💠 پـــلاک خـــاکی 💠
آن ها دو نفر بودند ...
🔺درگیری بالا گرفته بود. بیشتر خیابان ها و کوچه ها افتاده بودند دست عراقی ها.
بچه ها؛ کوچه به کوچه می جنگیدند تا هر چه بیشتر جلوی تانک های عراقی که همه چیز را سر راهشان له می کردند؛ بگیرند.
ما؛ سه نفر بودیم؛ ولی آن ها دو نفر بودند.
ما؛ سه نفر بودیم. من و دوتای دیگر از بچه ها. از روی پشت بام خانه ها تردد می کردیم. نمی شد رفت توی خیابان. دشمن همه جا بود؛ توی خانه ها؛ کوچه ها؛ بازار و …
🔺آن ها دو نفر بودند. مانده بودند وسط میدان. میدان شهید مطهری خرمشهر. کسی دیگر از نیروهای خودی آنجا نبود. همه اش در چند دقیقه خیلی کوتاه اتفاق افتاد. آنقدر کوتاه که حتی فرصت فکر کردن به اینکه باید چکار کنیم را هم از ما گرفته بود.
آن ها دو نفر بودند؛ ولی دور و برشان خیلی نیرو بود. نه نیروی خودی؛ که سربازان وحشی و کماندوهای دشمن.
آن ها خیلی زیاد بودند. خیلی مشتاق بودند تا ببینند چه کسانی تا این لحظه در وسط میدان؛ به طرفشان تیراندازی می کرده و جلویشان را گرفته بوده.
حلقه محاصره را هر لحظه تنگتر می کردند. خودشان هم تعجب کردند. آنچه می دیدند؛ باورش سخت بود.
آن ها دو نفر بودند. دو تا دختر ایرانی. دو دختر مسلمان غیرتمند که چادر برسر؛ تا آنجا که در توانشان بود؛ با تیراندازی؛ جلوی حرکت دشمن را به طرف مسجد جامع سد کرده بودند.
آن همه عراقی ها معطل مانده بودند؛ فقط به خاطر مقاومت این دو نفر بود.
عصبانی شده بودند. هم عصبانی؛ هم وحشی. کسی تیراندازی نمی کرد. همه آرام جلو می رفتند و حلقه محاصره را تنگتر می کردند.
مبهوت مانده بودیم که چه کنیم و چه خواهد شد؟ گیج شده بودیم. ناگهان …
عراقی ها خیلی به آن ها نزدیک شده بودند. وحشت کرده بودیم که آن ها اسیر خواهند شد. ناگهان …
تق … تق …
همین !
صدای شلیک دو گلوله از دو اسلحه؛ پشت سر هم به گوش رسید.
آن دو دختر؛ که روبروی هم نشسته بودند وسط میدان و کفتارهای وحشی عراقی اطرافشان را گرفته بودند؛ لوله اسلحه شان را به طرف هم گرفتند و با شلیک همزمان؛ همدیگر را از ننگ اسارت به دست دشمن بی دین و پست نجات دادند.
عراقی ها مبهوت مانده بودند. ما هم همین طور و اشک؛ تنها چیزی بود که از گوشه چشمانِ ما سه نفر جاری شد و دیگر هیچ.
آن ها هنوز دو نفر بودند …
✍ #عنایت_صحتی_شکوه
#دفاع_مقدس
#زنان_رزمندگان
#قهرمـــانان_وطن
کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.👇
🆔 @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra