همه را مدیون توام
زمانی که تو را ملاقات کردم ویران شده بودم
تو مرا ساختی، دستم را گرفتی و بلند کردی. من هم تو را مثل یک تکه نان بوسیدم، روی پیشانیام گذاشتم و عزیز و مقدس دانستمت... و عشق پدیدار شد، عشق.
- جمال ثریا
تو را که لمس میکنم
سر انگشتانم جوانه میزند
انگار که آب به خاک تشنه رسیده باشد ...
ـ سید علی صالحی
میان این روز ابری من ترا صدا زدم
من ترا میان جهان صدا خواهم زد
و چشم به راهِ صدایت خواهم ماند
در این درّهی تنهایی تو آبِ روان من باش
و زمزمه کن،من خواهم شنید ...
ـ سهراب سپهری