باران باشد کاش یک گوشه ازاین خاک عزیزم ،وطنم مأمن عاشق دلسوخته از جان باشد کاش برسنگ مزارم بنویسند که او خادم بارگه حضرت سلطان باشد کاش درگوش جهان باد رساند خبرم اهل عالم وطنم عرصه ی طوفان باشد چشم بد دور شود از تو عزیزم آخر سرمه ی چشم ترت خاک شهیدان باشد @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
آفرینش ز دولت زهراست کعبه مات عبادت زهراست نخل های فدک که چیزی نیست دوجهان ملک حضرت زهراست همه خدمت گذار فضه شدند فضه اما به خدمت زهراست پدرش هم که رفت تا معراج شک ندارم به دعوت زهراست گرچه با آب روزه اش وا شد نان عالم ز برکت زهراست زهد اورا ببین که کهنه حصیر بالش استراحت زهراست فاطمه در حمایت علی است و علی در حمایت زهراست "طاعت مفترض" که میخوانیم در حقیقت اطاعت زهراست ولی امر ماست مثل علی شیعه دینش ولایت زهراست شرح و تفسیر داده مادر را عمر زینب روایت زهراست راضیه عالمه اغیثینی مادرم فاطمه اغیثینی @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
نوحه؛ بمان با حسین.mp3
1.01M
علیه‌السلام 🔹بمان با حسین🔹 شب بیعت است، شب سرنوشت بمان همسفر، بمان در بهشت «به هر کجا بروی آسمان همین رنگ است» همیشه بین حسین و یزیدیان جنگ است یا ذلت با یزید، یا عزت با حسین تا پای جان بمان، در بیعت با حسین «لبیک یا حسین» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برایش بمیر، کنارش بمان بدون حسین، چه دارد جهان؟ بدون او همه‌جا نام زندگی ننگ است «به هر کجا بروی آسمان همین رنگ است» دست از دنیا بشوی، دل بر دنیا مبند تو با عشق حسین، خواهی شد سربلند ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگر فتنه‌ها، شود بی‌امان کنار حسین، بمان همچنان مرام دشمن حق تا همیشه نیرنگ است «به هر کجا بروی آسمان همین رنگ است» هر کس با شامیان، دست بیعت دهد باید که تا ابد، تن به ذلت دهد شاعر و نغمه‌پرداز: @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
khasteam.mp3
3.84M
خسته ی خسته ام ای یارم چه باید بکنم رفتم از یاد تو انگار چه باید بکنم این دو ماه از کف من رفت و نکردم کاری وای از غفلت بسیار چه باید بکنم اهلِ دل با تو شبِ خویش سحر می کردند منِ محروم ز دیدار چه باید بکنم؟ با همه خوب شدم با تو ولی بد بودم چشم من بود به اغیار، چه باید بکنم امروز بیا تو یه راهی جلو پایِ من بذار ..... هر چه گفتی تو به من گوش ندادم، الحق شدم امروز گنهکار چه باید بکنم مثل هر بار زدم زیرِ قرارم با تو تو بگو، تو آقا که من این بار چه باید بکنم نروم کرب و بلا خاک به سر خواهم شد تا روم محضر دلدار چه باید بکنم السلام علیک یا اباعبدالله… به همین راحتی میری کربلا..... در این حرم چیزی ندیدم غیرِ زیبایی کم نیستند درصحنت،نفس هایِ مسیحایی هر کس به دیدار تو آمد کربلایی شد این گونه خواهی کرد از مهمان پذیرایی از کودکی با پنجره فولاد مأنوسم وقت گرفتاری نخواهم رفت هرجایی اصلا جایی رو بلد نیستم برم…. دلم می گیره بلیط می گیرم میرم مشهد… تو رو خدا ما رو تحویل بگیر امروز و تَصَدَّق علینا .... از کودکی با پنجره فولاد مأنوسم وقت گرفتاری نخواهم رفت هرجایی از آب سقاخانه هر کس خورده می فهمد زمزم ندارد این چنین آبِ گوارایی وقتی که نام مادرت را می برد زائر در صحن غوغایی شود آن هم چه غوغایی به خدا همین جوره…. نام بی بی رو تو حرم می بری،به هم میریزه .... می روم مشهد،خیابان ها شلوغ می روم در قم،شبستان ها شلوغ کربلا هم کل ایوان ها شلوغ هیچ کس مثل تو بی زوار نیست یا امام حسن .... وقتی که نام مادرت را می برد زائر در صحن غوغایی شود آن هم چه غوغایی وقتی برای دستگیری می رسی از راه صحرای محشر تازه خواهد شد
Haj Mehdi Salahshoor - Reside Shabe Akhar.mp3
7.25M
رسیده شب آخر تورو به جون مادر بده برات نوکر ، رسیده جون من دوباره بر لب پیش تو دلم گیره به پای چو زنجیر مگه که یادم میره روضه و گریه و نوای هرشب خداحافظ کتیبه و علم و پرچم سیاهی های غم و ماتم نوکرای ارباب خداحافظ روضه های قهط بارون رباب و دل بی سامون مشک و ساقی آب دلم پر شیون و شعر شده اشسیر غم و منو میکشه فراغ کربلا بگو با چشم پر آب کربلامیخام ارباب نوکرتونوردریاب حسین وای حسین وای حسین وای (۳) حال عجیبیه چه عطر سیبیه توحرم آقای خوبیها کربلایی کرده مارو هرکسی که آمد به سینه و سر زد نیومده به مشهد گرفت براتش از امام رضا را حال ما این شبا دیگه معلومه وقتی علی بن موسی شفیع ماباشه چی میشه بینم این اشکو ناله میون دل زهرای مرضیه جاشه چشام برای تو دوماهه حسین خون قتلگاهه سینم برای غم عشقت پراهه هوای گریه دارم مثل ابر بهارم (۳) تویی داروندارم حسین وای حسین وای حسین وای @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
1_1654390101.mp3
1.01M
🔹حرمت ذوی القُربی🔹 ندای تو را شنیده جهان جهان پر شد از طنین اذان تو جان به پیکر بی‌جان این جهان دادی که بوده مکتبت آزادگی و آزادی راه تو مستدام، نور تو بی‌زوال داری در مکتبت، هم سلمان هم بلال «یا ختم الانبیا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پس از تو شده، جهان غرق غم مدینه شده، دیار ستم بگو مدینه چه شد حرمت ذوی القُربی؟ چه آمده به سر قدر و کوثر و طوبی؟ شد دست مرتضی، بسته در کوچه‌ها شد اجر فاطمه، در پشت در ادا «آه و واویلتا» @Shoaraye_aeinimadhankermanshah
آه ثانی با شرر.mp3
828K
☑️بند اول آه ثانی با شرر با تموم قدرت میکوبید به در مادرم پشت در میزد بال پر آه میزد بال و پر آه افتاد زیر پا گل نیلوفری یاس مرتضی ناله میزد زهرا وامحمدا آه وامحمدا کشته شد محسن از ضربه ی مسمار در بین اون دیوار و در ☑️بند دوم آه چل تا بی حیا با غلاف شمشیر با چوبِ عصا میزدن مادر رو بین کوچه ها آه چل تا بی حیا آه حال من بده اونی که پشت در میزد عربده تو کوچه مادر رو با سیلی زده آه حال من بده تو کوچه میزدن مادر مارو بی هوا بی علت جلو چشم ما @Shoaraye_aeinimadhankermanshah