eitaa logo
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
66 دنبال‌کننده
142 عکس
61 ویدیو
1 فایل
یه نوحون که سرنوشتش گره خورده به یاران بهشتی¹⁶⁸🎒 من اینجام: @FA_Roshana اللهم عجل لولیک الفرج✨
مشاهده در ایتا
دانلود
عمری پدرم گفت که فرزندِ خلف باش یعنی که فقط بنده سلطان نجف باش. .
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند..
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند..
نقل شده یکی از علمای نجف که اتفاقاً شاعر زبردستی هم بوده و به دو زبان فارسی و عربی هم خیلی خوب سخن می گفته، در حرم مطهر حضرت علی (ع) نشسته بود، دید یک نفر عوام آمد جلوی ضریح مقدس و این شعر را گفت: شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) قد این گلدسته هایت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) این عالم مشاهده می کند به محض اینکه آن مرد عوام این شعر را گفت ، جلوي ضریح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در آنجا یک قندیل بسیار گرانقیمت نصب نموده بودند که هدیه یکی از پادشاهان برای حرم مولا بود که ناگهان از جا کنده شد و پایین آمد. بلافاصله آن مرد عوام قندیل گرانبها را گرفت که نشکند، اتفاقا تولیت حرم آنجا مشرف بود و ماجرا را مشاهده کرد و فهمید عطای مولا علی عليه السلام است ولی آن بنده خدا ابتدا قبول نکرد که قندیل طلا را بگيرد. آنرا به تولیت آستان پس داد. چهار پایه آورند و آنرا نصب کردند ولی دوباره قندیل رها شد و آمد و افتاد در دامن آن مرد عوام ! این دفعه نکته ای بود و آن اینکه بار اول مرد عوام زیر قندیل بود ولی این دفعه زیر قندیل نبود ولی باز آمد و در دامنش افتاد. در نتیجه در این مطلب که این قندیل طلا عطای مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است کسی شک نکرد! تولیت حرم گفت: معلوم است این را حضرت به شما جایزه مرحمت کرده اند ، ببر و بفروش. مرد عوام گفت: این را خودم هم فهمیدم ولی به چه کسی بفروشم؟ تولیت حرم گفت: من از پولهایی که مردم نذرامیرالمؤمنین علیه السلام کرده اند به شما می دهم و این را از شما می خرم و این دفعه نخواهد افتاد و همینطور هم شد و قندیل طلا را در جای اولش نصب کردند. (این قندیل الان هم داخل ضریح مطهر امیرالمومنین(ع) می باشد که از طرف پایین پای مبارک نزدیک درب ضریح مطهر قابل رویت است.) آن عالم شاعر كه اتفاقا وضع مالي خوبي هم نداشت با ديدن اين كرامت ،سری تکان داد و گفت: عجب ما تا حال ضرر کردیم، این قدر که در فقر بسر بردیم، عقلمان نرسیده که یک قصیده ای برای حضرت بگوییم و بیاییم پول بگیریم لذا همان شب نشست و یک قصیده بسیار خوبی در مدح مولا سرود. فردا آمد نگاه کرد ببیند کدام قندیل قیمتش بیشتر است زیر یکی از آنها نشست و خودش را یک کمی عقب کشید که اگر افتاد سرش را نشکند. قصیده را با صدای خوب خواند و منتظر بود که قندیل بیفتد اما خبری نشد. با خودش گفت: شاید حضرت نپسندیده، لذا سه روز ، پی در پی شعرهایی سرود ولی خبری نشد. روز سوم خیلی عصبانی شد و با عصبانیت گفت: یا علی! اگر بگویی اول مسلمان بودم، قبول، اگر بگویی داماد پیغمبر بودم، قبول، اگر بگویی فاتح خیبر بودم قبول، اگر ... آخه اون شعر بود که آن عطا را دادی؟ ولی برای شعر من چیزی ندادی ؟ سپس با حالت قهر از حرم بيرون آمد . همان شب در خواب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را زیارت کرد در حالی که لبخند بر لبانش نقش بسته بود فرموند: « او خالص برای خدا گفته بود ولی تو به خاطر عطا گفتی. فرق شعر تو با او این بود. با اين حال چون تاکنون کسی از در خانه ما دست خالی برنگشته این مطلب را یاد بگیر و آن اینکه یکی از شعرای شیعه و ثروتمند در هندوستان است كه بیتی را سروده اما در مصرع دوم مانده ! تو این مصرع را یاد بگیر : «به آسمان رود و کار آفتاب کند» به او بگو مصرع اول را بگوید و تو این را بگو چون نذر کرده به کسی که مصراع دوم شعرش را بیاورد، جایزه كلاني بدهد». این شخص بالاخره عازم هندوستان شد و فرد مزبور را پیدا کرد و به او گفت: شنیده ام شما شعری در مدح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سروده ای و در مصرع دوم یک بیت مانده ای؟ جواب داد: بله ! هنوز کسی ادامه آن را نگفته و نذر کرده ام هر کس بگوید نصف ثروتم را به او بدهم و شعر را خواند : « به ذره گر نظر لطف بوتراب کند » بلافاصله عالم شاعر گفت: « به آسمان رود و کار آفتاب کند » شاعر هندوستانی گفت: احسنت ! معلوم است شاعر زبردستی هستی! عالم جواب داد: شاعر هستم ولی این حکایتی دارد و جریان را گفت. او هم خیلی خوشحال شد که آقا امیرالمؤمنین (ع) شعر او را قبول کرده و به نذر خود عمل کرد و ثروتش را بین خود و او تقسیم کرد.
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
سنه گوربان آقا.....
بی تأمل دلِ سنگین تو می‌گردد آب گر بدانی چه قدر تشنه‌ی باران شده ام
دﺧﺘﺮ بدرالدجی اﻣﺸﺐ ﺳﻪ ﺟﺎ دارد ﻋﺰا ؛ ﮔﺎه ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ پدر ، ﮔﺎﻫﻰ ﺣﺴﻦ ، ﮔﺎﻫﻰ رﺿﺎ
خودمانیم آقا نکند سائلی آمد و حرم بخشیدی؟
𓂆 ســــ☫ــدره 𓂆
آرزو نیست ؛ رَجَز نیست ؛ من آخر روزی ، وسطِ صحنِ حسن‌<علیه‌اسلام> ، سینه‌زنی خواهم کرد .
کار ما نیست غزل بافتن از نامِ حسن کامِ ما مستِ عسل یافتن از جامِ حسن:)
تأخیرات خداوند خیر است .
چند خط درمورد صلح امام حسن (علیه‌السلام) حتما شنیده‌اید که آنچه امام حسن (علیه‌السلام) را به صلح واداشت، ضعف بینش عمومی بود و حتما شنیده‌اید که به امام حسن (علیه‌السلام)، مذل المومنین میگفتند. اما آن چیزی که کمتر به آن توجه می‌شود این است که این‌ها چه کسانی بودند؟ چه کسانی به امام میگفتند "السلام علیک یا مذل المؤمنین"؟ این‌ها خواص بودند. خواص امام بودند که می‌آمدند محضر ایشان و ایشان را اینطور خطاب میکردند. چرا؟ چون این‌ها قدرت تشخیص نداشتند. نمیتوانستند تشخیص بدهند ذلت و عزت مسلمین چیست، خیر چیست، صلاح چیست، مصلحت چیست؟ چرا؟ چون خودسازی نداشتند. إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا. خودسازی می‌خواهد. شناخت صلاح از فساد، خودسازی می‌خواهد. حالا این شناخت و تشخیص وقتی در مقام تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی برای جامعه اسلامی برمی‌آید، اهمیتش دوچندان می‌شود. نقل است بعد از صلح امام حسن، جمعی از اصحاب پیش امام آمدند و گفتند ما حاضریم دوباره مردم را جمع کنیم برای مبارزه با معاویه امام فرمودند: «فلیَکُن کلُ واحدٍ منکم حِلساً مِن اَحلاسِ بیوتِه» یعنی به خود برگردید. روی خودتان کار کنید. اول خویشتن‌سازی کنید بعد جمع‌سازی کنید. پیراهنی از فکر اصیل اسلامی بر تن کنید بعد بروید به میدان مبارزه. این‌ها بود که امام حسن را مجبور به صلح کرد. این‌ها را امام دارد به که میگوید؟ به خواص.. ✍🏻علمدار
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تسلیت عرض میکنم شهادت امام رئوف را... 💔🖤