- سِدرَة -
روا بُوَد که گـریبان ز هجر پاره کنم؛
دلم هوایِ تو کرده، بگو چه چاره کنم؟
- سِدرَة -
تو را دیدم شبی امّا نرفتی از نظر، حتی
برایِ یک شب ساده، برای یک دم کوتاه..
- سِدرَة -
زیر ایوانِ نجف من دو خدا میبینم؛
چه کنم؟! شدت مستیست، دوتا میبینم=)