بیا و سرت را بر سینهام بگذار؛
تا این زندگی به رنجی که میکشیم، بیارزد …!
- جمال ثریا
شب دوباره همانیم
آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا
حتی اگر تمامِ روز
در قویترین حالاتِ ممکنِ یک انسان
زیسته باشیم.
- نرگس صرافیان طوفان
غم اگر به کوه گویم، بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی، نتوان کشید باری!
- هوشنگ ابتهاج
عزیز مهربانِ بداخلاقِ صبورِ تندجوش!
امیدبخش یأس آور پرحرف حرف نشنو؛ بدترین بدِ خوبترین خوب!
با وی نتوان زیستن، بی وی نتوان بودن!
یک جور درهم برهمِ شلوغ پلوغِ قرو قاطی؛ عزیزی که تو را نمیتوانم تحمل کنم و دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است.
- علی شریعتی در نامه به معشوقه