『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#قسمت7⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته ده حورالعین که هم اکنون نیز از بهشتیان دیگر بیتابترند برای دیدار تو،
#جلسه8⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
گویی تقدیر چنین بوده است که حضور دو روزهی من در دنیا با غم و اندوه عجین شود، هر چه بود گذشت و هر چه میبود میگذشت.
و من میدانستم که تقدیر چگونه رقم خورده است و میدانستم که غم، نان خورشت همیشهی من است و اندوه، همسایهی دیوار به دیوار دل من.
اما آمدم، آمدم تا دفتر زنان بیسرمشق نماند،
آمدم تا قرآن مثال بیابد، تفسیر پیدا کند، نمونه دهد...
آمدم تا خلقت بیغایت نماند، بیمقصود نشود، بیهدف تلقی نگردد.
من اگر نبودم، من و پدرم اگر نبودیم، من و شویم اگر نبودیم، من و شما نور چشمان و فرزندانم اگر نبودیم، اگر ما نبودیم، جهان آفریده نمیشد، خلقت شکل نمیگرفت، آفرینش تکوین نمییافت، این را خداوند جل و علا تصریح فرموده است.
گریه نکنید عزیزان من!
شما از این پس جای گریستن بسیار دارید. بر هر کدام از شما مصیبتها میرود که جگر کوه را کباب میکند و دل سنگ را آب.
😭😭😭
حسن جان!
این هنوز ابتدای مصیبت است، رود مصیبت از بستر حیات تو عبور میکند.
مظلومیت جامهای است که پس از پدر قاعدهی تن تو میشود.
تو مظلوم مضاعف تاریخ میشوی که مظلومیتت نیز در پردهی استتار میماند.
حسین جان!
زود است برای گریستن تو! تو دیگر گریه نکن!
تو خود دردانهی اشک آفرینشی!
عالم برای تو گریه میکند، ماهیان دریا و مرغان آسمان در غم تو میگریند.
😭😭😭
پیامبران همه پیش از تو در مصیبت تو گریستهاند و شهادت دادهاند که روزی همانند روز تو نیست.
بیا، از روی پای من برخیز و سر بر سینهام بگذار اما گریه نکن.
گریهی تو دل فرشتگان خدا را میسوزاند و جگر رسول خدا را آتش میزند.
اکنون که زمان اندوه من نیست، زمان شادکامی من است، لحظهی رهایی من است.
ان شاءالله #ادامه_دارد..
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖنی
✍🏻 به قلم سید مهدی شجاعی
http://eitaa.com/joinchat/3276144666C5a1f059d7a
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣1⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته آنچه تو، همسر جوان مرا شکست، شکست نور بود پس از وفات پیامبر و آنچه ت
#جلسه8⃣1⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
نجوای حضرت علی علیه السلام
به مدینه که درآمدیم طفل اسلام از آب و گل درآمده بود، اگر چه به بهای شعب ابیطالب، به بهای خون دلهای تو، به بهای دندان پیامبر، به بهای زخمها و شهدای مکرّر.
و این آرامش مدنی، پس از آن طوفان سهمگین مکی، به من مجالی میبخشد تا تو را؛ برترین دختر عالم را، از پدرت رسول خدا، خواستگاری کنم.
این کار برای کسی که معلم مدرسه حجب و حیاست در ارتباط با کسی که نه پسر عمو که برادر او بوده است و پدر تنهاییهای او و معلم و مربی او مقتدا و پیامبر او بسیار مشکل بود.
اما کدام گره است که با انگشتان خلق محمدی گشوده نمیشود؟ کدام غنچه است که با لبهای مبارک محمدی وانمیشود؟
دست که بر کوبهی در بردم همهی وجودم از حجب و حیا به عرق نشست.
امسلمه که در را گشود شاید چهرهی مرا آشفتهی آتش آزرم دیده باشد.
پیش از آنکه امسلمه جویای کوبندهی در شود، صدای گرم پیامبر بر گوش جانم نشست که فرمود:
- در را برایش باز کن امسلمه.
و بگو که داخل شود. او مردی است که خدا و رسول تواماً بدو عشق میورزند.
او عاشق و معشوق خدا و پیامبر است. باز کن در را برای او.
امسلمه سوال کرد:
- پدر و مادرم به فدایت، تو هنوز ندیدهای که کیست پشت در و اینگونه از او تمجید میکنی؟
پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:
- دست کم مگیر آن کس را که اکنون پشت این در ایستاده است.
او برادر من است و پسر عموی من و محبوبترین خلایق در نزد من.
آن سخنان عطوفت آمیز و آن کلمات مهرانگیز، قاعدتا میبایست از شرم و حیای من بکاهد و مرا در سخن گفتن با پیامبر، آسودهتر کند.
اما چنین نکرد، هر چه من بیشتر محبت رسول را نسبت به خویش دریافتم بیشتر حیا کردم در بیان آنچه از او میخواستم.
سلام کردم و به امر پیامبر زانو به زانوی او نشستم.
سرم را از سر حیا به زیر انداختم و نگاهم را از شرم بر زمین زیر پای پیامبر دوختم.
آن دانای ماضی و مستقبل به یقین میدانست که من به چه نیت و حاجتی امروز به خانهی او درآمدهام، اما پرسید:
انگار با کوله بار حاجتی آمدهای. کولهبار تقاضای خویش را بر زمین اجابت من بگذار که هر حاجت تو در نزد من بیچون و چرا برآورده است.
چه میگفتم؟⁉️
گفتم:
پدر و مادرم به فدایت، نیاز به گفتن نیست که تو نه پسر عمو که پدر و مربی و مقتدای من بودهای، مرا از عمویت و پدرم ابوطالب و مادرم فاطمه بنت اسد، در آن حال که کودک بودم و نارس گرفتی، به غذای خویش تغدیهام کردی، به ادب خویش مودبم ساختی و از پدر و مادرم بر من دلسوزتر و مهربانتر بودی. خدا مرا به تو و با دستهای تو هدایت کرد و از گمراهی و شرکی که خویشان من بر آن بودند رهایی بخشید.
و به خدا سوگند که تو یا رسولالله پشت و پناه و ذخیرهی من در دنیا و آخرت بوده و هستی.
دوست دارم که خدا بیش از این مرا به حضور تو پشتگرمی ببخشد.
مرا نیاز به کاشانه و همسری است که سکینه و آرامش را برایم به ارمغان بیاورد.
ان شاءالله #ادامه_دارد..
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣2⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته ادامه ی نجوای امام حسن مجتبی علیه السلام: مرا به هوا میانداختی، بغل
#جلسه8⃣2⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
وقتی به خانه درآمدیم و پیامبر دید که شکمت از گرسنگی به پشت چسبیده و توان از تنت و حالت از چشمانت رفته است، بغضش ترکید، ترا در آغوش گرفت و های های گریست. در این تب و تاب، هیچ کس مثل جبرئیل نمیتوانست، غم سنگین دل پیامبر را از جا تکان دهد. انگار این جبرئیل نبود، خودخدا بود که در خانه ظهور میکرد.
جبرئیل به پیامبر اسلام کرد و مژده داد که هدیهای از جانب خدا برای این خاندان آورده است. چه ذوقی میکرد جبرئیل که این هدیه را با دستهای امانت خود حمل کرده بود، آنچنانکه عطر بینظیر خندهاش در فضا میپیچید.
آن هدیه چه بود؟
خدا شما روزهداران ایثارگر و ما را به بهانه و طفیلی شما ستایش کرده بود. و چه هدیهای برتر از این که انسان مورد تمجید و ستایش خدا قرار بگیرد:
«خوبان این جهان، در آن جهان جامهایی از چشمههای بهشتی مینوشند.
چشمههای جوشندهای که تنها برای بندگان ناب و خالص خدا فوران میکند.
آنان که به نذر خود وفا میکنند و از روز قیامت که شر آن گسترده است میهراسند و طعام خود را علیرغم نیاز شدیدشان به مسکین و یتیم و اسیر میبخشند.
👌 (و حرف دلشان این است که):
«ما تنها و تنها به خاطر خدا ایثار میکنیم و چشم تشکر و پاداش از شما نداریم.ما به خدا عشق میورزیم و از روز وحشتناک قیامتش میهراسیم.»
پس خداوند آنان را از شر آن روز در امان میدارد و خر
می و شادکامی شان میبخشد. و پاداش صبوری و ایثارشان را، بهشت و حریر عنایت میکند ...»
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
✍🏻 به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣3⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته پدر هم بیتاب شده بود و ما کودکان بیتابتر. همه میخواستیم از گلی
#جلسه8⃣3⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
علی، عمود استوار حیاتمان بر پا ایستاد و در عین حال که خود در طوفان این حادثه میلرزید، دعا کرد:
✨خدا اجرتان را در مصیبت فقدان پیامبرتان زیاده گرداند، خدای متعال رسولگرامیاش را با خود برد.
فغان همهمان به آسمان بلند شد. تو دائم میگفتی:
✨یا ابتاه! یا ابتاه!
و ما فریاد میزدیم:
✨یا جَدّاه! یا جَدّاه!
پدر که اسوهی صبوری بود، اشک میریخت و زمزمه میکرد:
✨یا رَسولاللَّه! یا خَیْرَ خَلْق اللَّه!
پدر به غسل و حنوط و کفن مشغول شد، تو که میدانستی چه خورشیدی رفته است و چه ظلمتی در راه است، فقط گریه میکردی.
ما که سوز موذی سرمای بیرون از لای درهای بسته، تنهایمان را میگزید و از وقایعی شوم خبرمان میداد، فغان و شیون میکردیم.
در خانه، پیکر مبارک برترین خلق جهان بر روی زمین بود و در بیرون خانههای وهوی جنگ قدرت بر آسمان.
و معلوم نبود آنچه بیشتر جگر تو را میسوزاند حادثهی درون خانه بود یا حوادث بیرون خانه، یا هر دو.
هر چه بود حق با تو بود در گریستن.
آنچه پیامبر، پدر و تو و همهی مومنان خالص از ابتدای تولد اسلام، رشته بودید، در بیرون در پنبه میشد.
ولی من نمیدانم اکنون در کدام مصیبت گریه کنم، در مصیبت غربت اسلام؟ مظلومیت پدر؟ رحلت پیامبر؟ یا شهادت تو؟
این مرثیهی تو در سوگ پیامبر، هیچگاه از خاطرم نمیرود:
✨قلَّ صَبْری وَبانَ عَنّی عَزائی
✨بعْدَ فَقْدی لِخاتَمِ الاَنْبِیاء
✨عیْن یا عَیْنُ اسْکَبی الدّمع سحا
✨ویْکَ لا تَبْخلی بِفَیْضِ الدِماء
✨یا رَسُولاللَّه یا خِیرة اللَّه
✨و کَهْفِ الْاَیتامِ و الضُّعَفاء
✨لوْ تَریَ الْمَنْبَرُ الذّی کُنْتَ تَعْلوُه
✨علاه الظَلّام بَعْدَ الضیاء
✨یا اِلهی عَجِّلْ وَفاتی سَریعاً
✨قدْ بَغضْتُ الْحَیاة یا مولائی
بعد از آن که خاتم پیامبران را از دست دادم
بردباری از کف دادم و خاطرم تسلا نمی یابد
دیده! ای دیده! اشک بریز
وای بر تو! خون گریه کن و دریغ مکن
ای رسول پروردگار، ای برگزیده خداوند،
و ای پناهگاه یتیمان و ضعیفان،
ای کاش منبرت را که از آن بالا می رفتی میدیدی
که چگونه بعد از روشنایی، تاریکی از آن بالا رفته است...
✨بارالها؛ مرگ مرا زودتر برسان
✨که زندگی تیره و تار شده است مولای من!...
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣4⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته ریسمان در گردن خورشید. طناب بر گلوی حق. مظلومیت محض.😭 تو باز نتوانس
#جلسه8⃣4⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
تو وقتی به هوش آمدی از فضه پرسیدی:
- امیرالمومنین کجاست؟⁉️
فضه گفت که او را به مسجد بردند.
من نمیدانم تو با کدام توان به سوی مسجد دویدی و وقتی علی ع را در چنگال دشمنان دیدی و شمشیر را بالای سرش فریاد کشیدی:
- ای ابوبکر! اگر دست از سر پسر عمویم برنداری، سرم را برهنه میکنم، گریبان چاک میزنم و همهتان را نفرین میکنم. به خدا نه من از ناقهی صالح کم ارجترم و نه کودکانم کمقدرتر.
همه وحشت کردند، ای وای اگر تو نفرین میکردی! ای کاش تو نفرین میکردی.
پدر به سلمان گفت:
- برو و دختر رسولالله را دریاب. اگر او نفرین کند...
سلمان شتابان به نزد تو آمد و عرض کرد:
- ای دختر پیامبر! خشم نگیرید. نفرین نکنید. خدا پدرتان را برای رحمت مبعوث کرد..
تو فریاد زدی:
- علی را، خلیفهی به حق پیامبر را دارند میکشند...
اگر چه وقت، دست از سر علی برداشتند و رهایش کردند.
و تو تا پدر را به خانه نیاوردی، نیامدی. ولی چه آمدنی. روح و جسمت غرق جراحت بود.
و من نمیدانم کدام توان، تو را بر پا نگاه داشته بود.😭
تو از علی، خستهتر. تو از علی مظلومتر، علی از تو مظلومتر.
هر دو به خانه آمدید اما چه آمدنی.
تو چون کشتی، شکسته، پهلو گرفتی.😭
و پدر درست مثل چوپانی که گوسفندانش، داوطلبانه خود را به آغوش مرگ سپرده باشند، غمآلوده، حسرت زده و در عین حال خشمگین خود را به خانه انداخت.
قبول کن که غم عاشورا هر چه باشد، به این سنگینی نیست.
پدر به هنگام تغسیل، روی تو را خواهد دید و بازوی تو را و پهلوی تو را.😭
و پدر را از این پس هزار عاشورا است.
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣5⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته ❣️نجوای خانم فضه در مورد سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد:
#جلسه8⃣5⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
نجوای خانم فضه در مورد سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد:
✨خداوند ایمان را آفرید برای تطهیر شما از شرک.
و نماز را آفرید برای تنزیه شما از کبر.
و زکات را برای تزکیه جان شما و افزایش روزی شما.
✨و روزه را برای تثبیت اخلاص شما.
✨و حج را برای پایداری دین شما.
✨و عدل را برای تنظیم قلبهای شما.
✨اطاعت و امامت ما را بر شما واجب کرد برای نظام یافتن ملت و در امان ماندن از تفرقه.
✨و جهاد را وسیلهی عزت اسلام قرار داد
✨و صبر را وسیلهای برای جلب پاداش حق. ✨مصلحت عامه را در گروی امر به معروف قرار داد
✨و نیکی بر پدر و مادر را سپری ساخت برای محافظت از آتش قهر خودش
✨و پیوند خویشان را وسیلهی افزایش جمعیت و قدرت ساخت
✨و قصاص را وسیلهی حفظ خونها
✨و وفاء به نذر را موجب آمرزش
✨و رعایت موازین در خرید و فروش را برای از میان رفتن کم فروشی
✨و نهی از شرابخواری را برای دوری از پلیدیها
✨و پرهیز از تهمت ناروا را حجابی در برابر غضب خداوند
✨و ترک سرقت را وسیلهای برای ورود به وادی عفت قرار داد.
✨و شرک را حرام کرد تا خدا پرستی جامهی اخلاص بپوشد.
👌پس تقوای خدا پیشه کنید آنچنانکه شایسته است و جز در لباس اسلام نمیرید.
و فرمانبردار خدا باشید در آنچه امر فرموده و از آنچه نهی کرده که همانا بندگان اندیشمند خدا به مقام خشیت او نائل میشوند.
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣6⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته نجوای خانم فضه در مورد سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد (ادا
#جلسه8⃣6⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
نجوای خانم فضه در مورد سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد (ادامه ی سخنان حضرت به انصار):
به هر حال اکنون حجت بر شما تمام است.
بگیرید این خلافت را و آن فدک را،
ولی بدانید که پشت مرکب خلافت زخم است وپای آن تاول. نه سواری میدهد به شما و نه راه میرود برای شما.
داغ ننگ بر آن خورده است و نشان از غضب خدا دارد. رسوایی ابدی با اوست.
هر که به آن بیاویزد فردا در آتش خشم خدا که قلبها را احاطه میکند فرو خواهد افتاد.
بدانید که آنچه میکنید در محضر و منظر خداست.
و آنها که ستم کردند بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز خواهند گشت.
و من دختر آن کسی هستم که شما را از عذاب دردناک پیش رویتان خبر داد.
پس بکنید هر چه میخواهید و ما هر عمل میکنیم و منتظر باشید که ما منتظر میمانیم»
هرم گذارنده ی کلام شما فولاد سخت دلها را نه نرم که قدری گرم کرد، زلزلهی سخن عرش لرزان شما سنگ قبر دلهای مرده را از جا نه کند که سست کرد و تکان داد.
پاها به قدر این پا و آن پا شدن جنبید اما نه به اندازهی برخاستن. دستها به قدر از تاسف بر هم نشستن جابجا شد اما نه به اندازهی مشت شدن و برآمدن. برکهی تعفن گرفته غیرت، موج برداشت، اما نه بقصد جاری شدن و سیل گردیدن و بنیان کندن.
پناه بر خدا اگر برای انعام و احشام سخن گفته بودید، امید فایده بیشتر بود.
فریاد نه، غوغانه، خروش نه، زمزمهای در مسجد پیچید، چون پچ و پچ و هم آلود و بیمزدهی زنان آن هنگام که دلشان به راهی است و دستشان به کاری دیگر.
جرقههای برگرفته از این آتش هولناک کلام، آنقدر کوچک بود که به آب خدعهای خاموش میشد.
خلیفه برخاست به پاسخگویی:
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✨السَّلامُ عَلَيْكِ یَا اُمّاهُ يَا فاطِمَةُ الزَّهْراء
☘️یامَوْلٰاتیٖ یافاطِمَةُ اَغیٖثٖینیٖ
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣7⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته نجوای خانم اُمِّ کلثوم: مادر نمیر! مردن برای تو زود است و یتیمی برای
#جلسه8⃣7⃣#کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
نجوای خانم اُمِّ کلثوم:
من با چشمهای کودکانهی خودم شاهد بودم که تو با آن حال نزار، سوار بر مرکب میشدی و به همراه پدرم علی و دو برادرم حسن و حسین، شبانه بر در خانههای تک تک مهاجرین و انصار میرفتید و آنها را به دریافتن حقیقت، دعوت میکردید:
«ای گروه مهاجرین و انصار! خدا را، پیامبر را و وصی و دخترش را یاری کنید. این شما نبودید که با پیامبر بیعت کردید و عهد بستید که فرزندان او را به مثابه فرزندان خود بشمارید؟
هر ظلمی را که بر خاندان خود نمیپسندید، بر خاندان رسول هم نپسندید؟
اکنون اگر مردید به عهد خود وفا کنید.»
اما مرد نبودند، به عهد خود وفا نکردند، بهانه آوردند، بهانههایی که حتی کودکانشان را میخنداند و دل بزرگان را به آتش میکشید:
- حیف شد، ما دیگر با ابوبکر بیعت کردهایم.
- دیر آمدید، اگر زودتر گفته بودید، با شما بیعت میکردیم.
- برای ما که فرقی نمیکند، شما هم زودتر میآمدید با شما بیعت میکردیم.
- حق با شماست ولی کاری است که شده.
- افسوس، نص پیامبر آن زمان یادمان نبود.
- عجب! ماجرای غدیر را به کل فراموش کرده بودیم، حالا که گذشته...
- آیه تطیهر مختص شماست ولی...
- من قرآن را حفظم... ولی... آیهی اکمال رسالت هم در قرآن هست، بله، ولی...
- فدک را یادم هست پیامبر به شما بخشید ولی در افتادن با خلیفه زندگی آدم را ساقط میکند.
- بگذارید زندگیمان را بکنیم...
- آرامشمان به هم میخورد...
اینها که مهاجرین و انصار بودند، اصحاب بودند، جوابهایی از این دست دادند، وای به حال بقیه.
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
https://eitaa.com/shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣8⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته ادامه ی نجوای خانم اسماء (خادمه حضرت زهرا سلام الله علیها) در مورد
#جلسه8⃣8⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
ادامه ی نجوای خانم اسماء (خادمه حضرت زهرا سلام الله علیها) در مورد سخنان حضرت وقتی زنان به ملاقاتش می آیند:
ای کاش میدانستم که مردان شما چرا چنین کردند، چه پناهگاهی جستند، به کدام ستون تکیه زدند؟ به کدام ریسمان آویختند؟
کدام پایگاه را برگزیدند؟ بر کدامین خاندان پیشی گرفتند؟ به چه کسانی چیرگی یافتند؟ به کدام امید این همه جفا کردند؟
عجب سرپرست بدی را برگزیدند و عجب جایگاه زشتی را انتخاب کردند!
ستمگران در بد منزلی مقیم میشوند و به بد نتایجی دست مییابند.
بخدا که بجای بالها و شاهپرها، کرکها و پرچهها را برگزیدند و دم را بر سر و پشت را بر سینه ترجیح دادند.
پس نفرین بر قومی که خیال کردند خوب عمل میکنند اما جز زشتی و پلیدی نکردند.
قرآن میگوید:
اینها فاسدند ولی نمیدانند.
وای بر آنان.
این کلام قران را به یاد بیاورید:
«آیا آنکس که به حق راه یافته، شایستهتر است برای پیروی یا آنکس که خود محتاج هدایت است و بیهدایت راه نمییابد؟»
چه شده است شما را؟ چگونه حکم میکنید؟
هشدار! بجان خودم سوگند که بذر فتنه پاشیده شد و فساد انتشار یافت.
پس منتظر باشید تا این بذر شوم به ثمر بنشیند و نتایج فساد، آشکار شود.
از این پس از پستان شتر اسلام و خلافت، بجای شیر، خون فوران خواهد کرد و زهری مهلک بیرون خواهد ریخت.
و اینجاست که باطل گرایان زیان خواهند کرد و آیندگان، نتایج کار پیشینیان را خواهند دید. اینک این فتنهها و این قلبهای شما و بشارت بادتان به شمشیرهای آخته و استیلای ستمگران و جبابره.
بشارت بادتان به هرج و مرج گسترده و نامحدود و استبدادی ظالمانه و دردآلود. اموال و حقوقتان از این پس به غارت خواهد رفت و جمعتان پراکنده خواهد شد.
دریغ و حسرت و افسوس بر شما. کارتان به کجا خواهد کشید؟!
افسوس که چشم دیدن حقیقت ندارید و من چگونه میتوانم شما را به کاری وادارم که از آن کراهت دارید؟
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80
『سَـربـٰازانِ دَهـہهَشتـٰادیٖ』
#جلسه7⃣9⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته نجوای حضرت علی علیه السلام: اسماء بیار آن کافور بهشتی را که دیگر د
#جلسه8⃣9⃣ #کتاب_کشتی_پهلو_گرفته
نجوای حضرت علی علیه السلام:
برخیزید بر مادرتان نماز بخوانیم، نماز آراممان میکند، نماز تسلایمان میبخشد.
حسن جان! بگو بیایند، به آن چند نفر بگو آرام و مخفیانه و بیصدا بیایند.
همه کار همین امشب باید تمام شود، وصیت مادرتان زهراست.
صبور باش حسین جان! دلت را به خدا بسپارد. در این مصیبت عظمی از او کمک بگیر.
اِنّا للَّهِ وَ اِنّا اِلَیْه راجِعُون...
وَ اِنّا اِلی رَبّنا لَمُنْقَلِبُون...
علیکم السلام، خدا پاداشتان دهد، اینجا بایستید، پشت سر من، صبور باشید.
آرام گریه کنید. وصیت دختر پیامبر را از یاد نبرید، به صدای گریهتان، دیگران را هشیار نکنید، همین شما فقط باید در نماز شرکت کنید. دلهایتان را به یاد خدا آرامش ببخشید.
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّه اَلْعَلِی الْعَظیم.
خدایا من از دختر پیامبر تو راضیام، اکنون که او گرفتار وحشت است تو همدم او باش.
خدایا! مردم از او بریده بودند تو با او پیوند کن.
خدایا بر او ظلم کردند، تو برایش حکم کن که بهترین حاکمان توئی.
الصلوة... الصلوة...
الله اکبر...
خدایا این دختر پیامبرت فاطمه است که او را از ظلمتها به سوی انوار بردی.
شما سه نفر بیائید، تابوت را از زمین برداریم. از اینجا، به آن سمت که صدای اِلَیَّ... اِلَیَّ... میآید.
این صدای خداست، خدا فاطمه را به سوی خویش میخواند، همین جا، همین جا تابوت را زمین بگذارید، همه کارِ فاطمه را خدا کرده است.
این قبر آماده، از آنِ زهراست.
جان عالم به فداش.
بروید کنارتر تا من به داخل قبر بروم، آرامتر، آهسته گریه کنید، این دست و پای من هم نباید اینقدر بلرزند.
چه سنگین است این غم و چه سبک شده است این بدنی که اینهمه درد دیده است.
ان شاءالله #ادامه_دارد...
✍🏻به قلم سید مهدی شجاعی
@shohaadaae_80